|
چون عده ای دخترکان جوان و دم بخت خواننده این صفحات هستند بد ندیدیم پستی هم به انها اختصاص دهیم تا شاید گره از کار فروبسته انها باز شود ۱: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم ۳. سن ازدواج رو بيارين پايين، همون ۱۷ يا ۱۸ خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتي. يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. ۲. ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتنن. ۴. تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. ۵. دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه ۶. پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون. ۷. رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل…! ۸. توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون. ۹. يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. ۱۰. در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. ۱۱. مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. |
ادامه مطلب
هنگام عبور از خيابان
خانم ها
سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان
رد مي شوند.
آقايان
سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .
فاصله ماشين با خودشان
را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان
مي شوند .
راننده به شدت ترمز مي كند.
مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي
گويد)
در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري
چي!
بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.
هنوز هم صداي بوق
ماشين هایی كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.
هنگام رانندگي
خانم ها
بنزين را چك مي كنند.
روغن ماشين را چك مي كنند.
ترمز دستي را
پايين مي كشند.
با سرعت مطمئنه حركت مي كنند.
پشت چراغ قرمز ها مي
ايستند.
به عابر پياده احترام مي گذارند.
آقايان
وسط راه بنزين تمام مي كنند.
وقتي دود از لاستيك هايشان بلند شد به
ياد مي آورند كه ترمز دستي را نكشيده اند.
چراغ قرمز را مهترين معضل اتلاف وقت و
عمر مي دانند.
عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از
همه مهمتر: بوق مهترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي آيد.
هنگام صرف غذاي
خانم ها
مرتب پشت ميز مي نشيند.
مقدار كمي غذا مي كشند.
به آرامي غذا
مي خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان مي كنند.
آقايان
تا جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي كشند.
به سرعت غذا را مي بلعند،
در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي كنند.
صداي برخورد قاشق با دندانهايشان
موسيقي گوش نوازي است.
بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمي سير مي
شوند.
هنگام مهماني رفتن
خانم ها
لباس نو مي خرند.
به دقت حمام مي كنند .
لباس هايشان را اتو
مي كشند.
با دقت آرايش مي كنند.
بهترين عطر را استفاده مي كنند.
به دقت
خود را در آيينه نگاه مي كنند.
و بالاخره رضايت مي دهند كه خوشگلند!
آقايان
از يك ساعت قبل حاضرند و الان بر روي مبل خوابشان برده.
در پايان يك روز خسته كننده
خانم ها
بعد از اينكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تي مي كشند.
غذاي
فردا را در يخچال مي گذارند.
چراغ ها را خاموش مي كنند.
كمي مطالعه مي
كنند.
مي خوابند.
آقايان
بعد از اينكه شام خوردند چاي مي خورند.
كمي با چشمهاي خواب آلود
تلويزيون تماشا مي كنند.
بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون از دستشان به
زمين افتاد.
تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي روند
و بدون آنكه
روتختي را بردارند ميخوابند!
جوابش را بده!!
جواب سلام را با علیک بده ،
جواب تشکر را با تواضع ،
جواب کینه را با گذشت ،
جواب بی مهری را با محبت ،
جواب ترس را با جرات ،
جواب دروغ را با راستی ،
جواب دشمنی را با دوستی ،
جواب زشتی را به زیبایی ،
جواب توهم را به روشنی ،
جواب خشم را با صبوری ،
جواب سرد ی را به گرمی ،
جواب نامردی را با مردانگی ،
جواب همدلی را با رازداری ،
جواب پشتکار را با تشویق ،
جواب اعتماد را بی ریائی ،
جواب بی تفاوتی را با التفات ،
جواب یکرنگی را با اطمینان ،
جواب مسوولیت را با وجدان ،
جواب حسادت را با اغماض ،
جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی را با خلوص ،
جواب بی ادب را با سکوت ،
جواب نگاه مهربان را با لبخند ،
جواب لبخند را با خنده ،
جواب دلمرده را با امید ،
جواب منتظر را با نوید ،
جواب گناه را با بخشش ،
و جواب عشق چیست جز عشق؟
همیشه جوابِ های، هوی نیست. جواب خوبی را با خوبی بده، جواب بدی را هم با خوبی بده. هیچ وقت جواب سربالا نده. هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار. مطمئن باش هر جوابی که بدهی یه روزی، یه جوری، یه جایی به تو باز می گردد.
نویسنده : ناهید مومن خانی
قمر الملوک وزیری:
قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضهخوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردنها به من جرأت خوانندگی داد.»
در جوانی پس از آشنائـی با استاد مرتضی نیداود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده است.

