سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان و عزیزان امیدوارم سالی که گذشت سالی پربار برای همه شما عزیزان بوده باشد و کوله باری که از این یکسال برگزیدیم بسیار پرمحتوا و گرانبها باشد در سال 86 دوستان بسیار گرانقدری در دنیای مجازی پیدا کردم که راهنمائی هایشان بسیار برایم راهگشا بوده ، شاید مجالی برای معرفی تمامی آنها نباشد ولی دور از انصاف و ائین جوانمردی است که از حسام عزیز و خانم کپی یادی نکنم که از راهنمایی این عزیزان بسیار بهره بردم در سالی که گذشت وبلاگهای زیادی پیدا کردم و از خوندن آنها لذت بردم وبلاگهایی مثل وبلاگ شیوا ، زیتون، تو که نیستی ببینی، ترجمه اخبار ترکیه ، نیک اهنگ کوثر، مازیار ناظمی، زهرا اچ بی ، کمتر از 10 دقیقه، ملودیهای شبانه من، حادثه آنلاین، نورخانه ، بیاتو و ... که علاقه زیادی به خوندن اونها داشته و دارم و امیدوارم در سال پیش و رو پر رونق تر از قبل به کارشون ادامه بدهند. متاسفانه تا پایان تعطیلات افتخار همکلامی و هم نفسی با شما بزرگواران در دنیای اینترنت رو ندارم. در پایان امیدوارم سال خوب و پربرکتی رو پیش رو داشته باشید و سین سلامتی بر سفره هفت سین تان نقش برجسته ای داشته باشد حق نگهدار شما
نوشته شده توسط ادمین در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 12:51 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد:
زن وارد آپارتمان
که شد تا خواست در را باز کند متوجه پاکتِ پستی بزرگی شد که جلو در افتاده
بود . با تعجب پاکت را برداشت و داخل شد . از آشپزخانه صـدای شیرِ آب می
آمد . کیفش را از روی دوشش برداشت و روسری اش را از سرش باز کرد . در حالی
که سعی می کرد نشانی فرستنده را پشتِ پاکت بخواند ، دکمه های مانتویش را
باز کرد و یک دستش را از مانتو بیرون آورد . بعد بسته را به دستِ دیگر داد
و مانتو را از تنش در آورد و روی جارختی پشت در آویزان کرد . .آرام روی مبل نشست . پاکت را باز کرد و دید که ناشناسی شماره جدیدِ مجله «زنان» را برایش فرستاده است
آرام آرام مجله را ورق زد تا رسید به « صفحه مردان » . با بی میلی
نگاهی به عنوانِ مطلبِ این شماره انداخت . نظرش را جلب کرد : « یک داستانِ
زن پسند » از سرِ کنجکاوی خواست شروع کند به خواندنِ داستان اما برای لحظه ای چشم از صفحه برداشت و در خیالاتش غوطه ور شد ...
صدای گریه بچه به گوشش رسید . گفت : « اون بچه چرا اینقدر نق می زنه ؟ »
مرد شیر آب ظرفشویی را بست و گفت : « فکر کنم خیس کرده . »
زن گفت : « خب عوضش کن . نمی بینی من خسته ام ؟ » ... مرد پشتِ دستش را به پیشبند مالید تا خشک شود . بعد کمی سرش را به جلو خم
کرد و بندِ پیشبند را از سرش در آورد . سریع از آشپزخانه بیرون آمد . سلام
گفت و به اتاق خواب رفت . زن نگاهی به او انداخت و روزنامه را از روی
میز برداشت . لحظاتی بعد مرد در حالی که کهنه خیس بچه را کف دست گرفته بود
از اتاق خواب بیرون آمد و تند به سمت دستشویی رفت . زن گفت : « مواظب باش نچکه ! » مرد دستِ دیگرش را هم گود کرد و زیرش گرفت . بعد شیرِ دستشویی را باز کرد و کهنه را شست . زن دماغش را گرفت و گفت : « خب ببند در رو ! بوش خفه م کرد ! » مرد با پشت پا در را هل داد و تا نیمه بست . زن
صفحات آگهی را از لای روزنامه درآورد و خواند : « به یک ماشین نویسِ مرد
نیازمندیم . تلفن 8909739 » « به یک منشیِ آقا ، دیپلمه ، مسلط به زبان
انگلیسی و تایپ فارسی و لاتین ... » زن از این که آگهی های استخدام بیشتر برای مردان بود لجش گرفت و صفحات آگهی را روی میز پرت کرد . مرد
از دستشویی بیرون آمد . کهنه بچه را که چلانده بود باز کرد و تکاند و به
سمت بالکن رفت . درِ بالکن را باز کرد و کهنه را روی طناب پهن کرد و گیره
زد .
