تبليغاتX
گزیده خاموشی از دنیای خاکی
 
نوشته شده توسط ادمین در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 11:22 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچه‌دار شود.
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را در روزهاي گذشته پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن‌ برود.

به گزارش  ايسنا، سريال «ساعت شني» در زمره‌ي پر بازيگرترين مجموعه‌هاي سال‌هاي اخير تلويزيون قرار مي‌گيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند.

بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفي‌نيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

خبرنگار ايسنا با حضور در آخرين مرحله‌ي صداگذاري شاهد شركت بازيگران اين مجموعه تلويزيوني بود كه به ترتيب و در فواصلي نيم ساعته در دفتر تدوين و صدا حاضر شدند تا قسمت‌هايي از ديالوگ‌ها كه به لحاظ صدا در حد قابل قبولي نبود را تكرار كنند.

تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي مي‌شوند و قرار است از اين‌شب‌ها به روي آنتن شبكه اول برود.

سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند و كارگردان اين سريال در گفت‌وگويي با ايسنا اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نمي‌شود.

«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچه‌دار شود.

به گفته‌ي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح مي‌شود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد.

در ادامه داستان «ساعت شني» كه در اختيار ايسنا قرار گرفته آمده است: بعد از اين كه زني تقبل مي‌كند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه مي‌شود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر مي‌شود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي مي‌شود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منش‌هاي متفاوت فكري گذر مي‌كند.

به گزارش ايسنا، «ساعت شني» با پرداختن به مسائل اجتماعي و روزانه جامعه، دومين ساخته بهراميان پس از سريال «مشق عشق» محسوب مي‌شود.

اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد.

تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفت‌و گويي با ايسنا اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال هم‌چنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر مي‌گذارد و حتي گفته مي‌شد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم.

 عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني:

نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان

انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفي‌نيا

نويسنده:احمد رفيع‌زاده

جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي: هديش بيگدلي شاملو

جلوه‌هاي ويژه ميداني: داوود رسوليان

جلوه‌هاي ويژه‌ رنگي: ميثم كمالي

اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت

منشي‌صحنه: شيدا باسله‌چي/برنامه‌ريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني

صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي

طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند

تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكري
نوشته شده توسط ادمین در شنبه 1386/07/28 ساعت 8:1 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

به گزارش سرویس اجتماهی و حوادث سایت خبری قدس (www.qodsdaily.com ) ، «لي‌مان يو» 29 ساله به محض آنكه وارد بيمارستان شد، به سمت سه ظرف خون رفت و هر سه را يكجا سركشيد، غافل از اين كه اين سه ظرف، حاوي خون بوده و قرار بود بر روي آنها آزمايش شود.

اين مرد مدعي شد كه تشنگي شديد او را وادار به اين كار كرده اشت.
 

«لي» كه قبل از آن مشروب الكلي نوشيده بود، پس از اين كار دچار تهوع شديد شد.

او وقتي در دادگاه احضار حاضر شده بود، اظهار كرد: فوق‌العاده تشنه بوده و نمي‌دانسته كه محتوايات اين سه ظرف خون است. اين شهروند هنگ كنگي به خاطر اين اقدام به دو ماه حبس محكوم شد.
نوشته شده توسط ادمین در پنجشنبه 1386/07/26 ساعت 11:27 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
امروز که برای ساعتی در ترافیک های طولانی تهران به دلیل ورود ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و نوچه هایش ( روسای جمهور آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان ) به مناسبت اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر به تهران گیر کرده بودم ، داشتم به این فکر می کردم که به قول این قدیمی ها ، خدا خر رو شناخت که شاخش نداد !!

همون بهتر که توی تمام این سالها تحریم بودیم و مهمترین مسوولانی که به ایران اومدند همون روسای جمهور گینه بیسائو و ماداگاسکار و ... بودند ! تصور کنید اگه ایران هم مثل بقیه کشورهای جهان ، جزء جامعه جهانی به حساب می آمد و قرار بود روسای جمهور و مسوولان کشورهای مهم و سران کشورهای اروپایی و امریکایی به ایران سفر کنند ، از در خونه هم بیرون نمی نوتستیم بیایم .

درهر صورت امروز برای اینکه خط سیر آقای پوتین و بقیه همراهانشون باز باشه ، من و هزاران آدم دیگه مثل من ساعت ها در ترافیک زمان و اعصابشان لگدمال شد بدون آنکه بدانیم که چرا باید برای برگزاری نشستی اینچنین که هیچ نفع ملی نیز برایمان ندارد ساعتها به هیج گرفته شویم !


