آئین و سنن باستانی ایران

اگر نگاهی گذرا به تاریخ ایران زمین و همچنین تاریخ جهان داشته باشیم خواهیم دید که نام سرزمین آریائیمان در تاریخ دنیا بسان ماه فروزانی درخشان است. و فرهنگ و تمدن ایرانیان همواره زبانزد خاص و عام در سراسر گیتی بوده. پس می توان انتظار داشت که سرزمینی با این قدمت تاریخی آداب و رسومی با همین قدمت داشته باشد. ولی سوال اینجاست که ما به عنوان یک ایرانی چقدر در جهت حفظ و نگهداری و پاسداشت سنن دیرینه سرزمین کهنمان که نگه دارنده تمدن و پیشینه ماست تلاش کرده ایم.
اگر به زندگی امروزه خویش نگاه کنیم خواهیم دید که جز چند رسم قدیمی که بیشتر به صورت ظاهری توسط بزرگترها حفظ و تکریم میشه ما و هم نسلان ما هیچ تلاشی در این خصوص نکرده و نمی کنیم و به علاقه ای به حفظ و احیا این سنتها از خود بروز نمی دهیم.
آیا به جز پاسداشت نوروز (که بیشتر جنبه تعطیلات آن به مذاق ما خوش می آید) ، چهارشنبه سوری، مناسبت دیگری را زنده نگه داشته ایم. آیا همانقدری که در خصوص ولنتاین به تکاپو می افتیم در خصوص جشن مهرگان که قدمتی به اندازه نوروز دارد، سپندار مزگان، چهارشنبه سوری، سیزده به در، چینش سفره هفت سین و ... تلاش کرده ایم.
در روزگاری که حکومت با تمام توان و تلاش به جنگ سنتها و تاریخ باستانی سرزمینمان رفته، در روزگاری که نام چهارشنبه سوری به چهارشنبه آخر سال و سیزده به در به نام روز طبیعیت (به زور حکومت) تغییر نام پیدا کرده چرا ما نیز همسو با دولتمردان به جنگ این رسوم رفته ایم. آیا وقت آن نشده برای بازیابی و احیاء سنن ایران زمین قدم برداریم.
آیا وقت آن نشده چهارشنبه سوری که یکی از زیباترین و در عین حال قدیمی ترین سنن سرزمین آریایی ماست به صورت باستانی برگزار کنیم و به فرزندان و خواهران و برادرانمان فلسفه این مراسم و چگونگی برگزاری اون رو بیاموزیم. آیا چهارشنبه سوری این روزهای ما به جشن باستانی نزدیکی بیشتری دارد یا میدان جنگ؟
آیا وقت آن نشده نسبت به فراگیری فلسفه رسوم سرزمین خویش قدمی بزرگ برداریم.
بد نیست به جای به تکاپو افتادن در رسوم بیگانه ای همچون ولنتاین و سنن مذهبی که ریشه در سرزمینان ندارد به فکر احیا و پاسداشت آئین ایران زمین باشیم.
پس بیائید با نگاهی به گذشته و آینده سال متفاوتی را به نسبت سالهای گذشته در خصوص آنین های سرزمین آریائیمان داشته باشیم.
دوتا سوال ذهن منو درگیر کرده؟ کسی اطلاعاتی در خصوصش داره تا به من جواب بده
1- آیا کسی از نحوه ورود و چگونگی ورود قرآن به سفره هفت سین اطلاعی دقیقی در دست داره ؟ چرا که قدمت هفت سین از قدمت قرآن بیشتره؟ همچین تا زمان ظهور صفویه ایران همه سنی بودن و شیعه بودن جرم محسوب میشده و تا اونجایی که اطلاع دارم شیعه ها معتقد به حضور قرآن بر سر سفره هفت سین هستند.
2- آیا کسی اطلاعاتی در خصوص نحوه ورود و خواندن دعای یا مقلب القلوب در ابتدای سال به سنن ایرانی دارد ؟
پی نوشت :
1- باتوجه به مشغله کاری پایان سال به احتمال قریب به یقین این آخرین پست سال 87 این وبلاگ خواهد بود
2- سال 87، سالی توام با فراز و نشیبهای فراوان برای من بود.اما یکی از اتفاق خوشایند این سال ورود دوستان مجازی به دنیای واقعی من بود که چه خوش اتفاقی بود. به امید تکرار در سال جدید
3- امیدوارم در ابتدای سال جدید من و خانواده ام را از دعای خیرتان فراموش نکنید
4- به طور قطع و یقین یکی از سنتهای بسیار شیرین ایران زمین، رسم عیدی دادن بزرگترها به کوچکترهاست. پس دوستان عزیز: هستی بانو، سیری عزیز، مودی جون، امید عزیز، مانی، نوگل بانو، هاله جان، عسل بانو، اعظم جونی، حمید رضای نازنین، عمو علی دوست داشتنی و ... این حقیر رو در خصوص پاسداشت این سنت دیرینه فراموش ننمائید چرا که به واسطه بازی روزگار و به لطف پروردگار میزان بهار کمتری رو به چشم مشاهده کردم. پس چشم به راه عیدیتان هستم
5- دوستان و خواهران خوبم : گلابی خانم ، سمیه ، بهار، زلزله، هدیه بانو، و ... عیدی شما پیش من محفوظ خواهد ماند تا فرصت دیدار
6- در تعطیلات نوروز به انجمن خیریه سر بزنید و عیدی دهید.
