سلامی دوباره وچندباره به دوستای خوبم به تویی که شاید هر روز اینجا رو میخونی یا تویی که اتفاقی گذرت به این جا افتاده. به هر حال سلام . سلام به همه.
همه دوستان و کسانی که به اینجانب لطف دارند و سری به این کلبه خرابه میزنند میدونند که تمامی سعی من در اینجا این بوده که به مسائلی پرداخته بشه که در جامعه واقعی امروز ایرانی کمتر مورد توجه قرار میگیره. مسائلی مثل شادی و شاد کردن و خندیدن که گاه به علت مشکلات روزافزون و فراوان حتی مجالی برای فکر کردن در مورد اونها رو پیدا نمیکنیم.
نوشتن از شادی و سعی در داشتن وبلاگی طنز یا شاید وبلاگی در که در دسته وبلاگهای شاد قرار بگیره جز اهداف اصلی من بوده که صد البته در این راه کاستیهای بسیاری در عملکرد من بوده و هست ولی با تمام وجودم سعی بر این داشتم که از مطالبی که گاه خواسته یا ناخواسته در جامعه امروز ایرانی درگیرش هستیم بپرهیزم.
نوشتن از مسائلی مثل گروه 1+5 یا مذاکرات هسته ای ، احتمال حمله امریکا یا اسرائیل به ایران، سوتیهای گاه و بیگاه نابعه قرن احمدی نژاد ، تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، اعدام فعالین سیاسی در ایران به بهانه های مختلف، دستگیری وبلاگ نویسان فعال، آزاد شدن مددی معاون دانشگاه زنجان و .... که جز صحبتهای روزمره مردم ایران شده از هدفهای من نبوده و نیست و هیچگاه قصد پاگذاشتن به فضای سراسر غبار گرفته سیاست نداشته و ندارم.
ولی گاه بنا به ضرورت جامعه و احساس نیاز جامعه روشنفکر به اصلاح و تغییر اصولی شرایط حاکم ورود به این عرضه نه تنها از وظایف تمامی افراد به حساب می آید که از ضروریات و جز واجبات کفایی محسوب میگردد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بنا به خواست حسام عزیزم و بنا به احساس قلبی که نسبت به سید محمد خاتمی داشته و دارم تصمیم گرفتم در خصوص معرفی و دعوت همه عزیزان به شرکت در کمپین سلام خاتمی مطلبی هر چند کوتاه و ضعیف به قلم خودم داشته باشم.
همه ما بر این نکته اگاهیم که شرایط جامعه در دوران ریاست جمهوری عزیزی مثل خاتمی با دوران ریاست جمهوری شخصی مثل احمدی نژاد تفاوتهای فاحشی داشته و در واقع میتوان گفت که رئیس جمهور فعلی از تمام اندوخته ای که سید بزرگ برای انقلاب و این نظام جمع آوری کرده بود استفاده میکند و خود بهره ای برای جامعه و علی الخصوص قشر ضعیف نداشته پس شاید وقت آن شده باشد که دوباره دست به دست هم بدهیم تا جامعه رو به حالت تعادل مناسبی که داشت برگردانیم شاید وقت آن شده که دوباره در عرصه سیاست داخل و بین الملل به سمت تعادل که از آن فاصله گرفتیم برگردیم.
دوستان عزیز که در خصوص مسائل سیاسی فعالیت میکنند کمپینی به اسم سلام خاتمی راه اندازی کرده اند که از همه شما دوستان عزیزم دعوت میکنم سری به این سایت بزنید و این دوستان عزیز رو در پیشبرد اهدفشون که همانا سربلندی ایران عزیز هست همراهی کنید.
همه دوستان و کسانی که به اینجانب لطف دارند و سری به این کلبه خرابه میزنند میدونند که تمامی سعی من در اینجا این بوده که به مسائلی پرداخته بشه که در جامعه واقعی امروز ایرانی کمتر مورد توجه قرار میگیره. مسائلی مثل شادی و شاد کردن و خندیدن که گاه به علت مشکلات روزافزون و فراوان حتی مجالی برای فکر کردن در مورد اونها رو پیدا نمیکنیم.
