مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت.
دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش سادهاى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:
«ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.»
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟
جوابى نشنيد.
بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟
باز هم پاسخى نيامد.
باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟
باز هم جوابى نشنيد.
باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد.
اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار میگم: خوراک مرغ!
نتيجه اخلاقى
مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر میکنيم در ديگران نباشد و شاید در خود ما باشد!
ممنبع
هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبودهاند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:
- ويكتور لوستيگ victor lusti
سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه ميتوانست زيركترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد ميكرد و به نظر ميرسيد كه همه روزبهروز پولدارتر ميشوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكاييها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بيعيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!
ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.
دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههايي با سربرگهاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسهاي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلي شناخته شده براي قرارهاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينههاي نگهداري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ايفل در آن سالها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بينالمللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اينكه با ساختمانهاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كمسابقهترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يكشبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همانطور كه تاجر عزيز ميداند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!



پس فايده خمير دندان چيست ؟
براي پاسخ به اين سوال لازم است از تركيب و مواد موجود در خمير دندان آگاهي داشته باشيم . بطور كلي هر خمير دندان شامل مواد زير است :
1 - مواد ساينده
2 - آب
3 - مواد كف كننده
4 - مواد خوش طعم كننده
5 - تركيبات درماني
فايده خمير دندان در درجه اول افزايش اثر تميز كنندگي و جلادهندگي مسواك است . آنها به كمك مواد ساينده و كف كننده خود به برداشته شدن رسوبات رنگي كه براثرمصرف موادي مثل چاي ، قهوه ، سيگار و… بر روي دندانها تشكيل مي شود كمك مي كنند .
همچنين مواد خوش طعم كننده آن مسواك كردن را دلپذيرتر ساخته سبب مطبوع تر شدن تنفس مي گردد .
تعدادي از خمير دندانها به علت داشتن بعضي تركيبات شيميايي داراي اثرات درماني خاصي هستند . فلورايد يكي از آن مواد است
وجود فلورايد در خمير دندانها ميزان پوسيدگي دندانها را به مقدار 17 تا 30 / كاهش داده است .
همچنين افرادي كه دندانهاي سالم ولي حساس به سرما و گرما دارند با مصرف خمير دندانهاي مخصوصي كه اصطلاحات ضد حساسيت هستند مي توانند اين حساسيت را بر طرف كنند .
شرط مؤثر بودن خمير دندان در نظافت دهان آن است كه تماس نزديكي با دندانها داشته باشد ، قرار دادن خمير دندان بر روي موهاي مسواك منجر به افتادن قسمت اعظم آن بنگام شروع مسواك زدن مي شود .
گاهي مشاهده شده كه بعضي از مردم با استفاده از خمير دندانهاي به اصطلاح ضد جرم يا سفيد كننده smokors قصد سفيد كردن يا جرم زدايي دارند بايد متذكر شويم كه اين خمير دندانها نه تنها اين خاصيت ها را ندارند بلكه به علت داشتن مواد ساينده زياد باعث تخريب ميناي دندان مي شود .
همچنين بايد متذكر شويم اگر چه خمير دندانها قادر به پاك كردن رنگهاي ناشي از مواد غذايي مختلف هستند ولي نمي توانند در رنگ زرد طبيعي دندانها تغييري ايجاد كنند .
• وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما
• سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد
• اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید
• افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
• پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر
• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
• ارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید
• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند
• همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
• تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
• دشوارترین قدم، همان قدم اول است
• عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
• آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
• وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
• در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
• امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
• برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
• امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید
• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید
• خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد
• درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است
• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
• هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد
• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
1. اگر میدانید که رستوران مورد نظرتان چه غذاهایی دارد، از قبل تصمیم بگیرید که چه خواهید خورد. این کار موجب میشود که در لحظه آخر غذایی پر کالری را بدون فکر انتخاب نکنید.
2. قبل از شروع غذا، حداقل یک لیوان آب بنوشید تا هم به هضم غذا کمک کند و هم اینکه شما زودتر احساس سیری خواهید کرد.
3. از اینکه در رستورانی، یک نیم پرس یا غذای سایز کودک سفارش دهید، نترسید. بیشتر رستورانها خواسته شما را انجام میدهند و "گاهی" مبلغ کمتری هم دریافت خواهند کرد.
4. قبل از همه شما غذای خود را سفارش دهید، تا با سفارش همراهان خود وسوسه نشوید.
5. اگر از شیوه تهیه غذای انتخابی خود مطمئن نیستید، بدون خجالت سوال کنید، اگر غذایی با کره یا روغن تهیه میشود، میتوانید بخواهید که برای شما آنرا بدون روغن سرو کنند.
6. اگر تمام غذاهای فهرست، پرکالری و چرب بودند، بپرسید که آیا امکان دارد یک بشقاب سبزیجات برای شما بیاورند؟ سبزیجات پخته تقریبا در تمام رستورانها موجود است و از آن برای تزئیین غذاها استفاده میکنند. در ضمن بعضی رستورانها خوراک مخصوص گیاه خواران هم سرو میکنند که معمولا کم کالری تر از غذاهای معمولی است.
7. هنگام سفارش گوشت یا ماهی، نوع کبابی آنرا سفارش دهید و بخواهید که کره یا روغن به آن اضافه نشود. به جای سس های پر کالری هم میتوانید از لیمو، پودر سبزیجات و ادویه استفاده کنید.
8. میتوانید به جای غذا، سالاد و سوپ سفارش دهید و برای دسر میوه میل کنید.
ادامه مطلب