۷- با توجه به این پست سمیه من هم عکسی از نحوه ورود کاربران به وبلاگم رو اینجا اپلود کردم
۸- به امید پروردگار متعال برای تعطیلات نوروز راهی سفری هستیم که به قول معروف «رفتن دست ماست اما بازگشت با خدا» اگر افتخار هم کلامی شما مهربانان دگرباره نصیب این حقیر نگشت حلالم کنید.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1387/12/26 |
سیری در قرآن
همانگونه که میدانیم قرآن کتاب مقدس تمامی مسلمانان جهان شمرده میشود و بر خلاف تورات و انجیل همواره به صورت عربی و همانگونه که بر پیامبر اسلام نازل شده باقی مانده و در ترجمه آن به زبانهای دیگر همواره متن اصلی نیز وجود داشته است.

طبق تعالیم اسلام و فرموده پیامیر اسلام، قرآن وحی منزلی است از کتاب اسمانی خداوند. به این معنی که بخشهایی از کتاب آسمانی مزبور به پیامبران پیشین نیز به صورت وحی نازل شده است (قرآن سوره 4-آیه161) بدین سبب به یهودیان و مسیحیان اهل کتاب گفته میشود.
سبک ادبی قرآن نثر مقفی است که این سبک را عرب سجع می نامد و عبارت است از اینکه آیاتی که در کنارهم قرار گرفته اندبا کلمات هم صوت که جانشین قافیه است ختم شوند و یا به جملاتی مکرر، مانند تهلیل سرود پایان یابند.
قرآن از جنبه شاعرانه خاص خویش بی بهره نیست، مثل سوره های شانزدهم و پنجاه و هشتم که بسیار شاعرانه و پر از تمثیلات است. به ویژه در سوره های متقدم مکی قرآن، شور و روح هیجان فراوان که در عبارات و تمثیلات و تشبیهات مکنون است به چشم میخورد. مثلا تصویر اوضاع زمین و نفوس پیش از روز قیامت چنین تصویر شده است:
« آنگاه که خورشید در هم پیچیده شود، آنگاه که ستاره ها به هم ریزند، آنگاه که کوهها از جای خود حرکت کنند، آنگاه که شتران آبستن بار نهند، آنگاه که وحوش گرد هم آیند، آنگاه که دریاها به جوشش آیند ...» (قرآن سوره 81) و یا «از خداوند خویش پوزش طلبید، او برای عفو شما آماده است، او به آسمانها می فرماید تا باران فراوان برای شما ببارد و اموال و فرزندان شما را بسیار خواهد کرد، به شما باغها عطا میکند، به شما رودها عطا میکند و ...» (قرآن سوره 71-آیه12-10)
تعلیمات و اخبار سوره مکی با سوگندهای پرحرارت توام است. مثل « سوگند میخورم به شب و هرآنچه از آن تاریک شود به ماه چون تمام شود» (قرآن سوره 84-آیه 18-16) و یا «سوگند میخورم به طارق، توچگونه نیک بدانی که طارق چیست. ستاره درخشنده ای ست و ...» (قرآن سوره 86-آیه 3-1) و ...
ولی سبک محمد (ص) که در آغاز شاعرانه بوده به تدریج خشک تر و نثری تر و یکنواخت تر میگردد. اکثر محققان اروپایی معتقدند قرآن به عنوان اثر ادبی قابل مقایسه با اثار ادبی آن زمان نیست و در قرآن صنایع بدیهی و معانی بیانی بیش از افکار شاعرانه وجود دارد.
تحقیق در تواریخ متن قرآن را گوستاو ویل آغاز کرد و پس از وی آ.اشپرنگر تعقیب نمود و ت.نلد بیش از هر کس در این زمینه کار کرد. و گرته کاملی از تواریخ بخشهای قرآن پیشنهاد کرد و تواریخ مزبور را به چهار دوره تقسیم کرد به شرح ذیل، 3 دوره مربوط به مکه و یک دوره مربوط به مدینه.