اما به راستی در سفر سال آینده ی آقای احمدی نژاد به روسیه ، آیا شهروندان روسی هم برای عبور آقای احمدی نژاد و هیئت همراه ساعتها مجبور می شوند که در ترافیک بمانند ... ؟! این همون حقوق شهروندی است که در ایران به شوخی بیشتر شباهت دارد .


pootin2.JPG
لحظه ورود پوتين رئيس جمهور روسيه به تهران
توضیح : این خانم مهماندار روس نمی دانم می داند که در زیر آفتاب چه سرزمینی این چنین رخ می نماید یا نه ؟! آفتاب این سرزمین سالهای سال است که چنین چهره هایی را به خود ندیده است . بیچاره خبرنگاران و عکاسان ایرانی که سالهای سال است چنین فریم هایی را در داخل این سرزمین نتوانسته اند بیندازند و این بانوی روس هم اگر جرات دارد پایش را از پله های هواپیما پایین بگذارد تا نشانش دهیم که چگونه در این سرزمین ، به قول رئیس جمهورش تقریبا آزادی کامل وجود دارد .
به نقل از رازنو
نوشته شده توسط ادمین در چهارشنبه 1386/07/25 ساعت 10:5 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط ادمین در دوشنبه 1386/07/23 ساعت 8:5 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
آقای بيل گيتس ؛ ميلياردر معروف امريکايی ؛ چند روز پيش به سفارت نيجريه در واشنگتن مراجعه کرد تا برای ورود به آن کشور ويزا بگيرد .
در سفارت نيجريه پس از پر کردن فرم ها و پرسشنامه های رنگ وارنگ ؛ به اطلاع ايشان رساندند تا يک هفته ديگر نتيجه بررسی ها به آگاهی ايشان خواهد رسيد .
ديروز از سفارت نيجريه نامه ای به اين مضمون برای آقای بيل گيتس ثروتمند ترين مرد دنيا فرستاده شد :

آقای محترم
تقاضای شما برای دريافت ويزا مورد بررسی قرار گرفت و صدور ويزا برای شما منوط به ارائه گواهينامه و تاييديه ای از بانک شماست تا نشان دهد که شما مقدار کافی پول در بانک داريد تا بهنگام سفر به نيجريه از خدمات دولتی رايگان استفاده نخواهيد کرد و از آن دولت تقاضای کمک های مالی و خدماتی و درمانی نخواهيد داشت !

آقای بيل گيتس - که گويا تا امروز مقامات نيجريه اسم ايشان را نشنيده بودند - مجبور شد از بانکش گواهينامه ای بگيرد که نشان ميداد ايشان 59 ميليارد دلار پول نقد دارند

اينکه مقامات سفارت نيجريه آيا به آقای بيل گيتس ويزا داده اند يا نه ما بی اطلاعيم ؛ اما چه برقی از حضرات پريد وقتی ديدند اين آقای ريزه ميزه عينکی ؛ 59 ميليارد دلار پول دارد و اگر بخواهد می تواند کل نيجريه را نقدی بخرد .


نوشته شده توسط ادمین در دوشنبه 1386/07/23 ساعت 7:53 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

1. –آخه...
  - دیگه آخه نداره!

2. طرف دارد از در خارج می‌شود.دوستی(نامزدی/همسری) صدایش می‌کند: جعفر ( یا قلی یا محسن یا بهزاد یا فروغ ...)
طرف برمی‌گردد (حالا یا می‌گوید "چی؟" یا نمی‌گوید) بعد اون دوست ساکت می‌شود و زیر لبی می‌گوید :هیچ چی.

3. طرف می‌خواهد یکی را تعقیب کند .عینک دودی می‌زند و سپر به سپر طرف (یا اگر پیاده‌اند در فاصله 30 سانتی‌ او ) حرکت می‌کند. سوژه مورد نظر هم یک خنگ بالفطره است.

4. با هنرنمایی : امین حیایی

5. موقعیت‌های هراسناک برای زن‌های تنها باید در شبهای بارانی رخ بدهد.

6. آدم‌ها برای بیدار شدن از کابوس حتماً باید نیم‌متر با صورت خیس از تختشان بپرند.(طوری که دو نیم‌تنه‌شان زاویه 90 درجه بسازد)

7.یک پسر بامرام عاشق‌پیشه که عقلش شیرین می‌زند و اواخر فیلم قابلیت‌هایش به همه اثبات می‌شود( یعنی همه مردان جوان سالم منگل‌اند؟!)