دلکش:

عصمت باقر پور با نام هنری دلکش در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که به نزد خواهرش به تهران امد و در مدرسه ای که درس میخواند توجه اموزگار موسیقی ظهیرالدینی را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پررنگ و با استعداد تشخیص داده بود.
ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی
او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن
آوازخوانی را به او بياموزد. اطلاعات تکمیلی اینجا

نعمت آزموده معروف به آغاسی متولد 1318 در اهواز است. وی از ابتدای سال 1348 به تهران آمد و به واسطه صدای شاد وعامهپسندی كه داشت در مدت كوتاهی به شهرت رسید. آغاسی تا سال 1357 در كلوپهای لالهزار, محافل, مجالس عروسی و جشنها با صدای گرم خود مردم را شاد میكرد و در این مدت بیش از 80 كار اجرا كرد. اطلاعات تکمیلی اینجا

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: کسی که اهمیت دستشویی را نمیفهمد یا گداست یا عاشق!
مستراح نامه!
عمر من دائم در این ره شد تباه / تا بیابم در خیابان مستراح
مینشینم در اداره تا غروب / میخورم چایی پیاپی رابراه
بعد از آن در راه خانه ناگهان / میشود دنیا به چشمانم سیاه
درد بسیاری تحمل میکنم / فاش گویم میشوم من زابراه!
هرچه میگردم نمییابم موال / کی شود آماده اسباب رفاه؟
کاش پر میشد جهان از مستراح / در خیابان، جاده، حتی توی ماه!
تا نویسم بر درش با خط خوش / شعر نو، شعر سپید، شعر سیاه!
میشود در مستراح اندیشه کرد / سوژه پیدا کرد در آن گاه گاه
مستراح آری اتاق فکر هست / بهتر از آن میشناسی جایگاه؟
مستراح حتی اتاق خواب هست / بهر یک عده فقیر بیپناه
میتوان محصول آن را کود کرد / تا بروید سبزه و گل یا گیاه
ایکه میخوانی تو این شعر مرا / جوک نگفتم تا بخندی قاه قاه!
هرکه بر من خندد و بر شعر من / گیر میافتد چو من در بین راه
با فشاری میجهد از جا و بعد / می کند شلوار خود را او تباه
قافیه در بیت اول جور نیست / شاعران را هست جایز اشتباه
نادرا بوگیر شعرت پس کجاست؟ / بوی شعرت کشت مارا واه! واه!

جلال الممالک ایرج میرزا
او فرزند صدرالشعرا غلامحسین میرزا قاجار و از طریق پدر بزرگش ملک ایرج بن فتحعلی شاه، نتیجه فتحعلی شاه قاجار بود. در فارسی و عربی و فرانسوی مهارت داشت و روسی و ترکی نیز میدانست و خط را خوب مینوشت. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در نوزدهسالگی هنگام ولیعهدی مظفر الدین میرزای قاجار لقب «ایرچ بن صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی پرداخت که از میان آنان کار در وزارت فرهنگ (معارف آنزمان) بود.
شعر ایرج به خاطر طنز سنگین، و در برداشتن نکاتی که در عرف جامعه بعضاً غیراخلاقی تلقی میشود معروف است. سبک شعری او ساده و روان و دربرگیرنده واژگان و گفتارهای عامیانه و رکیک است. شعر "داشت عباسقلی خان پسری..." از ایرج میرزا را نخستین شعر با ادبیات کودک در فارسی می دانند.اطلاعات تکمیلی اینجا و اینجا
دانلود دیوان ایرج میرزا اینجا