الف) طبق گرته نلد سوره های دور اول مکیه همانهایی هستند که در پایان قرآن فعلی وجود دارد و سوره های مزبور از لحاظ کوتاه بودن و داشتن وزن و کمال سبک، ممتاز و در شمار شاعرانه ترین سوره ها هستند و سرشار از احساسات سوزان و صداقت و ایمان هستند. موضوع رایج در سوره های این دوره عبارت است از قیامت کبری، آینده مردگان و داوری مهیب و سرنوشت وحشتناکی که در انتظار بت پرستان و نامعتقدان به خدای واحد است. به عبارت دیگر مضمون غالب این سوره ها همانا قیامت شناسی یا اسکاتولوژی است. (جمعا 48 سوره) (شماره سوره ها در ادامه مطلب)
ب) سوره های دور دوم مکیه شور و حرارت کمتر و لحن آرامتری دارد. در این سوره ها به جای نام خدا، صفت رحمان به کار رفته و بدین سبب سوره های مزبور رحمانی نیز نامیده میشود. در این سوره ها حضرت محمد (ص) غالباً مخاطب امر قرار گرفته و کله «قل» نیز به کرات استفاده شده. موضوع کلی این سوره ها توحید است. سوره های دور دوم از دوره اول درازترند. (جمعا 21 سوره) (شماره سوره ها در ادامه مطلب)
ج) در سوره های دوره سوم مکیه مکررات فراوان دیده میشود و سبک انشای آن خشک تر و بیشتر صنایع بدیعی و معانی در آن به کار رفته تا اندیشه های شاعرانه. در این سوره ها جای فراوانی (قریب 1500 آیه) را داستان پیامبران پیش از حضرت محمد (ص) اشغال کرده و تعلیمات و دستوران بسیار دیده میشود و لحن آنها به خطبه نزدیک است. (جمعا 21 سوره) (شماره سوره ها در ادامه مطلب)
د) سوره های دوره چهارم مدنیه از لحاظ سبک به سوره های دوره سوم مکیه نزدیکند. در این دوره موضوع احساسات دینی شخصی و تبلیغ عقیده به خدای یکتا در درجه اول اهمیت قرار نگرفته. محمد (ص) به جای تبلیغ موضوع قیامت و داوری وحشتناک و حیات اخروی بالاجبار می بایست در اندیشه نیازمندیهای جامعه مسلمانان مدینه باشد. بدین سبب در سوره های مدنیه مقررات متفرق فراوانی که جنبه قانونگذاری دارد ( درباره خانواده، نکاح، طلاق و مجازات برخی جنایات، جهاد و غنایم و ...) ملاحظه میشود. تدوین چنین مجموعه ای وجه همت نسلهای بعدی مسلمانان قرار گرفت و انجام این مهم دست کم 3 قرن طول کشید.
در دوره مدنیه اندیشه جهاد علیه دشمنان دینی وارد معتقدات اسلامی گشت و وظیفه دینی هر مسلمانی شمرده شد(جمعاً 24 سوره) (شماره سوره ها در ادامه مطلب)
یکی از نکات جالب قرآن چگونگی مرتب ساختن سوره ها و جمع آوری آن میباشد که اگر عمری باقی بود و اشتیاقی از دوستان مشاهده شد در پستی مجزا بحث خواهد شد.
منبع : کتاب اسلام در ایران از هجرت تا پایان قرن نهم هجری ،تالیف ایلیا پاولویچ پطروشفسکی ترجمه کریم کشاورز
پ.ن
۱- ممنون از محبت دوستان بابت پست قبل. چرا که یادگاری فوق العاده ای برای من بجا گذاشتید.
۲- فکر میکنم که این پست کمی سنگین شد. امیدوارم قابل استفاده دوستان قرار بگیره.
۳- جهت همایت از مانی این پست زلزله رو بخونید
۴- جهت حمایت از اهداف مانی اینجا رو هم سر بزنید
۵- زمانی که مشغول کپی کاری بودم نام گزیده خاموشی از دنیای خاکی رو برگزیدیم تا گلچینی از مطالب جالب اینترنت رو واسه خودم جمع آوری کنم. ولی حالا که جهت وبلاگ مشخص شده و لطف دوستان وظیفه من رو در خصوص تهیه و جمع آوری و نوشتن مطالب سنگین تر کرده ترجیح دادم نام وبلاگ رو به قلم به دست تغییر بدم. چرا که منبعد دست نوشته های خودم و نتیجه مطالعات خودم رو در وبلاگ قرار میدم
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1387/12/10 |
پست ویژه - تولد وبلاگ - قسمت دوم

آیناز:خانم همسر، خوش قلب و مهربون و ....
سلام ني نيه خودم
بهت تبريك مي گم
اميدوارم 100 امين سالگرد وبلاگت رو جشن بگيري
ترجيح مي دم گوشه اي بايستم و ناظر بر جريان باشم
دلم نمي خواد قاطيه اين ماجرا بشم
دوستاي عزيزي كه داريم مي تونن كمكت كنن
مرسي كه منو قابل دونستي موفق و پيروز باشي
اعظم(گلابی خانم) : دردانه خانه پدری، حساس و مهربان، هنرمند در عرصه های زنانگی
ادمين عزيز درسته سال گذشته تولد وبلاگتو تنهايي گرفتي ولي فك كنم امسال انقدر دوست خوبي داريم كه يه ذره ام احساس تنهايي نكني
علاوه بر اينكه وارد يه دنياي بزرگ شدي و دوستاي خوبي پيدا كردي باعث شدي منم دوستايي پيدا كنم خيلي برام عزيزن البته تو سختياشو كشيدي تا اين دوستاي خوبو پيدا كني بعد منم باهاشون اشنا كردي
اميدوارم تا ساليان دور اين وبلاگ واين دوستاي خوب برات بمونه

2سالگي وبلاگ مبارك
اعظم جووونی: فوق العاده ترین دوستی که داشتم و دارم، خنده رو و مهربون با قلبی از طلا، ملقب به اعظم عسلی، قابل اعتماد و دوست داشتنی
توصیف: فول انرژیک ، خوش خنده، باحال و سرزنده، همیشه بیزی، دست به تلفن، پایه خوردن و ...
راستش دقیقا یادم نیست کدوم پستتو اولین بار خوندم فقط فکر کنم زمانی بود که کپی نمی کردید دقیقا یادمه که در تکاپوی تعویض قالب بودی و...
