صبر
شما در تنگناهای زندگی چقدر صبور هستید و صبر پیشه میکنید؟
اصولا چقدر به این واژه به صورت عملی دست و پنجه نرم کردید و از اثرات مفیدش بهره مند شدید.؟
"صبر در لغت به معناى حبس و بازداشتن است. هر گاه كسى خويشتن را از فعلى اختيارى باز دارد صبر كرده است. بنابراين صبر را در معناى عام آن مىتوان اين گونه تعريف كرد: باز داشتن خود را از عملى كه مانع رسيدن به هدف و يا موجب تأخير در رسيدن به هدف مىشود."
صبر در اين معنا، خود به خود فضيلتى اخلاقى نيست، بلكه مقاومتى است كه ناشى از تسلط فرد بر خويشتن است. اين مقاومت در صورتى از لحاظ اخلاقى فضيلت خواهد بود كه هدف شخص صابر، كمال اخلاقى و تقرب به خداوند باشد و صبر در برابر چيزى صورت گيرد كه با كمال اخلاقى و تقرب خداوند در تعارض و تقابل باشد. ارزش اخلاقى صبر بسته به هدفى است كه صبر به منظور آن صورت مىگيرد. در مبحث «روابط نسان با خداوند، مقصود از صبر، نوعى مقاومت در برابر عواملى است كه رابطه انسان با خدا را سست مىكنند و او را از دايره ايمان به لحاظ نظرى يا عملى خارج مىسازند.
انواع صبر:
بر مبنای مفهوم عام و گسترده ای كه برای صبر بیان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددی برای صبر بیان داشته اند كه مهم ترین آنها به اختصار بیان می گردد.
1- از جهت مفهوم: بر طبق تعاریف پیش گفته، گاهی مراد از صبر، ایجاد هر نوع محدودیت در جاذبه ها و دافعه های نفسانی است كه مفهومی عام است و گاهی مراد از آن صرفاً بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و عدم رضایت نسبت به امور ناخوشایند و سختی ها است. بنابراین صبر دارای دو مفهوم است كه گاهی در مفهوم خاص به كار می رود.
2-از جهت موضوع: صبر در مفهوم عام خود، از حیث موضوع دارای انواع متعددی است:
* اگر شکیبایی در برابر شهوات جنسی و شکمبارگی باشد، عفت نام دارد.
* اگر شکیبایی در برابر مصائب و سختیهای روزگار باشد صبر نام دارد که ضد آن جزع و هلع است یعنی انسان خویشتنداری نکند، آه و ناله سر دهد گریبان را پاره سازد و بر سر و صورت خویش بکوبد.
*اگر صبر در مقابل سركشی و طغیان غضب و خشم باشد «حِلم» و «كظم غیظ» نام دارد.
* اگر شکیبایی در برابر ناملایمات و نگرانیهای روزگار باشد سعهی صدر نام دارد. یعنی دلبازی و گشادهرویی. ضد آن ضجر و ضیق صدر یعنی افسردگی و دلتنگی و بیتابی است.
*صبر، در انجام عبادت است كه در مقابل آن «فسق» قرار داد و به مفهوم عدم پایبندی به عبادات شرعی * *اگر شکیبایی در برابر ثروتمندی، مال و مکنت باشد ضبط نفس نام دارد و ضد آن بطر است
*صبر در مقابل غریزه دنیاطلبی و زیاده خواهی «زُهد» نام دارد و در مقابل آن «حرص» قرار می گیرد.
*گاهی نیز صبر بر كتمان اسرار است كه «رازداری» نام دارد
* اگر شکیبایی به این معنا باشد که انسان با اندک بهرهای از دنیا، بسازد و خود را جز به خداوند پیوسته و دلبسته نسازد، قناعت نام میگیرد که ضد آن آزمندی است.
3-از جهت حكم: صبر به اعتبار حكمِ تكلیفی اش به پنج نوع تقسیم می شود:
*صبر واجب كه در مقابل شهوات و گرایش های حرام است
*صبر مستحب كه بر دشواری های انجام مستحبات، است.
*صبرِ حرام كه بر بعضی آزار و اذیّت ها است؛ مانند صبر در مقابل تجاوز دیگران بر مال، جان و ناموس انسان.
*صبر در مقابل امور مكروه و ناخوشایند، مانند صبر بر سختی روزه گرفتن در روز عاشورا كه مكروه می باشد.
