سرّ اعداد
شاید تابحال به اسرار نهفته در اعداد توجه کافی نکرده باشیم ولی بد نیست نگاهی هرچند گذرا به این معقوله مهم داشته باشیم.در ادیان و ملل مختلف نگرشهای خاصی بر بعضی اعداد وجود دارد که با بررسی همگی انها به وجه اشتراک همه ادیان و ملل در اعداد 7 و 40 میرسیم.
اگر بخواهیم به پیشینه تقدس و رموز این اعداد رجوع کنیم بهترین منابع کتب اسمانی و فرهنگ ملل مختلف است.
سعی و تلاش خواهم نمود در این پست و پست بعدی به خواص این دو عدد به طور خلاصه اشاراتی نمایم . پیشاپیش از طولانی شدن پست عذرخواهی میکنم![]()
عدد هفت :
اسلام : عدد هفت در عبادات اسلامي بيشتر به چشم ميخورد نخست اينكه ميخوانيم آسمانها هفت طبقه هستند و سوره حمد كه در نمازهاي يوميّه خوانده ميشود به اتّفاق همه مفسّرين هفت آيه دارد و اركان نماز هفت است سجده موقعي صحيح است كه هفت عضو بدن با زمين تماسّ داشته باشد.
بزرگترين عبادات در اسلام شركت در كنگره عظيم حجّ است و در اين مرحله عدد هفت بيشتر به چشم ميخورد، اصولاً مناسك حجّ هفت تا است:
1- احرام 2- طواف 3- سعي 4- عرفات 5- مني 6- رمي 7- ذبح
قرآن مشتمل بر هفت موضوع است: وعد- وعيد- وعظ- قصص- امر- نهي- ادعيه
یهود : تورات «اسفار خمسه عهد عتيق» نيز هفت را عدد كامل ميداند. گروهي از محقّقين و دانشمندان اروپا معتقدند كه نسخه تورات اصلي پس از وفات حضرت موسي در صندوق شهادت بوده علماء بني اسرائيل برحسب وصيّت حضرت موسي در هر هفت سال يك بار آنرا بيرون ميآوردند و بر بني اسرائيل ميخواندند. (تاريخ تمدن ويل دورانت )
هفت مرحله پیدایش و خلقت زمین و آسمان در كتاب مقدّس عهد عتيق «سفر پيدايش باب اوّل» اینگونه بیان شده:
1. در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد
2. خدا فلك را بساخت
3. علف و نباتات را بيافريد
4. ماه و ستارگان را بيافريد
5. جانوران و پرندگان و خزندگان را بيافريد
6. آدم را بيافريد تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و بر تمامي زمين و حشراتي كه بر زمين ميخزند حكومت نمايد.
7. روز هفتم خدا از همه كار خود كه ساخته بود فارغ شد پس خدا روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود. در مذهب يهود حضرت موسي در فرامين دهگانهاش منع كار را در روز هفتم هر هفته ميدهد.
-زن حايض 7روز نجس ميشود وبراي تطهير كفّاره هم لازم دارد
-اگر در كنار فردي كسي بميرد آن شخص تا 7روز نجس ميشود
مسيحيت : نيز هفت را گرامي ميدارد و آئين مسيح هفت معجزه از سي و سه معجزه را در انجيل يوحنّا ذكر ميكند. انجيل متي نيز ما را به شگفتي وا ميدارد، در انجيل متي از هفت روح پليد سخن رانده است به نظر فرقه كاتوليك هفت گناه اصلي و هفت نوع توبه و هفت نوع آداب هفت نوع شادي و هفت نوع غسل تعميد وجود دارد
كليساي كاتوليك مقدّسات را هفت ميشمارد و آنها را امور مقدّسه گويند و عبارتند از:
1. تعميد كه حضرت عيسي خود آن را دستور فرموده « متي28-19 »
2. تأئيد ميثاق
3. عشاء ربّاني
4. اعتراف به گناهان و كسب مغفرت انفرادي ولي اين عمل نزد كليساي پروتستان معمول نيست
5. سازمان روحاني كليسا از مقام پاپ اعظم و كاردينالهاي او گرفته تا ادني مرتبه پيشوايان مذهبي و كشيشهاي ساده سه درجه دارند: شمّاس- كشیش- اسقف هرعيسوي بايد به اين سلسله مراتب مقدّسه اعتقاد داشته باشد
6. ازدواج كه مراسم آن بايد به ترتيب مخصوص در كليسا و در حضور كشيش انجام گيرد
7. مسح محتضر كه اين عمل نيز فقط نزد كاتوليك ها معمول است و عبارت ازآن است كه شخص مشرف به موت را با روغن زيتون مقدّس تدهين ميكنند و اسقف بر او دعائي مخصوص ميخواند.