خلاصه نوشته هات برای من جالب بود چون حداقل گروه ما همه یا دارن طنز می نویسن یا دارن روزمره گیهاشون و به تصویر می کشن از این که می دیدم وقایع اجتماعی و سیاسی رو اینطور دنبال می کنی یا حتی می ری کتاب می خونی که بیای اینجا مطلب بنویسی یه جورایی حتی حسودیم هم می شد به هر حال چیزی که واضح هستش اینه که از پارسال تا امسال خیلی زیاد تغییر کردی این همه دوست جدید این همه مطلبی که همه حاصل ذوق خودت بوده همه و همه یعنی این که یه پیشرفت بزرگ یعنی این که تو بخوای می تونی ...
تولد وبلاگت و داشتن این همه دوست خوبت مبارکت باشه
مودی : آجی مهربون و خوبم، خوش قلب و مهربون(باقلبی شیشه ای که کدورتی روش دیده نمیشه و واسه همه قابل روئیته) ، فوران احساسات، شهیارقنبری
توصیف : تحقق رویایی بعد از ۲۸سال، استاد دادن لقبهای جان، جان جوونی، جوووون، ناجون، استاد تعریف کردن سوتی
من هم تقريبا هرروز وبلاگتو خوندم حتي وقتي اون سوء تفاهم پيش اومده بود دلم نيومد از لينکام حذفت کنم داداش ادمين ميدوني که خيلي دوستت دارم و خوشحالم که بلاگ نويسي تو و سيري و علي ،ماني و آرش بهم داد
بانوی بیقرار: مصداق احترام و محبت وتجلی کلمه عشق و دوست داشتن،شهرام ناظری، مولوی، تکیلا، بربری مشکی، رونیکا، پرسپولیس، وقت عالی متعالی،همیشه آنلاین، همیشه آپ، فمینیست
توصیف: بانو به سلامت باشد، برادر ادمین، ادمین برادر، کشنده مانی به زودی زود
ادمین برادر خدا سایه مرحمت و لطف تو را بر سر وبلاگ زن بیقرار و "بانو "نگه دارد
من همیشه از خوندنت لذت بردم و از محبت تو و همسرت نازنینت انرژی گرفتم
ممنون برای بودنت
مانی: دوستی بسان برادر، همیشه انلاین، صاحب تخصص در زمینه انواع مردم آزاری،
توصیف: آزار و اذیت، کل کل،دوست الکی فامیل، بسی ناجون، کاکتوس بلاگفا، ملعون اهلالی بلاگفا
نظر من در مورد وبلاگت اینه :
سلام وبلاگ خوبی داری به منم سر بزن![]()
بدون اغراق میگم وبلاگ تو از جمله وبلاگ هاییه که من به مطالبش به دید اصلاح رفتارها و عقایدم می بینمشون چون مطمئنم در مورد مسایلی که می نویسی مطالعه می کنی و این خیلی خوبه
از وقتی که خودتو از نزدیک دیدم و رفتار و منشت رو هم متوجه شدم دیگه مطمئنم که تو از جمله انسانهایی هستی که حاضرم به پای رفاقتشون هرکاری کنم و بی نهایت خوشحالم که دوست مهربان خوب و عزیزی مثل تو دارم وامیدوارم همیشه در همه مراحل زندگی موفق باشی
سالگرد وبلاگتم تبریک میگم و امیدوارم این دنیای مجازی همیشه برات سبب خیر بشه همینطور که برای من شده و شما رو با من آشنا کرده
سایه (باتو تا همیشه) :یکی از قدیمی ترین یاران وبلاگ و دوستی بسیار خوب، مشاوری دانا
توصیف:معنای واقعی کلمه دوست خوب (با آرزوی سعادت و خوشبختی روزافزون واسه این دوست خوب)
خوب فكر ميكنم من و شما خيلي وقته يعني تقريبا از اوايل امسال با هم از طريق وبلاگهامون آشنا شديم .
بايد بگم از اون موقع كه پستهاي جديد مينوشتي و تصميم داشتي كه هر روز بهتر از قبل بنويسي و هميشه ازم ميخواستي تا اگه نظري دارم بگم و بعضي اوقات با هم نوشته هاتو ميخونديم و اصلاح ميكرديم خيلي روند نوشته هات تغيير كرده . و بايد آفرين بگم كه به اين خوبي تونستي نوشته هات و فكرهاتو هدايت كني . به نظرم دست به قلمت خيلي عاليتر شده و جا داره خيلي بهتر از اينها هم بشه .
هميشه برات ارزوي موفقيت بيشتر دارم چه در كار چه در زندگي چه در عشقت ( آيناز جان ) و چه در وبلاگ نويسي . حالا ديگه مسير نوشتنتو مشخص كردي و ميدوني كه چي ميخواي از وبلاگ نويسي .
تبريك منو به عنوان يه دوست نه چندان جديد به خاطر دو سالگي وبلاگت پذيرا باش .