* در غیر این موارد صبر مباح است. بنابراین «صبر» همواره امری است پسندیده نیست، بلكه گاهی حرام و مكروه هم می شود.
پیامبر اكرم ـصلی الله علیه واله ـ می فرمایند: صبر سه قسم است 1. صبر به هنگام دیدن مصیبت 2. صبر بر طاعت خدا 3-صبر به هنگام معصیت.
بنابراین هركس بر مصیبتی صبر كند وسختی آن را به نیكوئی تحمل نماید خدای متعال برای وی سیصد درجه می نویسد بطوری كه ما بین هر درجه فاصله ای هست به مقدار فاصله موجود میان آسمان وزمین.وهر كس بر طاعت خدا صبر نماید خدای متعال برای وی ششصد درجه عطا می كند كه ما بین هر درجه فاصله ای هست مثل فاصله موجود میان پائین ترین نقطه زمین تا عرش خدا .وهر كس بر معصیت خدا صبر كند (معصیت خدا را انجام ندهد)خدای متعال برای وی نهصد درجه عنایت می فرماید كه ما بین هر درجه فاصله ای هست مثل مقدار فاصله موجود از پائین ترین نقطه زمین تا منتهای عرش خدا.
همانطوری که مشاهده میکنید خداوند پاداش های بسیاری برای کسانی که صبر پیشه میکنند قرار داده است.
بد نیست ما هم کمی این صفت رو در خودمون پرورش بدیم و از صفت حسنه به بهترین نحو استفاده کنیم.
حالا نوبت شماست که کمی از میزان صبر خودتون بگید و عنوان کنید که در کجاها راحت تر صبر میکنید
منابع : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح و اندیشه قم و شبکه بلاغ
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/04/28 |
دل کندن
مهمترین داشته هایی که ما را به این دنیا وابسته کرده است چیست؟؟!!
چقدر به این موضوع فکر کردید و چقدر به میزان وابستگی خودتان به این دنیا اندیشیده اید.
.
اونطوری که یادم میاد مهمترین وابستگی های من در دوران کودکی که دل کندن از اونها واسم سخت بود چیزی جز یک کیف مدرسه و جامدادی خوشگلی که داشتم نبود و بعدها چند جلد کتاب کودکانه هم به اونها اضافه شد.
بعدها که به مدرسه راهنمایی پاگذاشتم این دلمشغولی ها تغییر کرد و جاشون رو داد به یک دستگاه میکرو و سگا. و تمام دنیای من شد این وسایلی که ساعتها باهاشون سرو کله میزدم و به نوعی تمام دلخوشی های من بودند.
در دوران دبیرستان به شدت وابسته و نگران نوارهام بودم. نوارهایی که با دقت و علاقه خیلی زیاد جمع آوری کرده بودم. برای هر خواننده ای یک مارک مخصوص از نوار کاست تهیه کرده بودم و با حروف برگردان اسم البومها رو پشت کاست ها نوشته بودم. اوضاع طوری بود که اگر کاستی رو به کسی میدادم علاوه بر یادداشت کردن مشخصات کامل گیرنده تا روز تحویل هم نگران بودم.
بعدها با اضافه شدن کامپیوتر دنیای من هم دیجیتالی شد و نگرانی های من به درون کامپیوتر رسوخ کرد. دیگه نگران هارد دستگاه بودم و ویندوزی که زود به زود باید عوض میشد.
و دل مشغولی ها و نگرانیها با من رشد کرد و بزرگتر شد. و من این وابستگی ها رو مثل سنگی روی پای خودم می بینم که مانع پرواز هستند و هرچه این وابستگی ها و دل مشغولی بیشتر میشه این سنگ سنگین تر میشه و قدرت پرواز محدودتر و گذشتن از همه این ها سخت تر و سنگین تر.
حالا که دلمشغولی ها من مثل همه ادمهای این دوره و زمونه شده و دائم در فکر خواب و خوراک و خانواده و شغل و ماشین و درآمد و ... هستم احساس خفگی دارم و حس میکنم به شدت زمینی شدم و از عالم بالا دور افتادم. مسائلی که روز به روز من رو بیشتر به این دنیا می چسبانند و کنده شدن و گذاشتن و رفتن رو برایم سخت تر.
نمیدونم عاقبت کار ما چه خواهد شد و به کجا خواهیم رسید.