ادامه مطلب

تاريخ وفات: يكهزار و سيصد و سي و شش
موسيقي دان و موسيقي شناس در ابعاد مختلف موسيقي سنتي قديم و موسيقي معاصر ايران. نوازندة سه تار و ويولون, محقق و مؤلف.
شاگرد ميرزا عبدالله, حاج خان ضرب گير, علي اكبر شاهي, درويش خان, حسين خان هنگ آفرين, اكبرخان فلوتي, استاد عباس (سازگر) و . . . علينقي وزيري.
مدرس موسيقي سنتي قديم, هنرآموز در هنرستان موسيقي ملي, تكنواز ويولون در اركسترهاي مختلف (اركستر انجمن موسيقي ملي, مدرسه عالي موسيقي, ”گل ها“ي راديو و . . .). پژوهشگر در رديف, تصانيف قديمي, آهنگهاي محلي, سازهاي ملي و فن شناسي اجراي موسيقي.
آثار مكتوب: رديف مجلسي براي ويولون, براي سنتور, براي تار و سه تار, نوشته هاي پراكنده و نت هاي چاپ نشده.
آثار مصوت:سلسله صفحات گرامافون, با هنرمندان مختلف, نوارهاي برنامه ”گل ها“ ي راديو.
آثار انتخابي: تكنوازي ويولون در صفحات مدرسه عالي موسيقي, زنگ شتر, ابوعطا و حجاز. تكنوازي هاي خصوصي: نوا ـ دشتي. همنوازي: سه گاه (با رضاقلي ميرزا ظلي), ساقي نامه اصفهان (با ملكه برومند).
شاگردان برگزيده: علي تجويدي, جبيب الله بديعي, مهدي خالدي و همايون خرم (ويولون), فرامرز پايور (سنتور), حسين تهراني (تمبك), ابراهيم قنبري (سازگري), ملكه برومند (آواز).. منبع
خاطراتی از استاد صبا
استاد صبا در ویکی پدیا


خیلی به نظر من جالب و کاربردی اومد به خاطر همین موضوع اینجا گذاشتم تا دوستانی که تجربه کار رو دارند نظر بدند که آیا واقعا صحیح هست یا خیر؟
1- دو قانون این دفتر:1- همیشه حق با رئیس است.2- وقتی واقعا فکر میکنی رئیس اشتباه میکند و مطمئنی حق با توست به قانون شماره 1 مراجعه کن! (این دو قانون همه جا برقراره حتی در دانشگاه ها!)
2- رمز موفقیت در زندگی: هرچه میدانی به مردم نگو.
3-اگر نمیتوانی قانعشان کنی،گیجشان کن (این سر کلاسها کاربرد زیادی دارد)
4-تواضع نکن، تو آنقدر ها بزرگ نیستی (شکسته نفسی های متکبرانه)
5-هر فرد به بزرگی چیزهایی است که او را خشمگین می سازد.
6-مسایل پیچیده دارای جوابهای بسیار ساده و قابل درک ولی غلط هستند.(پس باید حتما جواب سوال عجیب و غیر قابل فهم باشه!)
7-تجربه چیزی است که به دست نمی آیدمگر درست بعد از زمانی که به آن محتاجی.
8-اگر افتادی مهم نیست به شرطی که موقع بلند شدن از زمین چیزی برداری.(هرچی گشتم روی زمین چیزی نبود بلند نمیشم تا چیزی پیدا کنم!!)
9-موفق شدن کافی نیست.دیگران باید شکست بخورند.
10-همسر خوب:کسی است که در تمام گرفتاری ها همراهت است،گرفتاری هایی که اگر مجرد میماندی اصلا نمیداشتی
به مناسبت تولد بنان
استاد بنان هنرمندی که از اساتید موسیقی و آواز ایران است، در روز دهم اردیبهشتماه سال ۱۲۹۰خورشیدی در تهران به دنیا آمد.
پدرش کریم خان بنانالدوله نوری، از دیوانیان و فردی دارای آوازی خوش بود
و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزا رکنی( رکنالدوله)، برادر ناصرالدین
شاه یا پسر محمدشاه قاجار بود و با نواختن پیانو آشنا بود. غلامحسین
بنان از شش سالگی به توصیه استاد نیداوود به خوانندگی و نوازندگی ارک و
پیانو پرداخت.و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب
می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود.
بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان
روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت. از همان سال صدای غلامحسین
بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش
مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان
فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت
داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه
همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا
همکاری داشت.
بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۴۵۰ اهنگ را اجرا کرد و انچه که
امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است
که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در آواز قدیمی و کلاسیک ایران
استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف
زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور
منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در
سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد.
غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و
برگ سبز شرکت داشته که ره آورد این همکاریها دهها برنامه گلهای جاویدان،
گلهای رنگارنگ و برگ سبز می باشد.و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که
از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.
غلام حسین بنان در سال ۱۳۳۶ در یک سانحه اتومبیل، یکی از چشمان خود را از
دست داد. وی با آنکه فعالیت هنری خود را ادامه داد، اما از سال ۱۳۴۵ از
حجم کار آوازش کاست و به دلیل ناراحتیهای جهاز هاضمه در ۲۰ سال آخر عمرش
فعالیت هنری چشمگیری نداشت.
استاد بنان در تاریخ هشتم اسفندماه ۱۳۶۴ خورشیدی در بیمارستان
ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. یاد این استاد برجسته موسیقی و آواز
ایران گرامی باد!
اطلاعات کاملتر اینجامنبع