مقدمه: وبلاگ problogger، مشهورترین وبلاگی که در مورد
وبلاگنویسی مینویسد، در پستی نوشته بود که همیشه لیست کردن
چیزهای جالب در قالب پستهای وبلاگی، ترافیک زیادی را از آن وبلاگ میکند و
لینکهای زیادی متوجه آن میکند.
من هم خواستم این کار را تست کنم!
1- ثبت کارهایی که دوست دارید قبل از مرگ انجام دهید: یک سایت
خوب در اینترنت وجود دارد!، سایت To do before I die :
هر کسی میتواند مجموعه کارهای قبل مرگی خودش را در این سایت
ثبت کند. به علاوه کتابی هم از این مجموعه اقدامات چاپ شد و در
آمازون قابل خرید است. شما میتوانید بلاگر این سایت هم شوید و عکس و ویدئو
آپلود کنید.
در اینجا مجموعه جالبی و عجیب و غریبی از
کارهایی که میشود قبل از مرگ انجام داد، گردآوری شده، از آموختن زبان خارجی و
کاشتن یک درخت گرفته تا انداختن یک پیغام داخل یک بطری و درست کردن یک وب سایت! و
البته کارهای جنون آمیز دیگر.
2- جاهایی که باید قبل از مرگ ببنید: سایت جالبی با عنوان
See before you die هم وجود دارد. در این
سایت میتوانید خیلی ساده، یک منطقه جغرافیایی مثل خاورمیانه، اروپا یا آمریکا و
سپس کشور مورد نظر خودتان را انتخاب کنید و جاهای دیدنیاش را ببنید. این هم
مناطق
دیدنی ایران در این سایت. این امکان را هم دارید که منطقه مورد نظر خودتان را
به این سایت اضافه کنید.
- کاربران فلیکر هم یک گالری بسیار جالب از
مناطق دیدنی دنیا درست کردهاند.
- سریال هزار جایی که باید قبل از مرگ ببینید: با الهام از
کتاب پاتریشیا شولتز، شبکه دیسکاوری سریالی با همین عنوان ساخته است که در آن یک
زوج جوان، طی 14 هفته به 13 کشور و 100 منطقه دیدنی در این کشورها سفر میکنند. شما
میتوانید به صورت آنلاین این برنامهها را در اینجا تماشا کنید.
3- هزار آلبومی که باید قبل از مرگ به آنها گوش کنید:
گاردین مجموعه جالبی از هزار آلبوم خوب و با ارزش را البته به سلیقه ویرایشگران
خود، جمعآوری کرده و توصیه کرده حتما قبل از مرگ به آنها
گوش کنید. از همین امروز شروع کنید به دانلود و کپی و خرید این آلبومها!
4- هزار فیلمی که باید قبل از مرگ ببینید: گاردین به سبک
آلبومهای شنیدنی، مجموعهای از فیلمهایی که دیدنشان قبل از مرگ میارزد،
گردآوری کرده است.
6- کتابهایی که باید قبل از مرگ خواند:
لیستی از 220 رمان برتر که در ایران ترجمه و منتشر شدهاند همراه نام انتشارات و
شما باید حتما و حتما قبل از مرگ بخوانید!
امروزه بسیاری از مردم زندگی مجردی را بیشتر میپسندند
و هیچ مجازات و تنبیهی برای آنها در بر ندارد ولی در دوران قدیم مجازاتهای
عجیب و گاه خنده داری برای مجردین وضع میشد از این قبیل که در فرانسه قدیم
ازمجردها نوعی مالیات بنام مالیات سولتاکس وصول میشد این مالیات آنقدر
سنگین بود که مجردها برای اینکه این مالیات را پرداخت نکنند ترجیح میدادند
ازدواج کنند .
در اسپارت یا یونان قدیم هر مجردی را که ازدواج نمی
کرد برهنه نموده و به همراه مامورین وارد خیابانها و کوچه ها میکردند تا
به این ترتیب رسوای خاص و عام شود . در مصر قدیم مجردها را سالی سه
بار زیر شلاق میگرفتند و هر سه مرتبه صد ضربه شلاق به او میزدند و بسیاری
از مجردین از ترس این مجازات در آخرین لحظه تصمیم به ازدواج میگرفتند .
