تبليغاتX
قلمی در دست

فلسفه آفرينش در اديان مذهبي

" مژده   مژده"

چون یکشنبه آینده افتاده وسط یه عالمه تعطیلی امروز سنت شکنی کرده و وبلاگ به روز می شود.

امروز باز هم میخوام براتون بحث مذهبی بکنم و صحبت سر فلسفه آفرینش در ادیان مذهبیه . در واقع برداشت های شخصی، ادیان را به نقاطی رسانده که خارج از بیان الهی است ، در واقع ما انسان ها، گویا سعی در تحمیل عقیده خود در شناخت ادیان داریم. تفسیر باید کاملا عقلانی و مطابق با وجدان جمعی باشد، هر آنچه خلاف احساس و وجدان بشری باشد و یا عقلی نباشد عادلانه نیز نمی تواند باشد زیرا به گفته ای، احکام الهی هر کدام حکمتی دارند. ما بعضی از این حکمت ها را دریافته ایم و بعضی هنوز بر ما پوشیده است. احکامی که در گروه دوم قرار می گیرند تقریبا هیچ گاه توجیه عقلانی نشده اند و با آن ها به نوعی با تعصب برخورد کرده ایم. در دین یهود که ساختار آن ساختار شکلی سنگینی است، چنین تفاسیری زیاد به چشم می خورد.  و اينجاست كه مي فهميم اسلام بهتر از يهوديت است!!!

تفسیر ادیان همیشه تفسیر مردانه بوده است وتاریخ ادیان با تفاسیر مردانه رقم خورده است. همواره خدا حامی مردان قلمداد گشته است در حالی که خالق هستی حامی حق و عدالت است. آیا دین و شریعت موسی همین بوده است؟ در تورات عباراتی که نشان و حاکی از برتری مردان بر زنان باشد نیست اما همان گونه که می دانیم همواره تفسیرها از خود کتاب ها بیشتر بوده اند. در دین و شریعت موسی نیز این گونه تفاسیر از احکام بیش از خود احکام الهی است. اما برای شناختن بیش از پیش نگرش این دین نسبت به زنان به بررسی آن می پردازیم.

بعضی از تفاسیر و توجیهاتی از این قبیل که در این مقاله بدان ها اشاره می شود، تبعاتی داشتند که  مردسالاری را موجه دانسته و زنان را مهجور کردند. و باز هم اينجاست كه ميبينيم چقدر در حق زنان اجحاف شده است تفسیر هایی که کاملا مردانه است وبه این جمله که تاریخ را مردان نوشته اند تاکید می گذارد.برداشت هایی که به نظر سطحی می آیند و به عمق معنی آیات نرفته اند. چون دلشون نخواسته كه به عمق ايات بروند زيرا به ضررشان تمام ميشده و كلي اختيارات و امكانات و پوئن ها بسيار ازدست ميداده اند. ساختار جملات کتب  مقدس به گونه ای است که در هر دوره ای می توان برداشتی دگرگونه از آن داشت و یا  به نوعی با گذر زمان، پرده از رموز آن برداشته می شود و با توجه به رشد و پیشرفت تفکربشری می توان هر لحظه نگاهی جدیدتر به معانی آن داشت. تفاسیر ساخته ی زمان خود هستند. از آنجا که بی شک خواننده محترم خود از تاریخچه دین یهود آگاه است، از توضیح تاریخچه این دین پرهیز کرده و دراینجا به بعضی از آیاتی که در بالا ذکر شد، اشاره می کنیم.

فلسفه آفرینشدر کتاب مقدس، در سفر پیدایش که از اسفار تورات است در مورد آفرینش انسان چنین آمده است:" و خداوند خوابی گران بر ادمی مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد و خداوند آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و وی را نزد آدم آورد و آدم گفت همانا این است استخوانی از استخوان هایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد و از این سبب مرد، پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک من خواهند بود." و خوب به مرور زمان ميبينيم كه مردها اين رو زير پا گذاشته و هر كاري كه دلشون خواست انجام دادند.