ادامه مطلب

۱- سر جلسه کنکور: دو حالت بیشتر وجود نداره، یا جواب یه سوال رو بلدی یا بلد نیستی. اگه فکر نکنی، اونیکه بلد نیستی رو سفید میذاری و میری دنبال سوال بعد، اینطوری وقت بیشتری برای بقیه سوالا داری. اما اگه فکر کنی که اینو یه جایی خوندم و حدس بزنم و جوابای غلطو حذف کنم و ...، هم وقت کم میاری و هم منفی میزنی. پس فکر نکن.
۲- روابط عاطفی: وقتی دوست دختر/پسرت موبایلشو جواب نمیده، دیر به دیر زنگ میزنه، تا دیر وقت کار میکنه!، خیلی با حرارت و آب و تاب ازتون تعریف میکنه و بالاخره یه جورایی مشکوک میزنه، دو حالت بیشتر وجود نداره. یا شما واقعا عاشقید یا الکی عاشقید. آدم واقعا عاشقی که به این قضایا فکر کنه، خودشو اذیت میکنه و عشقشو از دست میده، ولی اگه فکر نکنه، یا همیشه از داشتن معشوقش لذت میبره* یا خیلی راحت و بدون فکر قیچیش میکنه. آدم الکی عاشقی که به این قضایا فکر کنه، بیشتر و بیشتر حماقت خودشو به طرف نشون میده، ولی اگه فکر نکنه، یه رو دست به طرف(که فکر میکنه خیلی زرنگه) میزنه و در کمال آرامش هر غلطی بخواد(اعم از مادی و معنوی) با یارو میکنه. پس فکر نکن.
*مشکل بیشتر آدما اینه که نمی خوان قبول کنن گاهی باید اجازه بدی دیگران تو پاچت بکنن.
وای! چرا داری فکر می کنی؟ بیا بیرون.
اگه يک کم فکر کني مي بيني زندگي ارزش زنده بودن رو نداره. اگه يک کم بيشتر فکر کني مي بيني زندگي ارزش مردن رو هم نداره. پس هميشه سعي کن قدر چيزي رو که امروز داري رو خوب بدوني. اما اگه خيلي فکر کني مي بيني مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره. هميشه يادت باشه چيزي که امروز داري شايد آرزوي ديروزت بوده و بزرگترين آرزوي فردات

این میز غذا به گونه ای طراحی شده که شما را لاغر و احتمالاً دیوانه میکند
. البته رژیمی که برای استفاده از این میز تدارک دیده شده یک پیشنیاز بزرگ دارد و آن یک شریک است که پای رژیم شما باشد و البته صد در صد خونسر و مورد اعتماد شما

بله دیگر حتماً متوجه شده اید. این میز به گونه ای طراحی شده است که برای استفاده از هر چیزی بایستی منتظر زمین گذاردن قرینه آن توسط شریکتان باشید. در این میز از چنگال و قاشق و نمکدان و لیوان گرفته تا دیس برنج و و سایر … همه به متناظر خود در طرف دیگر میز متصل است .اگر شما بخواهید قاشق غذای خود را به مقصد برسانید حتما لازم است شریکتان قاشقش را به زمین بگذارد و بالعکس.
البته استفاده از این رژیم نیاز به صمیمیت و شفقت فراوان بین دو طرف میز دارد . اگرنه اولین چیزی که به ذهن خود من میرسد اینست که طوری از ریسمان های متصل به چنگال خودم استفاده کنم که چنگال طرف مقابل به چشمش فرو رود و پس از آن با طیب خاطر و قلبی مطمئن غذا را تناول کنم ;). خدا رحم کند



2.