حسام نازنین : اولین مشوق من در نوشتن. قدیمی ترین یار وبلاگ ، عشق سیاست، جلای وطن
توصیف: سیاست،خاتمی، دلسوز وطن
سلام. حال شما؟ خیلی دلم برات تنگ شده بود. جدا می گم. این غربت و گرفتاریاش . . . بگذریم. بازم به معرفت تو عزیز که هنوز مارو از یاد نبردی. اتفاقا چند روز پیش ( فردای روز ولنتاین) تولد سه سالگی وبلاگ منم بود ولی امسال این قدر تو تنهایی گذرونده شد که خودم هم نرسیدم حد اقل یه پست براش بذارم. راستش رو بخوای یادم نیست که اولین بار چه جوری افتخار آشنایی با تو دوست عزیز رو داشتم. ولی همیشه از این اتفاق میمون خوشحال بودم و خواهم بود. عزیز ناده دیده ی من اگر اون روزا اصرار می کردم بنویس به خاطر این بود که می دونستم کسی که این همه ذوق داره که بگرده و این همه مطلب جالب از وبلاگای دیگران پیدا کنه و . . . حتما اگر خودش دست به قلم بشه کولاک می کنه و خدارو شکر که اشتباه نکردم و امروز اگرچه کمتر (به دلیل مشکلاتم) می رسم که بهت سری بزنم ولی هر بار که میام از نوشته هات لذت می برم. امید وارم همیشه تو زندگیت موفق و سر بلند باشی.
به امید دیدار.
حمید رضا: نازنین دل، عشق من، مصداق عینی محبت و دوست داشتن
توصیف: محبت، عشق، همه چیزهای خوب جمع شده در یکجا، صفا و صمیمت و یکرنگی
عرض ارادت و احترام خالصانه به داداش ادمين عزيز و شديدا براي من قابل احترام
انشالله سالهاي سال در سلامت باشي و شاد باشي و بنويسي و ما هم لذت ببريم از نوع نگاهت كه زيباست كه زيباست كه زيباست
دو سال
چه خوشبختند اونايي كه دوست قديمي ادمين عزيز و نويسنده قديمي اين وب هستن
تبريك به ادمين عزيز كه نوشته هاش هميشه پربار و خوندني و دلنشينه
ايشالله جلوي اين دوسالگي وبت هي صفر اضافه بشه بشه بيست ، دويست و ....
عمو علی : عزیز و دوست داشتنی، کسی که نوشته هاش آدم رو به عمق داستان می بره، استاد نوشتن. عاشق دستنوشته هاشم و قلمش، صاحب گلخانه ای بس عظیم
توصیف: متانت، آرامش، سیگار،دریا، جشنواره، هاکلبری، مرد شش میلیون دلاری، فرهنگ، جشنواره
نوشتن درمورد دوست داشتنی هاوعلاقه مندیها کمی سخته.نه اینکه سخت باشه،حق مطلب روادا نمی کنه نوشتن.مثل حسی که با بوییدن یه گل یا شمیم وعطرخوش یک لبخند درتو بوجود میاد وتو نمی توانی بگوئی چه حسی داری.
اسمت رانمی دانم توی لینک وبلاگ کدوم یکی ازدوستان دیدم که کمی خاص بود ازهمون اول تکلیف آدم را باخودش روشن می کرد که باید مطالب جدی توش داشته باشه.اون اوایل ات رو که کپی می کردی یادم نیست،چون نبودم ونمی خواندم والبته کپی کردن برای تمرین نوشتن سرمشق خوبی هست.نوشته هایت بیشترمواقع متاثرازجریانات واتفاقات روز و ایام خاص هست که نشان میده به مسایل روز -سیاسی ویا مذهبی واقتصادی-علاقه داری والبته اشراف هم درموردش داری.اینکه رخداد وپیشامد های روز را دردریچه ذهن واندیشه خودت به بوته نقد می کشی احتیاج به جسارت داردچراکه"تا مردسخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد".اینطورنوشته ها را که خارج ازچارچوب وقواعد رسمی تریبون های دولتی و روزنامه نگاریست،دوست دارم وخوشحالم که این آزادی نسبی قلم توی دنیای مجازی باعث شلختگی وبی انضباطی قلمت نشده،چیزی که این روزها توی وبلاگ های خیلی ها می بینم ودلسردم می کنه این بداخلاقی وبدقلمی دوستان.مخلص کلام اینکه همیشه پشت نوشته هایت چهره مردی جدی وسختگیروالبته آرمانخواه رامی دیدم که این تصویربا دیدن ازنزدیکت،ادمین عزیز،بیشتردرذهنم قوت گرفت.هرچند که مجال گفتگودرآن دودیداراندک بود ونشد که باهم کمی مکالمه درباب چیزاوعلاقه مندیهایمان داشته باشیم.به هرتقدیرادمین برادرم،آشنایی باتو ونوشته هایت جزو اندوخته های خوب وبلاگ نویسی وآشنایهای مجازی/حقیقی من هستندوخوشحالم که این اتفاق-دوستی باتو-درست درزمان ومکان درست اش اتفاق افتاد.برای تو وایناز روزگارخوشی آرزومی کنم.