این آیه از آیاتی است که در حدود آن علمای یهود به بررسی پرداختند و تفسیرهایی از خود ارائه دادند. بعضی از علما این آیه را حاکی از ارجهیت جنسی جنس مرد بر جنس زن دانستند كه صد البته خيلي هم اشتباه كرده اند و اينجا بهترين فرصت است كه كليه تقصيرات از گردن دين مبين اسلام برداشته شده و به گردن يهوديت انداخته شود!! از آن رو که در آفرینش، خداوند اول آدم را آفرید و بعد حوا را. اما این تفسیر به دلایلی که در مقدمه بیان شد از جمله غیر عاقلانه و غیر عادلانه بودن، متروک مانده است . به نحوی که در تلمود که گنجینه ای از آرای علمای یهود است براین نکته اشارتی شده است. و علمای یهود به مضامین دیگر پرداخته اند، از آن جمله اینکه چرا خداوند زن را از دنده آدم آفرید و نه از عضو دیگر؟ در تلمود علت اینکه چرا زن از دنده آدم آفریده شد نه از عضو دیگر در گفتار زیر شرح داده شده :
" و خداوند این نکته را مورد توجه قرار داد که زن را از کدامین عضو آدم بیافریند. او فرمود من زن را از سر آدم نمی آفرینم تا آنکه سبک سر نگردد و سر خود را از روی نخوت و غرور بالا نگیرد ، نه از چشم تا انکه بسیار کنجکاو باشد و نه از گوش تا آنکه استراق سمع نکند و سخن چین نشود و نه از دهان تا آنکه پرحرف و وراج به بار نیاید و نه از دل تا انکه حسود نشود نه از دست تا آنکه هرزه دست نشود و نه از پا تا آنکه ولگرد نباشد . من زن را از قسمتی از بدن که همواره پوشیده است می آفرینم تا آنکه وجودی عفیف و محبوب به بار آید."
و دقيقن همين تفسير بود كه خيلي ها را به اشتباه انداخت و فكر كردند منظور از عفت زنان يعني اينكه در چادر و چاقچول پوشيده شده و در پستو پنهان شوند.

این تفسیر را نمی توان درک کرد مگر آنکه صفت کلی را بر نوع کلی بار کنیم. یعنی بگوییم زن به ماهو آن موجودی عفیف و پاک است یعنی ذات تمامی زنان به طور یکسان این خصوصیت را دارد و این ناشی از آفرینش آنهاست که از دنده آفریده شده اند و آن همیشه پوشیده است. در پذیرش این نحو تفسیر، ما با مشکلات بسیاری مواجه می شویم. منجمله تو كارتون تارزان و يا فيلم اون ميبينيم كه تارزان دنده هاش پيداست (همذات پنداري تارزان و آدم) و اصلن هم پوشيده نيست اينجا عده اي تفسير كرده اند كه منظور خود استخوان دنده است نه بدن در آن ناحيه كه اين سوال پيش مي آيد پس استخوان لگن و پا و دست مگر پوشيده نيست؟!!! از آن رو که اولا در پذیرش جبر و اختیار دچار این پیچیدگی می شویم که پس زنان اگر پاک و عفیف اند، کار ثواب و نیکی نمی کنند زیرا این حکایت از ذات آنان دارد. اما اگر خلاف آن عمل کنند گناه کرده اند؟!آیا این در مورد مردان صادق نیست؟زیرا از سوی دیگر این صفت کلی انسان است که پاک باشد، اما این نیروی نفس است که انسان را به شر می کشاند که در هر دو جنس وجود دارد، در حالی که مرد از هیچ قسمتی از بدن زن به وجود نیامده است. و متاسفانه برداشت اشتباه ديگري از اين مبحث باعث شده تا به مرر زمان مردان هر غلطي كه (بلا نسبت شما) دلشون خواسته بكنن و گناه رو مخصوص زنها قلمداد كنند.

این آیه نکته قابل توجهی دارد که چندان به آن پرداخته نشده است. و آن مفهوم من شدن (یکی شدن) یا همان تکمیل شدن دو جنس با یکدیگر است که در آخر آیه آمده است و این که فلسفه آفرینش در بیان تفاوت میان زن و مرد نیست زیرا که مقصود از آیه ،تکمیل انسانی توسط انسان دیگر است که این امر در اسلام هم وجود دارد یعنی هر مردی با یک زن آرام می گیرد و بالعکس. نهاد خانواده چه در دین یهود و چه در اسلام و مسیحیت به معنای وحدت ماهیت زن و مرد و یکی شدن یا یک وجود یافتن است و این که مرد به تنهایی موجود ناقصی است که به موجود دیگری برای تکامل نیازمند است. ولي خوب چون به مرور زمان مردها فهميدن اين قسمت آيه با ذات خرابشون به شدت تضاد داره سعي كردن اونو ناديده بگيرن و از زن فقط بعنوان وسيله اي براي رسيدن به آرامش!! استفاده كنند. و از اونطرف شعار بدن كه زنها مايه سلب آسايش هستند. توجه به واژه شعار از يادتان نرود.

نهاد خانواده

در مذهب یهود مانند دیگر ادیان به خانواده بسیار ارج نهاده شده است. خانواده به مفهوم وجوبی و عقلی آن، کنار هم بودن زن و مرد به عنوان رشته مستحکم با عقد دائم است . در دین یهود برای عقدموقت ازدواج یا تعدد زوجات ارزشی قرار داده نشده است و این امور صرفا امور وجودی هستند که در این دین آمده و از آن ها نهی نشده است اما کراهت آن ها به وفور در تلمود در کتاب مقدس آمده است. به زن در مواردی حق طلاق داده اند:

1- زمانی که شوهر به بیماری بدی مبتلا شود.2- شوهر زن دیگری را به عقد خود در آورد. اما این امور، امور قطعی هستند و حق طلاق در دین یهود نیز از اختیارات شوهر است. با این که این امر در کتاب مقدس آمده است که مرد حق طلاق دارد اما تفسیر غالب علمای یهود این گونه است که زن باید با شوهر خویش سازگار باشد و تنها در صورت اذیت و آزار بیش از حد از جانب شوهر یا بیماری مذموم یا اختیار همسری دیگر مجاز به طلاق است . و بيچاره زن كه اينجوري با تفسيرهاي اشتباه حقش هزاران سال است كه خورده شده. تنها در صورتی به زن حق طلاق داده شده است که وی در عقد نامه خود این مورد را ذکر کند و باز شوهر اختیار دارد با وجود اختیار همسری دیگر طلاق زن خود را امضاء نکند، تنها در صورت عسر و حرج برای زن، خاخام- عام یهود- حق گرفتن طلاق زن را از مرد دارد. و خوب ميبينيم كه در دين مبين اسلام هم اينجا رو از رو دست يهود كپ زده.

سخن آخر

هر دینی در محتوای خود امور متعدد را بررسی می کند که این امور گاهی جزیی و گاهی  نیز کلی است ، اما خصوصیت ادیان این است که امر کلی را به بشر داده واین مجال را می دهند تا در جزئیات، خود تصمیم بگیرد و این همان تفسیر از دین است. یعنی اختیار رفتار واحد به هر شخص را می دهدند و این انسان ها هستند که گاهی با نگاه غالب موضوع را به نفع خود تفسیر می کنند که یکی از این موضوعات ، بحث نگرش به جنس زن است. امید است که در عصر کنونی نگاه ها تعدیل و با وجدان و عدالت عمومی به سوی روزی رویم که زنان دارای حداقل، حقوق شخصی خود باشند. و متاسفانه اين تفسير قضايا به نفع خود را، مردان از حد گذرانده و ديگه همچين تاخته اند كه ديگر انگار كسي جلودارشان نيست اما كور خوندن.


پی نوشت یا به عبارتی سپاس نوشت:

1- با تشكر فراوان از گلپونه عزيز و مهربان و نازنين و خانوم و دانشمند زمان كه به من در تهيه اين مقاله و تحقيقات راجع به اون كمك كرد.

2-ابن لینک هم فوق العاده است از دستش نديد هرچند من هم قبلن يه مقاله راجع بهش نوشته بودم كه الان پيداش نمي كنم لينك بدم!

3- با سپاس مجدد از گلپونه این عکس رو هم ببينيد.

4- اين گلپونه منو خيلي شرمنده كرده این لینک  و فراموش نكنيد!

۵-با سپاس فراوان از بانو این لینک رو هم حتمن ببينيد.

۶-با سپاس فراوان از گلپر قسمت لبيك يا صهبا رو پيشنهاد ميكنم اینجا.

۷-و باسپاس فراوان از این لینک كه منو در تهيه اين مقاله ياري كرده.

۸-و بالاخره توضيح اينكه اون قسمتهايي كه قرمزه خودم نوشتم.



نوشته شده توسط گلپونه در تاريخ سه شنبه 1388/11/20 |