زرتشت : زرتشتيان اعتقاد خاصّي به هفت امشاسپندان دارند هفت فرشتگاني كه هر كدام نشانهاي از خوبي و رستگاري هستند. ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ )
1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد
2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب
3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک
4 ) شیر : منسوب مشتری , نماد آتش
5 ) پارسا : منسوب به قمر
6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح
7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل بیشتر
هفت باور نیک ایرانیان باستان
1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا
2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی
3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند
4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )
5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان
6 ) برگزاری جشنهای ملی و مذهبی
7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت
از دیگر 7 های معروف دنیا : می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) عجایب هفتگانه و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.
اطلاعات بیشتر در خصوص پاسداشت عدد هفت در ایران باستان را در ادامه مطلب دنبال کنید
پیرامون سر عدد 40 در پست بعدی به تفضیل سخن خواهیم راند
بعدا نوشت :
یکی از هفت های معروف هم هفتمین روز شهریوره که تاریخ تولد امید بلاگفاست.
از دیگر هفتهای معروف ائتلاف ضد مانی که شامل : من، هاله جان، بانوی بیقرار، سمیه، فاطی، بهار و مودی
هفت دیگر معروف در بلاگفا ، میهمانی بزرگ و باشکوه به همت هفتمین نفر . که بعد از میهمانی مودی، آرش، رستوران نایب ، بانوی بیقرار، ادمین و مانی نوبت اوست که هفت در هفت را تکمیل کند و امید آن داریم باشکوه ترینش باشد. ![]()
رسوم قبیله ای
این رسوم که به طور معمول تعصبات زیادی در پشت آنها قرار دارد بازگشت به گذشته و تاریخ یک قوم یا منطقه ای دارد. و افراد با سماجت و تلاش فراوان سعی در حفظ آنها به هر نحو ممکن دارند.
اگر نگاهی دقیق و منطقی به این رسوم داشته باشیم خواهیم دید که این رسوم بسته به حال و هوا و طرز تفکر مردمان آن زمان ابداع شده و هیچ تناسبی با زمانه فعلی ندارد و تنها اضطرار و اجبار برای حفظ رسوم باعث اجرا شدن آن میشود.
بد نیست به بعضی از رسوم این مرز و بوم نظری بیفکنیم و قضاوت را به عهده خودتان بگذاریم:
اولین مورد را با رسمی از شهر خودم آغاز میکنم که رسمی با نام آستانه بوسان که صبح روز عروسی بجا آورده میشود. بدین نحو که صبح روز عروسی جناب داماد به همراه ساقدوش های محترم و بزرگترهای فامیل جهت صرف صبحانه به منزل عروس خانم تشریف فرما میشوند و صبحانه مفصلی نوش جان میکنند. برای این مراسم رسومی وجود دارد منجمله خوردن چای دو رنگ توسط داماد که از شکر اشباع است و برای هم نزدن و یا چگونه به هم زدنش تفاسیر گوناگون وجود دارد به طوری که هنگام چای خوردن همه چشمها به سمت وی دوخته میشود.
رسم دیگر این مراسم دزدیدن کفشهای داماد توسط اقوام عروس برای پول گرفتن از داماد و حفظ آنها توسط ساقدوشهاست. به طوری که گاهی اوقات از ترس دزدیده شدن ، کفش ها بر سفره در کنار داماد مشاهده میشود.