امید : دوست عزیز و فوق العاده، حساس و مهربان، بامحبت و بی نظیر
توصیف: موی بلوند،پیژامه،ورزش، فسنجان، خوش سفر، راننده ای یکتا، کیس مناسب
گفتن از یک دوست و توصیفش سخت است
و اتفاقهای شیرین زندگی
و ادمین اولین حقیقت شیرین دنیای مجازیم بود و دریچه ای به بعد فیزیکی بلاگفا
هنوز هم برایم سوال است آن روز دیدار
و منی که در راه بودم و برفی که می بارید
شاید هنوز هم زود باشد برای قضاوت ابعاد زیبای این دوستی و تسلسل ناشی این پیوند
اما این زیبایی از همینک در وجودم به بار نشسته و من مست این پیوندهایم
ادمین متشکرم بابت این همه روشنایی که اغازش تو بودی
هاله جان: دوستی عزیز و مهربان و خواهری دوست داشتنی، بانوی طناز بلاگفا
توصیف : استاد کل کل، کمی بی اعصاب، مادر عروس، بعدنترترتر قلعه نویی فلک زده ، کباب کثیف
من پست ناامیدانه تو خونده بودم
تازه کلی هم غصه دار بود برات
نمی دونم یه حس مشترک غریب دلتنگ کننده قابل حس
تا قبل از اون زیاد نمی شناختمت
فقط تو وبلاگ مودی دیده بودمت
همیشه هم فکر می کردم باید یه آدم رسمی و خیلی خشک باشی
مخصوصن موقعی که از این مانی جیزجیزجیگر زده حمایت کردی
اما بعد که حمایتت تبدیل به همایت شد و من و تو خواهر و داداشی شدیم اوضاع فرق کرد
من قبلنا فکر می کردم احتمالن توی یه روزنامه ای چیزی کار می کنی که این مدلی می نویسی.... اما حالا می دونم که ادمین خان جان یه مخ کامپیوتره.... خیلی مهربونه و یه داداشی حامیه....
همه دوستان هم دوسش دارن چون خیلی خوبه....
سیرترشی متاهل: محترم و مهربان و عزیز ، که مهربانی از نوشته هاش و کلامش موج میزنه.
توصیف: دلیل سنگینی کفه مهربانی بلاگفا، غریب و دور افتاده، استاد دروس زندگی، رقیق القلب
سلام ادمین نازنین.
تولد وبلاگت مبارک.
خوب به نظر من هر کسی سبکی برای نوشتن داره که کسی سبک خاصی در نوشتن و وبلاگ نویسی داره که شایدم با نوشته های همیشگیش متفاوت باشه و این تفاوتها نوشته ها رو متنوع و دوست داشتنی تر میکنه.
من و کسانی که میاییم اینجا رو میخونیم .میاییم تا نوشته هایی به سبک و قلم ادمین عزیز بخونیم پس برامون زیبا و دوست داشتنیست
هستی بانو: بانوی مهربانی بلاگفا که مهربانی و آرامش از کلام و گفتارش به وضوح حس میشه، به خوندن وبلاگش واسه خودم نیاز دارم و معتادم،آرامش و مهربانی بانوی مهر و قلب تپنده بلاگفا منو یاد دریا میندازه همونقدر مهربان و وسیع توام با آرامشی بی نظیر، استاد جهت یابی صحیح در زندگی
توصیف : فوق العاده، انرژی مثبت و همراه با مهربانی و آرامشی بی همتا
سلام ادمین جان تاریخچه وبلاگ نویسی جالبی داشتی و چه فکر قشنگی کردی برای تولد وبلاگت واقعا آفرین . چه یادگاری خوبی میشه . از لطفی هم که به وبلاگ حرف دل داری خیلی ممنونم . دوستی که حرفهاشو من پست کردم و شما لینک ، مثل شما یکی از بهترینهای بلاگفاست .
بازم ممنونم مهربون
حتما می نویسم
بهار : اولین دختر از مجموعه دخترای آقاجون ، آبجی خانمی مهربان ، اکتیو، عاشق ولنتاین، پایه مهمونیهای دوستانه، استاد درست کردن گلاسه های مخصوص مثل بهارگلاسه،سازنده سریالهای چند قسمتی با پدر و مادر
توصیف: فوران انرژی توام با دایره گسترده ای از اطلاعات و اخبار در همه زمینه ها علی الخصوص بچه های بلاگفا، پایه کل کلهای روزانه بلاگفا
وایییییییییییییییییییی تولده
تولد وبلاگ داداشمونه
چه جشنی بگیریم براش
چه بزن و برقصی بندازیم براش
تا کور شه چشم حسود و بخیل
به هرحال چند تا خواهریم و یه برادر
اونم ادمین عزیز کرده آقاجون
خوشحالم که داداشی گلی پیدا کردم نمیگم مجازی چون الان داداشمی تو دنیای واقعی به خاطر این داداش گلم یه زن داداش گلتر هم پیدا کردم
سمیه : دومین دختر از مجموعه دخترای آقاجون، با لطف و محبت بسیار، هامی مانی
توصیف: باحال و قابل اعتماد، داش مشتی و بی نظیر
من دو ماه بیشتر نیست که وبلاگت رو می خونم و از این بابت واسه خودم متاسفم که زودتر از اینها باهات آشنا نشدم !! آشنایی من هم بر می گرده به پست قربانی مانی و فکر کنم اون پست گشت ارشاد شما !! از روزی که این پست رو نوشتی هی دارم فکر می کنم که یه جوری از وبلاگت انتقاد کنم ولی میگم آخه من از چی وبلاگ انتقاد کنم ؟؟ از اینکه مطالبت آموزنده نیست ؟؟ از اینکه بی مناسبت مطلب می ذاری ؟؟ از اینکه واسه حرفات سند و توضیحات اضافی نمی یاری ؟؟ از اینکه واسه پستت وقت نمی ذاری ؟؟ از اینکه دونه دونه کامنت بچه ها رو با حوصله و استدلال جواب نمیدی ؟؟ خلاصه واقعا موندم !! به جرات میگم که هیچ ایرادی به وبلاگت وجود نداره !! تازه اون قسمت پیوندهای روزانه ات هم خیلی جالبه !!
فقط می تونم یه پیشنهاد بهت بدم و اون اینکه مثلا پست درخواستی بذاری!! راجع به چیزهایی که مطالعه کردی و اطلاعات داری اینجا بگی و ما بیایم یه سوال طرح کنیم و شما زحمت بکشی جواب بدی
من اون پستهایی که تو محرم گذاشتی رو واقعا دوست داشتم !!
زلزله : سومین دختر از مجموعه دخترای آقاجون، پر محبت و دقیق، سرشار از انرژی ، سازنده سریالهای چند قسمتی با مادر ، داننده وردهای عجیب و غریب جهت ساکت نمودن شاگردان
توصیف: بامرام ترین آبجی دنیا، دقیق و نکته بین، طبق شنیده ها بسیار خوش صدا
از وقتی اومدم اینجا یه نکته نوشته هات بیشتر از بقیه مجذوبم کرده و اون اینه که:
از هیچ مطلبی بی اینکه اطلاعات کاملی در موردش داشته باشی نمینویسی.این
تحقیق قبل نوشتن پست هات تحسین برانگیزه. 
و یه نکته دیگه: تو پست هات معمولا خیلی جدی به مسائل میپردازی.
یعنی عمق نوشته هات از لحن جدیت مبرهنه.
اما به موقع اش توانایی این رو هم داری که وقتی مطلب طنز میخونی متناسب با اون
مطلب کامنت طنز میذاری. تفاوت این طنز نویسی و جدی نویسی ات به حدیه که من
اوائل شک میکردم این داداش ادمین که کامنت گذاشته همون داداشه ادمینه که
پست جدی مینویسه!!!!
و این یعنی در هر مورد که اراده میکنی میتونی نویسنده باشی.و این توانایی ات
تبریک داره. پس بپذیر تبریک صمیمانه منو.
هدیه بانو: دوستی خوب و فامیلی محترم ، من همیشه شرمنده محبت هاش هستم ،
توصیف :بانوی هنرمند بلاگفا، دارای دید خاص و هنری، پرمحبت و دوست داشتنی
یک قطعه پازل ....
که در پیاده رو افتاده ،
یک قطعه مقوایی پازل...
که در آب باران خیس خورده ،
ممکنه یک دکمه آبی
از کت خانومی باشه
که توی لنگه کفش زندگی می کرده.
می تونه لوبیای سحرآمیزی باشه.
یا چینی در پیرهن مخمل قرمز یک ملکه.
یا یک گاز از سیبی که
نامادری سفید برفی بهش داد...
می تونه تور یک عروس باشه.
یا یه شیشه که درشو باز می کنی غول زشتی بیرون می یاد.
می تونه تکه از لباس ساحره غرب
موقعی که بخار می شد باشه.
می تونه جریان عمیق قطره اشکی
روی صورت یک فرشته باشه .
هیچ چیز به اندازه یک قطعه خیس خورده پازل
احتمال ( هرچیزی بودن ) رو نداره....
(شل سیلور استاین)
هدیه : ممکنه اون قطعه پازل ... قطعه ای از یک کیک خوشمزه ...مخصوص جشن دو سالگی یه دوست نازنین باشه !!!!
تولد 2 سالگی وبلاگت مبارک...ادمین جان....
عسل بانو: عزیز و دوست داشتنی ، یادگار به جامونده از سفر اعظم جونی به ایران
توصیف : دقیق و مهربان، حساس و رقیق القلب
سادگی را من از نهان یک ستاره آموختم
پیش از طلوع شکوفه بود شاید
با یاد یک بعداظهر قدیمی
آن قدر ترانه خواندم تا تمام کبوتران جهان عاشق شدند
سلام به ادمین عزیز و مهربون
تولد دو سالگی وبلاگت مبارک دوست خوبم.من چی می تونم بگم توی این روز جز اینکه خوشحالم از اینکه دوستایی خوبی مثل تو و اعظم جوووووونی رو اینجا پیدا کردم . خوشحالم که آخرین سفرش باعث شد یه دوست فرزانه (ادمین جون) به این جمع اضافه بشه و این سعادتی است برای من.از صمیم قلب توی دومین سالگرد وبلاگت برات آرزوی بهترین ها رو دارم.امیدوارم همیشه همین طور خوب بنویسی و همیشه قلبت پر از شادی باشه .آمین
با احترام:عسل بانو
نوشا جان: فامیل جدید، یاور مهربون، صاحب پستهایی با اسامی عجیب، شب زنده دار شبهای امتحان
اینو به سبک گزارشهای تی وی بخون :
به نام خدا هستم ...
راستش وبلاگ خوبیه یه ذره وقتشو بیشتر کنن بهتر میشه
... یه ذره هم کجری برنامه اتون خیلی بی مزه است عوضش کنین ... در کل همه چی عالیه ... وقتشو زیاد کنین ...