8.خانه دوبلکس و آقای خانه  که با رب‌دشامبر برق‌برقی و دستمال گردن ،دارد با لبخند از بالا به تازه‌وارد نگاه می‌کند( خداوکیلی این تصویر دیگر حالتان را بد نمی‌کند؟)

9. هندوانه‌ها در آب حوض (اولین تصویری که برای القای حس صمیمیت و گرمی خانواده به ذهن هر آمیبی می‌رسد)


(میان برنامه
یکی از سریال‌های رمضان -دیالوگ‌های پدر و دختری در اتومبیل:
دختر-نظرتون درباره شعر نو چیه؟
پدر- من به این شعرها می‌گم شعرهای هیچی‌ندار.
دختر-نه منظورم شعر نیماییه
پدر- نه...نیما که خوبه
دختر-دیگه؟
پدر-سهراب و اخوان هم البته خوبن.

(نکته:پیدا کنید نام دو غایب احتمالی را؟ پیدا کنید دلیل وجود این سکانس را؟توضیح این که پدر اساساً پزشک است)

10. سروش صحت در نقش لوطی که خاطرخواه کسی است که بهاره رهنما نقشش را بازی می‌کند.

11. زن چایی می‌آورد و به مهمان(ان) می‌گوید: خب ...خیلی خوش اومدید.(خلاق‌ترین فیلمنامه‌نویسان این جور مواقع می‌نویسند:"آفتاب از کدوم طرف در اومده؟")

12. حاجی و سید در کشاکش .یکی زخمی شده و اصرار می‌کند که " تو برو!" و از دیگری انکار که "من بدون تو جایی نمی‌رم" ( البته در اغلب موارد اون سالمه می‌رود و فرد زخمی در  یک سری اقدامات ایثارگرانه دشمن را می‌ترکاند)

13.نیروهای بعثی کلاً می‌خندند ( بعد هم در یک تغیر ناگهانی شخصیت به شکل جنون‌آمیزی عصبانی می‌شوند)

14." بازی دیگه تموم شد"( تا حالا چند نفرتان این دیالوگ را از زبان نیروی انتظامی واقعی شنیده یا اصلاً می‌تواند شنیدنش را از زبان یکی از این افسران محترم تصورش کند؟)

15. " من خودم رو هنرمند نمی‌دونم"

16. تمام عروسی‌ها در حیاط خانه برگزار می‌شود( نه تالار،نه باغ،نه آپارتمان...فقط در حیاط یک خانه قدیمی نقلی)

17. دو نامزد جوان دنبال هم می‌کنند و مثل چت کرده‌ها می‌خندند.(اوج خلاقیت برای نمایش خوشی عاشقان جوان)

18.وقتی کارگردان می‌خواهد نشان بدهد در ترسیم جهان دختران چقدر تبحر دارد یکی از دخترها به اون یکی می‌گوید:" خاک تو سرت"

(میان برنامه 2
یکی دیگر از سریالهای ماه مبارک.
پسر دیروقت از نزد دوستان نابابش که به او اکس داده‌اند برمی‌گردد.
خانه تاریک است. مادر هم درطبقه دوم خانه دوبلکس منتظر. پسر وارد می‌شود. مادر می‌گوید: کجا بودی تا این وقت شب؟ چرا چشمات قرمزه؟

نکته: مادر برای تشخیص  فوری قرمزی چشمان پسرش در تاریکی آن هم از فاصله 7 متری و ازطبقه بالا از هیچ نیروی متافیزیکی کمک نگرفته است. تشخیص او در سینمای ایران به شم مادرانه معروف است)


19. آدم‌های تحصیل کرده و خوش‌پوش و جنتلمن یک ریگی به کفششان است ( بر عکس مردان سنتی صادق)

20.شریفی‌نیا در نقش مردی که زیر سرش بلند است.

21.در خانواده‌های قدیمی و قجری حتماً  قتلی رخ می‌دهد.

22.در تیتراژ پایانی سریال‌ها باید حتماً یکی یک چیزی بخواند( تو مایه‌های غم باشد مقبول‌تر است)

23.همه خارجی‌هایی که می‌خواهند فارسی حرف بزنند باید عین سفیر انگلیس در سریال امیرکبیر صحبت کنند.(اگر یادتان نیست توضیح می‌دهم: مثل فارسی‌زبانی که در حین خوردن سیب‌زمینی داغ ، بخواهد حرف بزند!)

24. شما بنویسید...