رسومی مانند جهازچینان و جهاز بینان توسط زنان فامیل ( که عمدتاً احساس فضولی بالایی دارند) از رسوم دیگر جاری در اینجاست که توسط خانواده های معتقد صورت میگیرد و نتایج خانمان براندازی در پی دارد. چرا که این رسوم منجر به چشم و هم چشمی به طریق وحشتناک گشته و بسیاری خانواده ها از بابت حفظ آبرو در این دو مراسم زیر بارخرجهای سنگین می روند. شاهد مثال این قضیه هم یکی از همکارانم است که بابت تهیه جهیزیه آبرومند برای دخترش و ارائه در دو مراسم فوق الذکر مجبور به بازخرید شدن گردید.
از رسوم دیگر که از آنها شنیدم که احتمال خطا در شنیده ها وجود داره مواردی است که ذکر خواهم کرد:
در دزفول که به نوعی مهد اینگونه رسوم است در سال اول و در اعیاد مختلف خانواده داماد برای عروس و در سال دوم بالعکس این رسم انجام میشود.
در مناطق غرب و جنوب غرب تیراندازی در هنگام بردن عروس همچنان پابرجاست. به طوری که اطلاعیه نیروی انتظامی در خصوص عدم تیراندازی و حضور پلیس در مراسمات اندیشمک رو به چشم دیدم
رسم دیگر رسمی است به اسم بله بوران که در آن مراسم بر سر قیمت دختر مد نظر چانه زنی میکنند و گاهی چنان بحث بالا میگیرد که گوئی جلسه ای در خصوص خرید و فروش کالایی.
رسم دیگر گردانیدن عروس و داماد در سطح شهر در ساعات پایانی شهر همراه با سرو صدای زیاد است که از این کار با نام رسوم شب عروسی نام برده میشود.
رسوم دیگری که به شکر خدا در حال منسوخ شدن است رسوم چندش آوری مانند فالگوش ایستادن پشت در اتاق عروس و داماد بیچاره توسط یکی از اقوام عروس یا داماد و انتظار دیدن دستمال خونی و رقصیدن با دستمال فوق. و صدها رسم این چنینی که برخی از انها در حال منسوخ شدن کامل است.
حرفهایی بسیاری در این خصوص داشتم که ترجیح میدم سکوت پیشه کنم و از زبان شما دیگر رسوم رایج در گوشه و کنار این مرز و بوم رو بشنوم. رسوم شهرهای آذربایجان، رسوم شهرهای شمال، رسوم جنوبی ها و کردها و ... قطعا بسیار جالب و شنیدنی خواهد بود.
از هر دوستی دست کم انتظار بیان یک رسم جالب و شنیدنی رو دارم
پی نوشت :
1- دوستان علاقمند به سیاوش قمیشی میتونند اینجا تمامی اشعار سیاوش رو مشاهده کنند
2- پیرو پست مصطفی ودر جهت تنویر افکار عمومی از تمام کسانی که سمت آبجی بودن بنده (با هماهنگی قبلی) را دارا میباشند خواهشمندم در این مکان اعلام حضور نموده و بر شایعات رایج پایان دهند.
3- سرکار خانم سیرترشی متاهل لطفا به هر طریق ممکن به انتظار بازگشت بانو هستی خاتمه دهید و سریعتر او را به خطه بلاگفا بازگردانید. الطاف خفیه و ظهریه سرکار مزید امتنان میباشد.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/05/27 |
رسم و رسومات
به طور کلی رسم و رسومات پایبندی به اصولی است که ریشه در تاریخ و فرهنگ یک قوم، ملت و یا امتی داشته و بسته به خاستگاهی که داراست سعی در حفظ اصولی دارد که پیشینیان آنرا ایجاد و به یادگار گذاشته اند و گاه باعث تقویت جوامع انسانی شده و گاهاً در تعارض مستقیم با عقل و منطق قرار گرفته و جامعه را دچار مشکلات عدیده می نماید.
اگر بخواهیم کمی دقیقتر به این معقوله دقت نظری بیفکنیم خواهیم دید که به طور کلی 3 خاستگاه برای رسومات قابل بررسی است:
1- رسم و رسومات باستانی و ملی
2- رسم و رسومات مذهبی
3- رسم و رسومات محلی و منطقه ای و یا قبیله ای
رسومات باستانی :
اصولا رسومات باستانی جزو افتخارات هر ملتی بخصوص ملت باستانی ایران محسوب میشود و در پس هر کدام از این رسومات فلسفه ای جالب و جذاب نهفته است. رسوماتی مانند شب یلدا و هندوانه معروفش، رسم عید نوروز و عیدی دادنش، جشن مهرگان و آماده شدن برای سختی های پیش و رو و .... که اگر خوب دقت شود خواهیم دید که بسیاری از این رسوم در جهت تقویت بنیان خانواده و ایجاد آمادگی جهت حضور در جمعی بزگتر مثل اجتماع است و هدفش اشاعه مهرورزی از سوی بزرگترها و انتقال به کوچکترهایی است که در لوای این خانواده و فامیل در حال رشد و درس آموزی هستند و وظیفه پاسداشت این رسوم در آینده ای نه چندان دور بر عهده آنها خواهد بود.
رسومات مذهبی :
از رسومات مذهبی در جامعه امروز ما بنام سنت و مستحبات نام برده میشود. و بسته به نوع اعتقاد افراد شدت و ضعف دارد. اعمالی مانند ناخن گرفتن در روز جمعه، شروع غذا خوردن با نام خدا، مهرالسنت در تعیین میزان مهریه، افطاری دادن به روزه داران، که از سنت های پیامبر نامیده میشود و در حیطه امور مستحبی جای میگیرد. اما متاسفانه این رسومات در پاره ای مسائل با خرافات گره خورده و معجونی ایجاد کرده که افراد را به بیراهه های خطرناکی هدایت میکند.
به عنوان مثال خرافاتی از قبیل قمه زنی و ... که در عزاداری امام حسین (ع) وارد شده و گاها چنان در عمق اعتقادات و جان مردمان نفوذ کرده که وقتی دستور منع این قبیل کارها از مصادری همچون مراجع تقلید که راهبران امت اسلام هستند صادر گردید نیز وقعی ننهادند و همچنان بر این اعتقادات مختلط با خرافه پافشاری می نمایند.
همچنین رسم و رسوماتی نیز به صورت عادی در جامعه در جریان است که با نظرات و اعتقادات نسل جوان در تعارض بوده و به مرور با حاکم شدن این نسل بر جامعه محو خواهد گردید. رسوماتی از قبیل چراغانی کردن منزل شخصی که از سفر زیارتی بازمیگردد، عدم اصلاح و آرایش پس از فوت بستگان به مدت 40 روز، پوشیدن لباس تیره و سیاه در مراسمات عزاداری و .... که نسل جدید اعتقاد چندانی به پاسداشت آنها ندارد.
رسومات قومی و قبیله ای و یا منطقه ای :
به دلیل به دراز کشیده شدن این مقال ، در پست بعدی به بررسی این رسومات خواهیم پرداخت.
پی نوشت :
۱-خواندن بعدا نوشت هستی به شدت متحیرم کرد. باور نبود بانوی مهربان و قلب تپنده بلاگفا خیلی سخت و غم انگیزه.کاش دوستانی که قصد غیبت کوتاه مدت و یا حتی طولانی مدت دارند دست کم شیوه حمید رضای نازنین رو پیش بگیرند و حرفی از رفتن و خداحافظی نزنند و به غیبتشان بسنده کنند تا ما هم دلخوش به بازگشتشان باشیم.
۲-مانی عزیز بابت همه مهربانیها و زحماتی که در بزم دوستانه ارزانی داشتی سپاسگذار و ممنونم.
۳- مطلب جالب و عجیب جابجایی کره زمین رو حتما مطالعه کنید.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/05/20 |
روزنامه
از روزنامه های دهه شصت جز روزنامه های کیهان و رسالت و اطلاعات و جمهوری اسلامی و روزنامه سیاه و سفید سلام چیزی بخاطر ندارم. زیرا در بحبوحه جنگ و بعد از آن اطلاع از اوضاع سیاسی کشور رونق چندانی در منزل ما نداشت. و من هم غرق در عوالم کودکانه خود تنها متوجه شکل ظاهری متفاوت روزنامه سلام با دیگر روزنامه ها می شدم. روزنامه ای که در زمان خود از منتقدین دولت محسوب میشد و نوع مطالبش در آن فضای محدود نوعی شاهکار بحساب می آمد. روزنامه سلام با همان خط فکری به فعالیت خود ادامه داد تا که در تیرماه سال 78 توقیف شد.

این دوران گذشت تا در بهمن سال 76 و با تولد روزنامه جامعه به مدیرمسئولی حمید رضا جلایی پور و سردبیری شمس الواعظین قشر روشن فکر جامعه و مخالف سیاست های جاری دولت صاحب روزنامه و خط مستقل فکری شدند و تیراژ این روزنامه نوپا در مدت زمان کوتاهی به حد بالا و قابل قبولی رسید اما با گذشت مدت زمان محدودی اولین قربانی در حیطه روزنامه های اصلاح طلب صورت پذیرفت. و با شکایت دادگستری تهران به عنوان مدعی العموم و ستاد مشترک سپاه و ... به عنوان شاکی خصوصی این روزنامه به اتهام تشویش اذهان عمومی و ... به دستور دادگستری تهران توقیف شد.
در چنین شرایطی روزنامه سلام همچنان مشغول فعالیت چندساله خویش بود اما با توجه به فضای باز سیاسی ایجاد شده توسط دولت اصلاحات و خط فکری سیاستمداران کهنه کارش دیگر جوابگوی ذهن پرسشگر حماسه زان دوم خرداد نبود و خلاء یک روزنامه اصلاح طلب با نیروهای جوان به شدت احساس میشد
در چنین شرایطی روزنامه توس با همان کادر روزنامه جامعه پابه عرصه نهاد و سخنگوی قشر اصلاح طلب شد. یکی از ویژگیهای روزنامه توس معرفی چندین نویسنده و طنزپرداز جوان به عرصه مطبوعات کشور بود. چهره هایی نظیر توکا نیستانی ، نیک آهنگ کوثر و محمد قوچانی و ...
طبق روال آن روزهای مطبوعات کشور پس از چندی این روزنامه هم به سرنوشت جامعه دچار شد و بعد از مدت زمانی نسبتا کوتاه از شروع چاپش توقیف شد.
و به همت شمس الواعظین بلافاصله روزنامه نشاط متولد گردید. ولی باز هم بعد از مدتی به علت زیر سوال بردن اصول اسلام و انتقاد از رهبر توقیف شد.
بعد از بسته شدن روزنامه نشاط عطش قشرعظیمی از افراد جامعه برای خواندن دست نوشته های نویسندگان مطرحی چون اکبر گنجی، شمس الواعظین و هنرمندی افرادی چون نبوی و کوثر فزونی یافت.
در این شرایط جناب شمس الواعظین با تاسیس روزنامه ای جدید و گردهم آوردن تیمی قوی مشتکل از روزنامه نگاران حرفه ای و توانا یکی از ماندگارترین روزنامه های تاریخ مطبوعات ایران به نام عصرآزادگان را به ظهور و تکامل رسانید.

روزنامه های که با مقاله های آتشین اکبر گنجی و عمادالدین باقی در خصوص قتلهای زنجیره ای بسیار صدا پا کرد و صدالبته همکاری روشنفکرانی چون دکتر صادق زیباکلام، مسعود بهنود ، دکتر ابراهیم یزدی و ... به سردبیری شمس الواعظین بر وزین بودن و جذابیت بیش از پیشش افزوده بود. و به علت جمع بودن تمامی این هنرمندان باهم بود که مشتری ثابت این روزنامه بودم و برای اولین بار روز به روز مطالبش رو دنبال میکردم. این روزنامه نیز در اردیبهشت ماه سال 1379 توقف گردید و این روزنامه موفق هم به بایگانی روزنامه های کشور پیوست.
البته در کنار این روزنامه روزنامه های دیگری از طیف اصلاح طلبان نیز در پیشخوان مطبوعات قابل رویت بودند که به سهم خودشان سهمی در آن فضای باز مطبوعاتی داشتند روزنامه های مثل روزنامه آزاد و دنیای اقتصاد و ...
بعد از تعطیلی عصرآزادگان روزنامه ای بنام صبح امروز با مدیرمسئولی مغز متفکر جنبش اصلاحات یعنی سعید حجاریان متولد شد. روزنامه ای که به دلیل شرایط خاص سیاسی آن دوران حتی در ایام تعطیلات نوروز هم به زیر چاپ میرفت تا نقش اطلاع رسانی خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کند.

حجاریان در این روزنامه به افشاگریهایی در خصوص قتلهای زنجیره ای زد که در نهایت در اسفند 78 توسط سعید عسگر در جلوی شهرداری تهران ترور شد و پرونده صبح امروز هم که علاقه خاصی بهش داشتم در همان دوران و یاشاید کمی زودتر از این ترور بسته شد
بعد از صبح امروز عبداله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات مجوز تاسیس روزنامه ای بنام خرداد را گرفت که بعد از مدت زمانی کوتاه از انتشارش توقیف شد. این روزنامه شدیداً مورد انتقاد محافظه کاران که مخالف طرح دیدگاههای نوگرایانه در حوزه های دینی هستند قرار گرفت و نهایتا عبداله نوری به واسطه طرح دیدگاههایی در روزنامه خود که تصویر متفاوت از دین اسلام نسبت به آنچه محافظه کاران سنتی ارائه میکردند به دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شد و پس از چندین جلسه محاکمه و دفاع بنابر اتهامهایی مانند توهین به مقدسات، نشراکاذیب و ... به پنج سال زندان محکوم گردید. وی در دادگاه با قاطعیت از اصلاحات دفاع کرد. دفاعیات وی در کتابی بنام شوکران اصلاحات متشر گردید که با استقبال مردم مواجه شد.
به اعتقاد بنده روزنامه خرداد به نوعی اخرین روزنامه آتشین جبهه اصلاحات محسوب میشد. بعد از خرداد لحن روزنامه های اصلاح طلب به علت ترس از تعطیلی ملایم تر شد.
بعد از تعطیلی خرداد روزنامه بیان به مدیر مسئولی سیدعلی اکبر محتشمی پور پابه عرصه مطبوعات گذاشت که مقالات چاپ شده در آن با ملاحظات بیشتری نوشته میشد و احتیاط سرلوحه کار مدیران آن بود تا به سرنوشت دیگر روزنامه های اصلاح طلب دچار نگردد. اما نهایتا بعد از گذشت مدت زمانی طولانی تر به نسبت سایر روزنامه ها بیان هم تعطیل شد و دوستداران روزنامه های اصلاح طلب حیران و سرگردان ماندند تا زمانی که حیات نو با مدیر مسئولی سیدهادی خامنه ای برادر رهبر ایران مجوز انتشار گرفت. و سعی در پرکردن خلاء روزنامه های جناح دوم خرداد داشت و با توجه به شرایط ایجاد شده تا حدی در این امر موفق بود ولی این روزنامه هم به دلیل انتشار یک کاریکاتور در 22 دی سال 1381 توقیف شد و سید هادی خامنه ای نیز در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه گردید واین پایانی بود بر اشتیاق من برای مطالعه و همراهی جنبش اصلاحات.
بعد از حیات نو مدتی رو به روزنامه های ورزشی آوردم که در نهایت به مدت دوسال به علت ویژه نامه های تخصصی روزنامه جام جم مخصوصا ویژه نامه کلیک مشتری این روزنامه شدم و به نوعی از صحنه درگیریهای سیاسی جناحهای داخل کشور دور شدم و سعی کردم به صحنه فناوریهای نوین نزدیک بشم.
اما روند چاپ روزنامه های اصلاح طلب با چاپ روزنامه هایی نظیر شرق و اعتماد ملی ادامه داشت و دارد اما به گمان من عطش مردم در خصوص مطالعه روزنامه و پیگیری مسائل روزمره از طریق روزنامه ها فروکش کرده و خوانندگان حرفه ای روزنامه ها ترجیح می دهند به جای دل بستن به روزنامه هایی که ممکن است بعد از چندی به تعطیلی کشیده شود از رسانه های نوین تر مثل ماهواره و اینترنت استفاده کنند و از تظرات و مقالاتی که کمتر دچار خودسانسوری میشوند بهره بگیرند.
پی نوشت :
۱- روندی که نوشتم صرفا تراوشات ذهنی خودم هست و ممکنه در خصوص تقدم و تاخر نام روزنامه ها اشتباه کرده باشم.
۲- در این پست از سایت ویکی پدیا جهت تکمیل مطالب استفاده نمودم.
۳- اینکه ردپای بعضی از دوستان در اینجا هست اما خبری از حضورشان نه بابت کامنت گذاشتن بلکه در خصوص اظهار ادب اینجانب به آنان چی می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/05/10 |
سینما
دنیای جالب و پرکشش سینما آنقدر جذابیت دارد که همه ما را ولو برای یکبار به سمت خودش جلب کرده و مسحور پرده نقره ای اون شده باشیم. سالنی تاریک با تلالوی از نورهای زیبا که از پشت سر به سمت پرده سینما هجوم می آوردند و به آدمهای روی پرده جان می بخشید.
این بار قصد کردم پا در کفش عموعلی کرده و کمی از سینما صحبت کنم.
اولین فیلمی که در سن 8 سالگی در سینما دیدم فیلم کانی مانگا بود که به مناسبت هفته دفاع مقدس نمایش داده میشد و با این فیلم بود که پای من به سینما باز شد.
دومین فیلمی که در سینما دیدم فیلم پرفروش دزدعروسکها بود که از جیب مبارک 60 ریال برای تهیه بلیطش پرداخت کردم. و کم کم شدم یکی از کسانی که پای ثابت سینما محسوب میشد. البته اون سالها مجبور بودم ساعتها با خواهش و تمنا دائی جان را راضی کنم تا من رو به سینما ببرد.
به سن دبیرستان که رسیدم دوستانی پیدا کردم که پایه سینما رفتن بودند و نزدیکی دبیرستان محل تحصیلم به دو تا از سینماهای شهر هم مزید بر علت شد که بر تعداد رفتنم به سینما افزوده بشه و بهانه ای باشه برای جیم زدن از کلاسهای درس.
اون سالها جزو سالهایی بود که جمشید هاشم پور، فرامرز قریبیان ، ابوالفضل پورعرب و افسانه بایگان یکه تازان پرده های سینما بودند و شخصیتهای معروفی چون زینال بندری و ... یادگار اون دوران هستند.
با رشد روزافزون مجلات سینمایی و اضافه شدن بخش سینمایی به اکثر مجلات مختلف سعی کردم کم کم بر اطلاعات سینمایی خودم اضافه کنم و سطح دید خودم را از یک ادم عامی ارتفاء بدم و فیلم ها رو با نظر نسبتا کارشناسی ببینم و علاوه بر موضوع به مواردی از قبیل دیالوگ و نورپردازی و فیلمبرداری و ... توجه کنم.
اولین فیلمی که مسحور دیالوگهای زیبا و انتخاب صحیح بازیگرانش شدم فیلم اعتراض ساخته مسعود کیمیایی بود که با جان و دل به تماشای اون نشستم. دیالوگهای طلایی مهدی فتحی در ابتدای فیلم هنگام آزاد شدن امیرعلی از زندان جزو ماندگارترین دیالوگهایی بود که بیاد دارم ««
همچنین بازی دوست داشتنی بیتا فرهی در این فیلم که کمتر زنی نقشی شبیه به این بازی کرده بود
دومین فیلم دوست داشتنی من متولد ماه مهر ساخته احمد رضا درویش بود که با بازی درخشان فروتن و میترا حجار جزو فیلمهای یادگاری سینمای سیاسی-جنگی ایران محسوب میشد. صحنه ای از فیلم که میترا حجار از کسانی که پای اون برگه کذایی رو امضا کرده بودند خواست تا در جمع همه دانشجوها دستشتون رو بالا ببرند و کسی جز فروتن این کار رو نکرد رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.
با این فیلمها زندگی کردم و چندین و چند بار تماشاشون کردم تا به فیلم دوئل رسیدم. فیلمی پرهزینه و حرفه ای که بسیاری رکوردها را در تاریخ سینمای ایران جابجا کرد. فیلمی که با زیرکی خاص پایان بسیار سیاسی داشت و سعید راد رو دوباره به آغوش سینمای ایران برگرداند.
به فیلم کاغذ بی خط ناصر تقوایی رسیدم. فیلمی که از نظر من اوج هنرش در کار نویسندگان آن نمود خارجی پیدا میکرد. فیلمی با دیالوگهای فوق طلایی که هنرمندی شادروان خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی بر زیبایی اون افزوده بود و هیچگاه از دیدنش سیر نشدم.
سینمای حاتمی کیا:
به واسطه فیلمهایی مثل مهاجر و از کرخه تا راین با سینمای حاتمی کیا آشنا بودم. اما باید اقرار کنم که آژانس شیشه ای جزو تاثیرگذارترین ها در سینما ایران محسوب میشد که حرف دل خیلی هایی بود که میشناختم. با حاتمی کیا زندگی کردم: موج مرده، ارتفاع پست، بنام پدر، روبان قرمز و حتی سفر سبز با شخصیت معروف حسن گلاب. و همیشه از حرف حاتمی کیا لذت بردم و سرمست شدم. ولی هیچگاه علت ساخته شدن فیلم دعوت از سوی حاتمی کیا و تغییر رویه اش در نوع سینمایی که فیلم می ساخت رو متوجه نشدم با این اوصاف بسیار بسیار زیاد برای شخص حاتمی کیا احترام قائلم
سینمای ملاقلی پور :
هرچند سعی بر دیدن اکثر فیلمهای ملاقلی پور داشتم و فیلمهای از قبیل قارچ سمی ، مزرعه پدری و .... رو دیدم اما هیچگاه با کارش و اعتقادش همسو نشدم و نتونستم دید خوب و مثبتی نسبت به کارهاش پیدا کنم و اوج این تضادها در فیلم م مثل مادر بود که به نظرم فیلمی بسیار احساسی و پر سوز و گذاز که حاوی یکسری اتفاقات خاص بود که اصلا مورد قبول من واقع نشد و نتونستم بپذیرمش. (روحش شاد)
سایر فیلمها
در این سالها به تماشای بسیاری فیلمها در سالنهای سینما نشستم و سعی در لذت بردن از هنر نهفته در این فیلمها داشتم. هر چند بسیاری از این فیلمها سعی در پرکردن گیشه داشتند و احساس میشد کم کم هنرمندی از این هنر پرفروغ رخت بربسته و بازیگرانی که بیشتر با تکیه بر ظاهر زیبا سعی در بازیگر شدن دارند جای هنرمندان واقعی این عرصه رو تنگ کردند.
فیلمهای زندان زنان، زیرپوست شهر، آبی، قرمز، پارک وی، اخراجی ها، سیب سرخ حوا، برج، عملیات کرکوک، سربازان جمعه، غریبانه، شوکران، مردعوضی، مومیایی 3، دعوت و ... فیلمهایی بودند که با اشتیاق فراوان من رو به سمت سالن سینما کشاندند و در راضی کردن من از دیدن فیلم دلخواهم کمتر موفق بودند.
و آخرین فیلمی که بر پرده ای نقره ای دیدم درباره الی بود. فیلمی متفاوت با تفاسیر گوناگون.
چیزی که در این فیلم بیشترین جذابیت رو برای من داشت نوع فیلمبرداری فیلم بود که در کمتر فیلمی از فیلمهای امروز سینمای ایران شاهد ان هستیم. و جالبترین نکته ای که از این فیلم دیدم برداشتهای متفاوت افراد از موضوعش بود. برخی موضوع اون رو به فضای قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران تشبیه میکردند و عده ای اون رو فیلم مستندی می دیدند که سعی در پر کردن ساعاتی از وقت مردم رو داشت.
به هر حال این هنرهفتم به نوعی با ذهن و خیال من درگیر شده و همچنان برخی اوقات لحظاتی در تاریکی سالن سینما به عمق ماجراهای جالبش فرو میرم
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/05/03 |