حال شما بگید که چه چیزهایی در این دنیا شما را به شدت هر چه تمامتر به سمت خودش میکشه و دل کندن از اونها و گذاشتن و رفتن رو سخت کرده.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ پنجشنبه 1388/04/18 |
کنترل نفس
تا بحال چقدر به نفس و تربیت و کنترل اون فکر کردید.
کنترل نفس و مهار اون جزو مسائلی است که در دین و شریعت ما نیز تاکید بسیاری برآن شده و به عنوان یکی از کلیدهای رستگاری بشر نامیده شده.
اگر بخواهیم تعریف ساده ای از این مقوله داشته باشیم باید اینگونه بیان کنیم که مبارزه کردن با خواسته های درونی و کنترل آنها یا به عبارت ساده تر مواجه درست و منطقی با هرآنچه که دل خواهد.
یکی از راههای کنترل و مهار نفس سختی دادن و ریاضت کشیدن است تا به کمک این روشها ، مهار این موجود سرکش درون را تحت فرمان درآورد.
سختی دادن و ریاضت کشیدن نه به معنای ریاضت کشیدن مرتاضان هندی بلکه به معنای اینکه همواره با خواسته های نفسانی همسو نبودن و گاها مخالف خواسته های نفسانی. بودن. به عنوان مثال یکی از راههای کنترل و مهار نفس که از دستورات دینی ما محسوب میشود روزه گرفتن است.
روزه گرفتن نه برای ثواب و اجر اخرویش بلکه برای کنترل و مبارزه با نفسی که همواره طالب مسائلی از انسان است. از خوردن و آشامیدن گرفته تا مسائل شهوانی و پول پرستی و ... که به واسطه قوانینی که برای روزه گرفتن وضع شده باعث ایجاد محدودیت ها در یک دوره زمانی خاص میشود. و این خود یکی از بهترین روشها برای تحت فرمان درآوردن این نفس سرکش است.
به نظر شما وقت ان نرسیده که با مبارزه با نفس سرکش کمی بر روی دل خویش پاگذاشته و کمر همت به تربیتش بندیم.
یکی از اولین کارهایی که در سالهای دور برای مبارزه با نفس خویش انجام دادم و در آن زمان کار بسیار سختی برای من محسوب میشد خودداری از خوردن از نوشابه در تابستان بود که الحق و والانصاف کار بسیار سختی و طاقت فرسایی برای من محسوب میشد برای منی که گاه در طول یک روز 15 شیشه نوشابه میخوردم به یکباره ترک آن سختی ایی برابر با روزه گرفتن برای من داشت.
ولی با تمام توان به جنگ خواسته های نفسانی خویش رفتم و موفق شدم در این زمینه به موفقیت هایی دست یابم در زمینه های خاص مهار نفس خویش را به دست بگیرم
اما یکی از مهمترین مسائلی که به نوعی همه ما درگیر اون هستیم و کمتر توجهی به اون داریم، کنترل نفس در زمان عصبانیت است. موردی که در شریعت اسلام از آن به عنوان کظم غیض نام برده میشود.
تا به حال چقدر در زمان عصبانیت سعی در مهار نفس خویشتن داشته اید و چقدر در این زمینه موفق بوده اید.
متاسفانه بسیاری از افراد در زمان عصبانیت روی به حرفهای ناپسند و دشنام می اورند و بسیاری از حرمتها رو شکسته و پلهای زیادی را خراب میکنند. گاه خرابی هایی از این طغیان نفس به بار می آید که جبرانش نیاز به زمان بسیار طولانی دارد
پس بیایید اگر در هیچ زمینه ای بر کنترل نفس خویشتن که مصداقهای بسیاری دارد تلاشی نکرده ایم در خصوص مهارخویشتن در اوج عصبانیت کمی تلاش مضاعف داشته باشیم تا دچار پیامدهای بعد از آن نباشیم.
پی نوشت :
1- ولادت امیرمومنان ، اسداله الغالب علی بن ابیطالب رو به همه دوستاران حضرت تبریک میگم. و همچنین روز پدر و روز مرد رو به کلیه رجال بلاگفا و غیربلاگفا تهنیت عرض می نمایم.
2- امروز همینجوری دلم خواست به بهار مجدداً تبریک بگم و هیچ دلیل خاصی هم نداره ![]()
3- برای مرتفع شدن مشکل حادث شده به شدت نیازمند دعای خیر شما دوستان نازنین هستیم.
4- شما فکر نمی کنید سفر سیری خانم کمی طول کشیده و غیبت هاش بیش از اندازه زیاد شده.
۵- دیروز برخوردی از شخصی که بسیار نزد من محترم هست دیدم که بسیار رنجیدم. ولی باز هم مهار بر نفس خویشتن زدم و زبان در کام بستم و حرفی که موجبات ناراحتی فراهم اورد بر زبان نیاوردم. ولی از درون شکستم و دم فرو بستم.
۶- روز قلم رو به همه قلم به دستان بلاگفا تبریک عرض می نمایم. به امید قلم به دست شدن سایر دوستان کم کار و همچنان خاموش
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/04/13 |
ارزش ملاکهای ظاهری در برخورد اول
آیا تا به حال به این موضوع دقیق شدید که گاهاً چهره افراد یا مواردی از این دست چقدر در نوع برخورد ما در اولین دیدارها موثر و تاثیر گذار است. و ما به طور ناخودآگاه تحت تاثیر چهره این افراد قرار میگیریم مواردی که افراد کوچکترین اراده ای در شکل گیری اون نداشتند.
نمیدونم تا بحال شده به افرادی بر بخورید که در نگاه اول بسیار بد جنس و بد چشم به نظر برسند و بالطبع همین نوع چهره تعیین کننده نوع برخورد ما با وی بوده است و احساسی که از فیزیک ظاهری طرف داشتیم ملاک تعیین کننده ای برایمان محسوب شده
گاه به افرادی برمی خوریم که چهره مناسبی ندارند اما در پشت این چهره نه چندان دلچسب قلبی از طلا نهفته است و بالعکس افراد خوش خط و خالی که با ظاهری موجه با عث گرمی برخورد در دیدار اول میشوند و بعدها با شناختن ذات پلیدشان پی به اشتباه خویش می بریم.
گاه افراد کم خردی را می بینم که مردمان را به خاطر عیبهای ظاهری و عیب هایی که کوچکترین دخالتی در شکل گیری آنها نداشته اند(مواردی از قبیل فرم بینی، چاقی ارثی، فرم خالهای صورت، فک و نوع ابرو و ...) به باد تمسخر میگیرند و چنان برخورد میکنند که گویی تمامی تقصیرها متوجه صاحب اون عیب هست و چه بسا افرادی با اعتماد به نفس کم که به واسطه این گونه تمسخرها به راههایی که به ناکجاآباد ختم میشود پاگذاشته اند و یا اینکه چنان در ورطه مسائل مالی برای رفع این نقیصه غرق شده اند که یا تمامی زندگی و روحیه رو باختند و یا سر از گوشه زندان درآوردند.
و چه بسا افرادی که به واسطه گیرایی چهره طرف مقابل پا در دامی گذاشته اند که پایانی جز سیاهی برای آن قابل تصور نیست.
پی بیائید ملاک قضاوتمان را در خصوص افراد (خصوصا در اولین ملاقاتها) از ملاک های ظاهری به ملاکهای اخلاقی و رفتاری تغییر دهیم تا با ملاکی درست در خصوص دیگران قضاوت و تصمیم گیری کنیم (هر چند از چهره برخی از افراد مهربانی و خوبی به وضوح قابل دیدن و احساس کردن هست)
پی نوشت :
۱- نوشتن بعد از مدتی که فکر و ذهن و دست و قلمم در هنگ کامل و انجماد به سر میبرد کار خیلی سختی بود. ولی بالاخره باید از جایی و موضوعی شروع میکردم و ماحصل این تفکرات پست پیش و روی شما شد هر چند چندان به دلم ننشست اما برای شروع دوباره بد نیست.
۲- حرفی جز اظهار تاسف و ناراحتی و همچنان نگرانی در خصوص حوادث اخیر سرزمینم ندارم
۳- مانیز به سهم خودمان از این انتخابات متضرر گشتیم و مبلغی نزدیک به 100 هزار تومان از جانب طرفداران یکی از کاندایدا به خودروی ما وارد شد. به نظر شما حالا این خسارت رو کی قراره پرداخت کنه؟
۴- جالب ترین جمله ای که در چند هفته گذشته باعث پیدایش خنده روی لبهای من شده چیزی نبود جز
««قلعه نوعی بدبخت فلکزده خس و خاشاک خور»» از هاله جان که کنایه هاش هم همیشه بوی سیاست داره و بروز هم هست باعث شد مفصل بخندم.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1388/04/08 |