گورستان
ظهیرالدوله در خیابان دربند در باغی به مساخت
3 هزار متر واقع شده که وابسته به انجمن اخوت
است . این محل به ظهیر الدوله تعلق داشت . ولی
به علت علاقه به درویش خان که موسس انجمن اخوت
بود . باغ را به همین انجمن هدیه کرد . هم
اینک بسیاری از شاعران و هنرمندان ایرانی
مانند رهی معیری ایرج میرزا فروغ فرخزاد و
بسیاری دیگر از هنرمندا در این گورستان کوچک
دفن شده اند .
فروغ فرخزاد :
(که خیلی از عاشقها و جوانهایی که با اشعار فروغ انس گرفتند رو میشه اونجا میشه دید)
اطلاعات تکمیلی تر از اینجا


ادامه مطلب
خب به هر حال چرخ فلک چرخید و ما هم به بازیها دعوت
شدیم.
به هر حال دوست عزیز ما و صاحب منصب وبلاگ یک فتحی شخصاً
حضور بهم رسانیدند و ما را به این مهیمانی و بازی دعوت نمودند (همچنین از وبلاگ زندگی از یه راه تازه هم دعوت نامه دریافت نمودیم)پس به رسم ادب ما هم
این دعوت را پاسخ گفته و به قافله بازیکنان در وبلاگستان می پیوندیم
بازی اول :
اولین ارزوی محال من اینه که شخصیتی مثل کیانو ریوز
توی فیلم ماتریکس پیدا کنم یعنی بشم خود اون اصلا
دومین ارزوم اینه که دنیا به مرحله ای از تکنولوژی
برسه که مثل فیلم ماتریکس وقتی به اطلاعات یا تخصصی نیاز داشتی با یه سی دی بشه اونو
تو مغز لود کرد
سومین ارزوی محال من هم اینه که یه کتابخونه به وسعت
نمایشگاه کتاب تهران داشته باشم تا توش راه برم و از دیدن کتابهای خودم لذت ببرم.
بازی دوم :
من طبق عادتی که از سالهای پیش دارم وقتی وارد نت
میشم ناخود آگاه یاهو مسنجرم رو باز میکنم (با اینکه هیچ آفی ندارم) بعد igoogle
رو باز میکنم تا ببینم ایمیل جدید دارم و همچنین
اخبار جدید رو توی همون جا چک میکنم. بعد وبلاگ شیوا رو باز میکنم تا از مطلب
جدیدش بی بهره نمونم.بعد به سراغ وبلاگ میرم و کامنت ها و امار رو چک میکنم تا
ببینم امار بازدید الکی بالا نرفته باشه.
بازی سوم:
زیاد اهل هله هوله نیستم ولی به هر حال خصوصا توی این فصل رانی هلو رو زیاد شرمندش میشم ولی اگه کسی چیزی تعارف کنه دستش رو رد نمیکم البته به شرطی که پاستیل نباشه.
این هم نظرات ما در باب این 3 مسابقه وبلاگستان.
توجه توجه :
ما اگر دعوتنامه ای داشته باشیم در خصوص اینگونه مسابقات دست رد به سینه کسی نخواهیم زد فردا نگید که ما فکر کردیم اهلش نیستی.