نوشته شده توسط ادمین در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 12:55 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

_ در قوانین اسلامی هیچ الزامی نسبت به استفاده از چادر وجود ندارد اما در اینکه چادر کامل ترین مصداق حجاب زنان است نیز نمی توان شک کرد. در فرهنگ ایرانی ـ و نیز در کشورهای عربی ـ چادر به عنوان پوششی برای زنان و دختران پایبند به مذهب و اخلاق جا افتاده است و علیرغم تمام موانع سیاسی و فرهنگی همچنان توسط علاقمندان به آن استفاده می شود. اما از زمانی که نظم فراگیر و سنتی جامعه ما شکسته شده و ظواهر فرهنگی متقاوتی به آن وارد شده است چادر از حالت یک پوشش صرف فراتر رفته و به "نماد" حضور مذهب در جامعه تبدیل شده است. یعنی چادر از آن هنگام که به عنوان "پوشش زنان مذهبی" شناخته شده خاصیت نمادین پیدا کرده و وقتی موضوعی خاصیت نمادین پیدا می کند خود به خود مورد استفاده فرهنگی و تبلیغاتی قرار می گیرد و این اعم از آن است که این استفاده مثبت یا منفی باشد.

_ استفاده تبلیغاتی و منفی از چادر (تحت عنوان عام استفاده از نمادهای مذهبی برای سیاه نمائی مذهب) به خاطر خاصیت دیداری و نمایشی چادر، بیشتر از همه جا شاید در سینمای ما سابقه داشته باشد. سینمای ما ـ چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن ـ همواره تحت حاکمیت فضای روشنفکری و ضددینی بوده است و چادر بیشتر به عنوان وسیله ای برای سیاه نمایی "مذهب و مذهبی ها" مورد استفاده قرار گرفته است و نه نشان دادن وجود قشر بزرگ و انکارناپذیری از جمعیت کشور. به هر حال این مسئله، موضوع این مقاله نیست و توجه مبسوط به آن فرصت دیگری را می طلبد.

_ پس از انقلاب اسلامی چادر به حجاب رسمی زنان تبدیل شد و اقبال به آن فزونی یافت اما با فروکش کردن احساسات انقلابی و خصوصا بعد از سالهای جنگ این موج در جهت عکس جریان یافت و استفاده از آن محدود تر و اقبال به آن ضعیف تر شد. موج اصلاحات فرهنگی و سیاسی سالهای 70 هم به وضوح در پیوند جامعه با عناصر اصیل خود تأثیر گذاشت و فاصله مردم را با این عناصر بیشتر کرد. به همین دلیل عده ای به این فکر افتادند تا در برابر این جریان ضدفرهنگی مقاومت کنند و دست به تبلیغ برای "چادر" بزنند. در اینجا بیشتر می خواهیم به اثرات منفی که تبلیغ نادرست برای چادر به بار آورده است بپردازیم.

_ مهمترین و موثرترین ابزار رسانه ای تلوزیون است و نحوه استفاده از چادر در تلوزیون جمهوری اسلامی هم بحث مفصل و گسترده ای را می طلبد. اخیرا دوست خوبمان آقای علی جعفری ـ ورودی 76 مدرسه عالی شهید مطهری ـ در مقاله خانمهای چادری تلویزیون که سایت مرکز اسناد آن را منتشر کرده است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ادمین در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 12:54 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

شام در کنار تخت استاد سرد شده است ظاهراً دیگر نیازی به غذا خوردن نیست پزشکان و مسئولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.

لذا آنژیوکت تزریق چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزیق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشتند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است. شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصان بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو پروفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش خویش نمی اندیشد.

این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است.

نوشته شده توسط ادمین در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 11:41 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوستانی که این پست رو میخونند خواهش میکنند نظراتشون رو در مورد این عکس بگن که به نظر شما این آقا یا خانم داره چی کار میکنه

نوشته شده توسط ادمین در دوشنبه 1386/07/16 ساعت 11:27 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط ادمین در دوشنبه 1386/07/16 ساعت 11:17 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط ادمین در شنبه 1386/07/14 ساعت 11:41 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin
نوشته شده توسط ادمین در شنبه 1386/07/14 ساعت 11:34 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند.

او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید،سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود.

معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.

روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده.

به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند.

پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.

معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟»

بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.

آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد:

«این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید

و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید.

حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید

پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

منبع

نوشته شده توسط ادمین در سه شنبه 1386/07/10 ساعت 12:24 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin