جنبش آغوش رایگان
آيا تا به حال راجع به "جنبش آغوش رايگان" شنيده ايد؟..
اين جنبش مربوط به گروهي از آدمهاست که از سال 2004 در بعضي
از نقاط عمومي شهر، مثلا در يک خيابان شلوغ يا يک پارک، مي ايستند
و پلاکاردي به دست مي گيرند که روي آن نوشته شده " آغوش رايگان".
آنها هر که را که خودش مايل باشد، به آغوش مي کشند تا حس کند
کسي در اين دنيا او را دوست دارد

..
از حرکت تا جنبش ...
«جنبش آغوش رایگان» که از چهارشنبه سیام ژوئن سال 2004 آغاز
شده، بر اساس یک فکر ساده شکل گرفته و هر چهارشنبه تکرار میشود.
هر کسی میتواند برای غریبهها یک بغل مجانی باز کند و با مهربانی دیگران
را در آغوش بگیرد و آغازگر روزی خوش برایش باشد.
«جنبش آغوش رایگان» گستره وسیعی دارد. اینکه افراد بتواند امید هم
به زندگی را کمی بیشتر کنند. اینکه در این دنیا غریبهها زیاد هم بد نیستند.
همچنین با اینکار مردم به هم نزدیکتر میشوند و لحظات شادشان را با
هم قسمت میکنند تا دنیا جای بهتری به نظر برسد.

کلیپ های آغوش رایگان در چند کشور:
آغوش رایگان در استرالیا: دانلود
آغوش رایگان در آلمان: دانلود
آغوش رایگان در مجارستان: دانلود
یه وقت به سرتون نزنه تو ایران از این کارا بکنید ![]()
نوشته شده توسط Admin در تاريخ پنجشنبه 1387/03/23 |
مديريت، بدون نياز به قدرت تصميمگيري!
روزگاري به شخصي پيشنهاد شد كه مديريت يك مجموعه را بر عهده گيرد. آن شخص گفت كه من براي اينكار تجربه و دانش و قدرت تفكر و تصميمگيري لازم را ندارم و مناسب نيستم.اما مدير فعلي به او گفت كه اين كه مهم نيست! ما نيز چيزي نميدانستيم اما به مرور ياد گرفتيم. ما تمامي آموزش لازم براي مديريت را در سه نامه نوشته و به شما ميدهيم، نامه اول را در شروع كار، نامه دوم را وقتي اعتراضات كاركنان زياد شد و نامه سوم را وقتي كار به بحران كشيد باز كنيد و بخوانيد...

آن شخص با توجه به امتيازات قبول كرد و كار خود را شروع نمود. نامه اول را باز كرد، بر روي آن نوشته شده بود: با كاركنان صحبت كن و هرچه مشكل هست را به گردن مديران قبلي بينداز ! ...
اينكار انجام شد ولي پس از مدتي نارضايتي بين كاركنان علني شد و گفتند مديران قبلي هرچه كه بودهاند رفتهاند...، شما نيز هنر و عملكرد خوبي نداشتهايد، در اين هنگام مدير، بياد نامه دوم افتاد و آنرا باز كرد و ديد بر روي آن نوشته شده است: وعده وعيدهاي خوب بده ...!
اينكار هم اجام شد و مدتي ديگر بدينسان گذشت ولي ديگر وعده وعيد نيز كارا نبود و وضعيت به بحران و اعتصاب كشيد، در اين هنگام نيز مدير، بياد نامه سوم افتاد و آنرا باز كرد و ديد كه بر روي آن نوشته شده است: جناب مدير، چقدر ميخواهي از امتيازات استفاده كني؟ براي شما بس است و برو جاي خود را به ديگري بسپار ! ضمناً سه نامه مشابه نيز براي نفر بعدي بنويس و آماده كن! (روز از نو، روزي از نو !)
نوشته شده توسط Admin در تاريخ پنجشنبه 1387/03/16 |
چگونه شغل خود را حفظ کنیم
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1387/03/12 |
تعطیلات تابستانی

نوشته شده توسط Admin در تاريخ چهارشنبه 1387/03/08 |
اول !!!!!!!!!!
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1387/03/07 |
یک داستان عجیب
يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
لطفا به من فحش نديد؛ خودمم دارم دنبال اون احمقي كه اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1387/03/04 |
مدلهای مختلف دختر
1.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.
2.مدل
نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50
سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل
خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.
3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین
ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!
4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).
5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.
6.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن
7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن
8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...
9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1387/03/04 |