دانشمندان کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.
بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.
هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.
به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.
در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.
به تازگی گروهی از محققان با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند.
توی وبگردیهایی که داشتم چند تا بازی قشنگ وبلاگی دیدم و از این بازیها خیلی خوشم اومد و چون همه میتونند توی این بازیها شرکت کنند به شرطی که دعوت نامه داشته باشند منم تصمیم گرفتم با استفاده از این پست وبلاگ یک فتحی چند تا از دوستان رو به این بازی دعوت کنم تا وارد بازی بشوند بعد ما رو دعوت کنند:
بازی اول :
من واسه این بازیها چند تا از صاحبان وبلاگهای زیر رو دعوت میکنم : امیدوارم این دعوت رو رد نکنند:
وبلاگ سیمرغ یا حسام نازنینم
وبلاگ خانم کپی
وبلاگ ملودیهای شبانه من
وبلاگ خانم حنا
و وبلاگ زندگی از یه راه تازه
پس ما همی امید آن داریم تا دوستان عزیز دعوت ما اجابت کردندی و ما را همی سرافراز نمایندی.
توی وبگردیهام به مطلبی برخوردم که به هیچ وجه نتونستم ازش بگذرم. البته این مطلب رو توی وبلاگی دیدم که اعتقادی به نوشتن منبع نداره ولی فکر میکنم کار استادانه ابراهیم نبوی باشه به هر حال به همه توصیه میکنم این متن زیبا رو تا اخر بخونید و بهره وافر ببرید:
آن
ششمين رييس جمهور، آن ساطع هالهي نور، آن مهرورز رجائيسان، آن بهتر از
ايكييوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً
شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعهي هولوكاست، آن قانع به
سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتمالانبياي عليالبدل، آن صاحب
جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگنويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم
فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا، آن پس از حسنالقضا سوءالقضا، آن ناقض
دويم جوزا، آن در دانشگاه اوستاد، آن از جمله اوتاد، شيخنا و مولانا و
پرزيدنتنا شيخ محمود احمدينژاد، اهل هزارهي دوم بود و طرحهايش از
هزارهي چهارم و عملش از هزارهي اول و با اين حال معجزت هزارهي سوم بود.
و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود
كه او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانستهاند، العياذبالله. و معجزت
البته بسيار داشت و خرق عادت ميكرد بهتر از ژانگولر و در هوا راه ميرفت
و ميگفت: ما ميتوانيم.
نقل است كه از همان طفوليت شير پاستوريزه ميخورد. گفتند چرا چنين كني؟ فرمود: تا بزرگ شوم، چاق شوم، چله شوم و در شارع پاستور سكني گزينم كه آنجا تختي هست سليماني كه بر آن بنشينم و بدان ريشهي خاندان بنياسرائيل درآورم.
ادامه مطلب
gender differences in mobile & text messaging
دکتر پروفسور سيميون ييتس Simeon Yates رييس انستيتوي فرهنگ و ارتباطات دانشگاه Sheffield Hallam University شفيلد هالام در انگليس است و خلاصه اي از تحقيقش - که تقريبا دو سال و نيم پيش در ماه نوامبر ۲۰۰۵ انجام داده و هنوز هم جالبه- را در زير مي خوانيد:
- مردها از کلمات و پيامهاي کوتاهتر استفاده مي کنند.
- مردها موقع تماس با مردها ، پيغامهاي کوتاهتر ، ولي در تماس با زنها پيامهاي طولاني تري مي فرستند.
- پيغامهاي خانمها بهنگام تماس با خانمها، طولاني تر از پيامهايشان به آقايان است.

- پيغامهاي خانمها به خانمها،
اکثرا داراي يک شروع و يک پايان و مقدار زيادي سوژه و توضيحات بين آغاز و
پايان و يک به اصطلاح گپ شيرين است و سپس با ارسال بوسه و بهترين آرزوها
تمام ميشه. اما پيامهاي مردها به مردها معمولا بسيار کوتاه، بي احساس و فقط در باره يک موضوع/سوژه خاص است.
- پيغامهاي خانمها به خانمها معمولا احساساتي، تشويق کننده، و حمايت کننده است. ولي پيامهاي آقايان به يکديگر معمولا حالتي نيمه خشن و تحقير آميز (البته غيرعمد) و بسيار رک و جنبه شخصي دارد. اما مردها بهنگام ارسال پيام به زنها تغيير شخصيت و تغيير لحن ميدهند، ژست مودبانه گرفته و پيغامشان طولاني تر و پر محتواتر مي شود.
- بسياري از پيامهايي که جنبه متلک جنسي دارند را مردها به زنها ميفرستند ( که البته خانمها هم اينها را به ساير خانمها ميفرستند (فوروارد مي کنند) که بگويند ببين اين يارو ايندفعه چي برام فرستاده!). در حاليکه اکثر فحش ها و جوکهاي بد را مردها براي مردها ميفرستند.
- جالب اينکه بسياري از مردم ، وقتي موبايلشون زنگ ميزنه يا SMS ميگيرند، اگر در حضور يک خانم هستند زود بهش جواب ميدهند ولي وقتي يک مرد در کنارشون است بعدا بهش جواب ميدهند.
- بيشتر ارتباط مردها با مردها با موبايل و SMS است اما خانمها ترجيح ميدهند که بيشتر : از نزديک و رو در رو با همجنسهايشان صحبت کنند.
- خانمها (بيشتر از آقايان) ترجيح ميدهند که حرفها يا پيامهاي مثبت و تشويق آميز بکار ببرند.
- اکثر مردم از شنيدن زنگ تلفن (رينگ تون) هاي شلوغ و ناهنجار و پر سرو صدا بيزارند و رينگهاي آرام و دلنواز را ترجيح ميدهند...... ترجمه : اکبر شيخ زاده-تورنتو ، منبع