ولی مجازات زنان در روم بسیار جالب و هوشمندانه بوده
است. در روم قدیم اگر زنها ازدواج نمی کردند و یا ناز و کرشمه می آمدند و
شرایط سنگینی برای ازدواج قائل میشدند به دستور سزار اوگوست از استعمال هر
گونه جواهرات و زینت آلات در سر و گردن منع می شدند.
سرانجام پس از کش و قوس های فراوان، محسن قرائتی به عنوان سر مربی تیم ملی فوتبال توسط شخص رئیس جمهور منصوب شد.
احمدی نژاد در این ارتباط گفت: انتصاب سختی بود، واقعا برایم سخت بود
که از بین مایلی کهن و قرائتی یکی را انتخاب کنم، هر دو نماز خون،هر دو
روزه گیر،هر دو اهل زیارت عاشورا و دعای کمیل و ندبه بودند و تمامی
فاکتورهای لازم برای مربی گری تیم ملی رو داشتند.
اما به هر حال ما از آقای مایلی کهن هم در تیم ملی استفاده می کنیم
زیرا آقای قرائتی در برخی نکات هنوز تجربه ی کافی را ندارند، مثلا ایشان
فکر می کردند که فوتبال در سه نیمه برگزار می شود در حالی که فوتبال در یک
وقت نود دقیقه ای برگزار می شود، وجود آقای مایلی کهن برای تذکر این نکات
ریز به آقای قرائتی لازم است.
محسن قرائتی ساعتی پس از انتصاب شدن به سمت سر مربی تیم ملی، برنامه های خود را برای آماده سازی تیم ملی اعلام کرد.
وی گفت: ما فعلا در سه نوبت صبح و ظهر و عصر در استادیوم سازمان حج و
اوقاف تمرین روخوانی قران می کنیم، فعلا مربی دعانویس نداریم و قرار است
که یک مربی دعانویس از عراق هم به کادر ما بپیوندد.
وی در ارتباط با استفاده از مایلی کهن در کادر هدایت تیم ملی گفت: من
از تجربیات مایلی کهن در بردن بازیکنان به زیارت عاشورا استفاده می کنم،
شنیده ام که ایشان شگرد خاصی در کشاندن و بردن بازیکنان به مراسم سوگواری
دارند.
قرائتی در زمینه ی سوابق خود در امر مربیگری گفت: فکر کنم فوتبال هم
مثل والیبال باشه و تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، فقط توی والیبال هفت
نفر تو زمین هستند و توی فوتبال دوازده نفر، من زیاد والیبال بازی کردم.
قرائتی درباره بازی های مقدماتی جام جهانی گفت: برخلاف نظر بعضی ها،
ما در گروه بسیار سختی افتاده ایم، هر سه رقیب ما از وجود بازیکنان مسلمان
سود می برند، آن ها از وجود بهترین علما و قاری ها در تیم شان استفاده می
کنند حال آن که ما حتی یک دعانویس هم نداریم.
مشکل تیم ملی باید اساسی و ریشه ای حل شود و شما نباید از من انتظار
معجزه داشته باشد، اگر در گروه ما به جای امارات و کویت و سوریه، کره
جنوبی و ژاپن و استرالیا حضور داشتند من با قاطعیت می توانستم بگویم که از
گروهمان صعود می کنیم اما خوب حالا کمی کار مشکل تر شده است.
بخش ورزشی وبلاگ بیست و سی نیز انتصاب آقای قرائتی را تبریک گفته و آرزوی موفقیت تیم ملی فوتبال را به گور می برد!
یک
زن حامله هنگامی که برای قضای جاحت به توالت قطار در حال حرکت رفت دچار
درد زایمان غیرمترقبه شد و فرزندش را به دنیا آورد. در رویدادی عجیب، بچه
تازه متولد شده از سوراخ توالت قطار در حال حرکت به پائین افتاد!
به گزارش وبلاگ اخبار ترکیه به نقل از روزنامه ملیت ترکیه، این زن دو ماه زودتر از موعد زایمان کرده بود و به گزارش رویترز،نوزاد
متولد شده نیز نجات یافته است. بهوری کالبی، زن سی و سه ساله هندی ضمن
آنکه به ناگهانی بودن لحظه زایمان اشاره کرده است گفت: " حتی نفهمیدم که
نوزادم از سوراخ توالت روی ریل ها افتاده است!"
کالبی
که در یکی از روستاهای ایالت راجستان زندگی می کند بخاطر زایمان زودرس تحت
مراقبت پزشکی قرار گرفته است. وی مدت کوتاهی بعد از زایمان بی هوش شده بود
و بعد از به هوش آمدن خانواده اش را از جریان خبردار کرده بود. زن خوش
شانس گفت: " قطار را نگه داشتند و برای پیدا کردن بچه روی ریل ها می
دویدند."
پزشکان گفته اند کارگران یک ایستگاه نزدیک به محل واقعه در مدت کوتاهی بچه را صحیح و سالم پیدا کرده اند.
در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه برگزار شده بود بيل گيتس موسس
مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل
مقايسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر
پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشينهايي سوار ميشديم كه قيمتشان 25 دلار
و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود!!!
جنرال موتورز هم در جواب بيل گيتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما
ماشينهايي با اين مشخصات سوار ميشديم:
1- كيسه هوا( Airbag ) قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما ميپرسيد :? Are you sure
2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف ميكرد!
3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي ميكردند شما بايد يك ماشين جديد ميخريديد!
4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز ميايستاد و شما
چارهاي جز استارت مجدد Restart نداشتيد!
5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot Down
ميشد و استارت آن نيز ار كار ميافتاد. در اينگونه موارد چارهاي جز نصب
مجدد Reinstallنداشتيد!
6- فقط يك نفر از ماشين ميتوانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين
مدل 95 يا NT براي آن صندليهاي بيشتري خريداري ميكرديد!
7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر ? پنج بار سريعتر و راحتتر از
ماشينهايمايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جادهها ميشد اين ماشينها
را يافت!
8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض ميشدند!
9- صندليهاي جديد همه را مجبور ميكردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!
10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشههاي راهها
ميكرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك
كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر ميشد!
11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه ميكرد خريداران
ماشين بايد رانندگي را از اول ياد ميگرفتند چون هيچ يك از عملكردها و
كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!
12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را ميزدند
"سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
این ضرب المثل درمواقعی بکارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی،
جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی
حالشو بگیره
"سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"
این ضرب المثل درمورد خانم هایی بکارمی رود که عکس بچه شان را دربلاگشان می گذارند ویک پست درمیان قربان صدقه شان می روند.
"کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"
این صرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.
"با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنچی به کار می رود.
"لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"
این ضرب المثل فروشندگان دومین وهوست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کارمی برند.
"دفترمنطقه پستی راهش نمیدادن، سراغ ای میلشو می گرفت"
این ضرب المثل درمورد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده مصداق دارد.
"کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"
این ضرب المثل بدون شرح است.
"رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"
این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه کوفت باشه" به شمار می رود.
"کامنت ولینک هفت دست، پست وآپ هیچی"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند.
"شیپیش تو بلاگش کامنت می ذاره"
کنایه از وبلاگ های بی مخاطب
با عرض سلام و ارادت دوباره خدمت همه دوستان خوبم راستش چند روز پیش در
قسمت پیوندهای روزانه لینکی گذاشته بودم تحت عنوان کوچکترین دختر دنیا که
شامل چند تا عکس بود امروز موفق شدم به لینک اصلی اون دسترسی پیدا کنم که
حیفم اومد واستون نذارمش. توصیه میکنم این فیلم رو حتما ببینید کنادی
ژردین که 2 پوند و 8 اونس وزن داشت موقعی که در فوریه سال 2003 دنیا اومد
هیچ کس به زنده موندنش امید نداشت ولی اون در جنگ زندگی پیروز شد و زنده
موند همونطوری که دکترها انتظار داشتن اون به مبارزه برای زندگی کردن تا سن 8 ماهگی ادامه داد . تا سرانجام مشخص شد که ژنتیک اون
برمیگرده به یک کوتولگی خیلی قدیمی که سالیان بسیار دور وجود داشته و در
حال حاضر تنها 100 نفر در دنیا ژنتیک این کوتولگی رو دارا هستند. پیش بینی نمیشه که اون از 30 اینچ بیشتر رشد کنه یا از 8 پوند بیشتر بشه هزینه مخصوص نگهداری اون قابل توجه اگه دوست دارید که به اون کمک کنید میتونید به اینجا سربزنید.
نوشته شده توسط ادمین در چهارشنبه 1386/12/01 ساعت 12:42 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد:
درباره وبلاگ
ممنون از اینکه قدم رنجه فرمودید و به اینجا سر زدید، البته میدونم این وبلاگ هنوز خیلی جای کار داره به همین خاطر تا زمانی که خط فکری و کاری مستقلی پیدا کنم از مطالب جالبی که در جای جای این دنیای مجازی پیدا کنم هم استفاده خواهم کرد. امیدوارم این حضور تداوم داشته باشه.