به دور از شوخی :
برای وبلاگت زحمت میکشی و پستهاشو با دقت و مطالعه میذاری که جای تقدیر داره و مفیده ... دستت درد نکنه
مهسا: فامیل و هم ولایتی، خواهر زن مجازی، صاحب پستهای طولانی، دختری دم بخت،خوش قلم
توصیف: ناتوان از نوشتن پستهای کوتاه، دوستار ترشیجات و هله هوله های ترش، وطن پرست
گیرم که شما گفتی انتقاد کنیم ..ببینم تکلیف منی که هیچ انتقادی را بر دست نوشته هایت نمی بینم چیست ؟؟ ...
هر کدام از ما حکایتی داریم با وبلاگ نویسیمان و وبلاگ های رفقایمان ..از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان ..هر بار که به سراغ وبلاگت آمدم ... تا مدتها فکرم مشغول مقوله ای بود ..که یا فراموش کرده بودم ..یا اطلاعاتم در موردش به یکی دو خط هم نمی رسید ...پست " توحید شیطانی " یادت می آید ؟؟ ...توی نمیدانی چه شیرازه ای از افکارم را در هم پاشید ..حالا این ها که هیچ زیباترش همان " سالگرد عشق " بود ..که هرچند ناقابل اما چند خطی برای این پیوند آسمانی هم نوشتم ...
راستش ما اهل" آسیب شناسی" نیستیم ... در "باب" هیچ مساله ای هم جسارت اظهارنظر نداریم ...حتی " تفاوت ها " را هم بی تفاوت از کنارشان رد می شویم ...
" انجیل و تورات " را هم در همین وبلاگ بود که دیدیم ...از " عزاداری ها " هم فقط به فلسفه ی عزایش رسیده ایم ...اگه راه و رسم " حرمت " ها را ندانیم اما حرمت شکنی را این روزها خوب آموخته ایم ...مانده نمک گیرای داداشمان و سبک فوق العاده ی نوشتارش که هر آنچه را ذکر کردم ..با تلنگری یا به من آموخت یا یاد آوری کرد ...
تولد این وبلاگ نه تنها برای شما ..که بر من هم مبارک است که این میان حسابی آموخته ام ...غرض اظهار ارادت ویژه بود و تبریکات پی در پی ..که حاصل شد ..
این دست نوشته هم بماند اینجا ...رفیق یادگاری ...که روزی این مهسای دم بخت عمر به دنیا داشت ..یا نداشت ...در این دنیای مجازی بود ..یا نبود ..بدانی روزگاری با تو داشته است ...همین رفیق ...که ما نیز روزگاری
مینو: یکی از بستگان و هم ولایتیها ، حدسم خوش پوش و بالهجه، قدکوتاه ، از قبیله جاسم اینا
توصیف : نکته سنج و دقیق، با محبت و دوست داشتنی، دارای حس ناسیونالیستی
اول ممنونم بابت دعوتم به اين نظر سنجي! ميدوني كه خيلي وقت نيست كه با وبلاگت آشنا شدم اما با همين چند پستي كه خوندم متوجه مفيد بودن و مبسوط بودن مطالبت شدم! هر بار كه بيام اينجا ميدونم براي شنيدن ناله يا مطالب عاشقانه نميام. ميام تا ياد بگيرم و حقيقتا بخونم.
چيز ديگه اينكه افراد معمولا به چند دليل مشتري يه وبلاگ ميشن گاهي از مطالب وبلاگ لذت ميبريم و مياموزيم گاهي ميايم تا بخنديم و گاهي اصلا به خاطر وبلاگ و مطالبش نيست كه سر ميزنيم بلكه به خاطر شخصيت نويسنده و علاقه اي كه به اون داريم بهش سر ميزنم تو حدا اقل براي من تركيبي از گزينه اول و اخر هستي!
دو سالگي وبلاگت هم مبارك!
سحر: دوست خوب و یار همیشگی وبلاگ
سلاااااااااااااام
چقد بامزه شما چند تا وب داشتین ولی مطمئنم این یکی خوشگلترترترترینشونه من در وان حد نیستم که وبتون رو نقد کنم اما میگم واقعا مشخصه که در مورد اپهاتو قبلا تحقیق شده و سطحی نیستن وهمیشه خوبیش اینکه نتیجه هم داره
امیدوارم همیشه پایدار باشه هم وبتون هم دوستهاتون
امیراخوان : دوستی که تازه افتخار اشنایی با ایشون رو داشتم
تولدت مبارک ...
خاطره: دوستی جدید با پستهای فوق العاده، خوندن وبلاگش رو به همه توصیه میکنم
سلام
تولد وبلاگتان مبارک
امیدوارم همیشه پایدار و برقرار باشه
امان: عزیز و دوست داشتنی ، با محبت ، فرزند نسل پاک حضرت زهرا
ادمین جان سلام.
تبریکات منو هم پذیرا باش.
وجود دوستان خوبی مثل شما است که هر انسان خسته ای را به زندگی علاقه مند میکند. دوستت دارم
پی نوشت:
1-از بابت محبت های بی نظیری و فوق العاده ای که به این حقیر عرضه داشتیم بینهایت سپاسگذار و ممنونم.
2- تشکر ویژه از هدیه بانو جهت همکاری فوق العاده بابت این پست.
3- خودتون بگردید و چهره خودتون رو تو عکس بالا پیدا کنید
مانی که مشخصه باقی دوستان رو پیدا کنید و بشناسید
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1387/12/05 |