ادامه مطلب
سلام و عرض ارادت محضر تمام دوستان عزیزم
مطلبی که باعث شد دگر باره مزاحم شما نازنینان بشوم بحثهایی است که اخیراً در
وبلاگستان به راه افتاده.
راستش بحث پیرامون این موضوع برای مایی که خارج از گود این بحثها هستیم فایده
چندانی نداره ولی باالطبع اظهار نظر شخصی هر فرد در وبلاpگ خودش یه حق طبیعی است که
کسی اجازه نداره این حق رو از صاحب اون وبلاگ دریغ کنه.
به هر حال در این نوشتار سعی در احترام گذاشتی به تمامی تفکرات بوده پس انتظار بنده هم شنیدن پاسخهای منطقی با دلیل و برهان است که بیصبرانه منتظر اون مطالب هستم

قطعا صحبت پیرامون تابوهایی که در جامعه امروزی ما وجود
داره و عبور از خط قرمزهایی که از سالیان سال در جامعه ما جاری بوده برای جوانان و
افرادی که شاید نسل دوم بعد از انقلاب ایران محسوب میشوند جزئی از دغدغه های امروزی
محسوب بشه.
اما آنچه که امروزه بیش از گذشته به چشم میخوره تفاوت فاحش
نسل پدران و مادران با فرزندانشان است که این تفاوتها در نوع پوشش در نوع گفتار و
حتی در نگرش این نسل نوپا به زندگی وجود داره. قطعا در نسلهای گذشته بسیاری از
موارد و تجربه ها از نسلی به نسل دیگر به صورت تجربی منتقل میشد و بسیاری از
نیازها نیز اصلا بیان نمیشد ولی امروزه با ظهور تکنولوژی و سرعت فزاینده این پدیده
نو ظهور تمامی علایق و خواسته ها ، ادراکات و ... جوانان امروزی نیز سرعت فزاینده
ای پیدا کرده و احساس بر طرف کردن این نیازها نیز سرعت روبه رشدی داشته است.
حال دیگر ارزوی جوانان امروزی ازدواج کردن و بچه دار شدن و
این حرفها نیست. بحث امروز تمامی دختران و پسران پیشرفت در وادی تکنولوژی است. امروزه
با وجود اقیانوس عظیمی از اطلاعات و دسترسی سریع و نسبتاً راحت به دنیای اطلاعات
یعنی اینترنت قطعا بسیاری از مرزهای گذشته و خطهای قرمز جامعه از بین رفته و این
نسل جدید شاید اعتقادی به خطوط قرمز و محدودیتی نداشته نباشند.
قطعا دانش و تکنولوژی در زندگی امروزه بسیاری از زوجهای
جوان نیز نقش به سزایی رو ایفا میکند. امروزه تمامی جوانان با استفاده از این
پتانسیل عظیم اطلاعات سعی در پر کردن خلاء هایی رو دارند که خطوط قرمز جامعه سنتی
محسوب میشود. و یکی از بزرگترین این خلاء ها دانش و اطلاعات پیرامون خصوصی ترین
بخش زندگی افراد مثل ناگفته های دنیای جنسیت و چگونگی برخورد با این دنیای
ناشناخته است که بسیاری از اهالی وبلاگستان سعی در شناساندن این بخش تاریک زندگی
به جوانان نسل امروزی را دارند.
ادامه مطلب