نوشتن از شادی و سعی در داشتن وبلاگی طنز یا شاید وبلاگی در که در دسته وبلاگهای شاد قرار بگیره جز اهداف اصلی من بوده که صد البته در این راه کاستیهای بسیاری در عملکرد من بوده و هست ولی با تمام وجودم سعی بر این داشتم که از مطالبی که گاه خواسته یا ناخواسته در جامعه امروز ایرانی درگیرش هستیم بپرهیزم.
نوشتن از مسائلی مثل گروه 1+5 یا مذاکرات هسته ای ، احتمال حمله امریکا یا اسرائیل به ایران، سوتیهای گاه و بیگاه نابعه قرن احمدی نژاد ، تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، اعدام فعالین سیاسی در ایران به بهانه های مختلف، دستگیری وبلاگ نویسان فعال، آزاد شدن مددی معاون دانشگاه زنجان و .... که جز صحبتهای روزمره مردم ایران شده از هدفهای من نبوده و نیست و هیچگاه قصد پاگذاشتن به فضای سراسر غبار گرفته سیاست نداشته و ندارم.
ولی گاه بنا به ضرورت جامعه و احساس نیاز جامعه روشنفکر به اصلاح و تغییر اصولی شرایط حاکم ورود به این عرضه نه تنها از وظایف تمامی افراد به حساب می آید که از ضروریات و جز واجبات کفایی محسوب میگردد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همه ما بر این نکته اگاهیم که شرایط جامعه در دوران ریاست جمهوری عزیزی مثل خاتمی با دوران ریاست جمهوری شخصی مثل احمدی نژاد تفاوتهای فاحشی داشته و در واقع میتوان گفت که رئیس جمهور فعلی از تمام اندوخته ای که سید بزرگ برای انقلاب و این نظام جمع آوری کرده بود استفاده میکند و خود بهره ای برای جامعه و علی الخصوص قشر ضعیف نداشته پس شاید وقت آن شده باشد که دوباره دست به دست هم بدهیم تا جامعه رو به حالت تعادل مناسبی که داشت برگردانیم شاید وقت آن شده که دوباره در عرصه سیاست داخل و بین الملل به سمت تعادل که از آن فاصله گرفتیم برگردیم.
دوستان عزیز که در خصوص مسائل سیاسی فعالیت میکنند کمپینی به اسم سلام خاتمی راه اندازی کرده اند که از همه شما دوستان عزیزم دعوت میکنم سری به این سایت بزنید و این دوستان عزیز رو در پیشبرد اهدفشون که همانا سربلندی ایران عزیز هست همراهی کنید.
اصطلاح ok که گاهی درزبان فارسی هم بکار می رود داستان جالبی دارد:
دریک انبار کالا در امریکا ، کارگر بی سوادی به کار مشغول بود.او وظیفه داشت تعداد کالای مورد نظر هر گونی را شمارش کرده و در صورت صحیح بودن میزان آن ، روی گونی بنویسد All Correct به معنای " صحیح است" ، چون این کارگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود و فقط تا حدودی حروف را می شناخت ، با استفاده از صدای اول کلمه ها علامتی روی گونی ها می گذاشت.
به این صورت که به جای All ، از O و به جای کلمه Correct ، از حرف K استفاده
می کرد و به جای کلمه All Correct روی گونی ها می نوشت O.K
و جالب اینکه هر دو این حروف با حرف کلمه اصلی تفاوت داشت و وقتی کارفرمای کارگر مذکور پرسیده بود این حروف چیست وی در پاسخ گفته بود که به اختصار نوشته است All Correct که در آن انبار استفاده از کلمه O.K رسم شد و سپس به تدریج در دنیا همه گیر شد و امروزه مردم سراسر دنیا از آن به عنوان یک کلمه کلیدی در محاورات استفاده می کنند.
|
|
استادى در شروع کلاس درس، لیوانى
پر از آب به دست گرفت. آن را بالا برد که همه
ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب
دادند:پنجاه گرم,صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمیدانم دقیقاً وزنش
چقدر است...
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمیافتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى میافتد؟
یکى از شاگردان گفت: دستتان کمکم درد میگیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دستتان بیحس میشود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج میشوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات میشود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانیترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگهشان دارید، فلجتان میکنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهمتر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمیگیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار میشوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش میآید، برآیید!
منبع











