تعدد زوجات - قسمت دوم
فلسفه تعدد زوجات چیست؟ایا این مسئله باعث بروز اختلافات بین زنان نمی شود؟چرا زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟
رسم تعدد زوجات در اعصار پیش از اسلام هم در میان ملتها و هم در ادیان مختلف وجود داشته است مثلا در عراق قدیم قانون حمورابی ازدواج دوم را برای زوج در صورت بیماری زوجه روا می دانست . آشوریان نیز با تعدد زوجات آشنا بوده اند. در دیگر تمدنهای بزرگ از جمله در ایران و مصر و چین و هند هم تعدد زوجات رواج داشته
بر این اساس همچنانکه برخی مستشرقان گفته اند (لوبون ص 496 دورانت ج 1 ص 50) این تصور در اروپای قرون وسطا که تعدد زوجات از نوآوریهای اسلام و پیامبر اکرم است نادرست است .تعدد زوجات در ادیان آسمانی پیشین نیز امری معهود و مقبول بوده است . در دین یهود تعدد زوجات تا حد توانایی زوج مباح شمرده می شده هر چند نصوص تلمود برای عامة مردم تنها چهار همسر را جایز دانسته است (محمودعبدالحمید محمد ص 150ـ151). در انجیلهای کنونی نیز در بارة منع تعدد زوجات نصی دیده نمی شود و حتی تعبیر برخی نامه های پولس به جواز آن اشعار دارد ( رجوع کنید به باجوری ج 1 ص 142 144 عبدالغنی عبود ص 144ـ 145 محمودعبدالحمید محمد ص 151ـ157). در جهان مسیحیت نیز تعدد زوجات دست کم تا قرن یازدهم / هفدهم رسما وجود داشت و پادشاهان بسیاری در اروپا همسران متعدد داشتند. بعدها نظام جدید کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرد. (یعنی قانون الهی پروردگار را به سلیقه شخصی ممنوع کردند) برای این تحریم انگیزه های مختلفی بیان شده که هیچیک جنبة دینی ندارد ( رجوع کنید به باجوری ج 1 ص 144ـ145 وافی ص 56 کبیسی ص 82 ـ83 عبدالغنی عبود ص 145ـ146). تعدد زوجات در سیرة برخی انبیای پیشین از جمله حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت داود و حضرت سلیمان علیهم السلام هم گزارش شده است ( رجوع کنید به بالیسانی ص 40 باجوری ج 1 ص 142).
اسلام تعدد زوجات را بدون قید و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسى وضع محیطهاى مختلف قبل از اسلام به این نتیجه مىرسیم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادى بوده و قبل از اسلام جریان داشته؛ تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نیست، بلکه دین آن را در چارچوب ضرورتهاى زندگى انسان محدود ساخته و براى آن قید و شرایط سنگین قرار داده است.
قوانین اسلام براساس نیازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زیرا ممکن است هر زنى از آمدن رقیب (در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن مىشود. هیچ کس نمىتواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگى، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر، قربانیان اصلى را آنها تشکیل مىدهند.
نیز نمىتوان انکار کرد که بقاى غریزه جنسى مردان از زنان طولانىتر است، زیرا زنان در سن معینى، آمادگى جنسى خود را از دست مىدهند، در حالى که در مردان چنین نیست.
هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتى از دوران حاملگى، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالى که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانى هستند که به علل گوناگونى همسران خود را از دست مىدهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید براى همیشه بدون همسر باقى بمانند.
با درنظر گرفتن این واقعیتها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم مىخورد) ناچاریم یکى از سه راه ذیل را انتخاب کنیم.
أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نیازهاى فطرى و خواستههاى درونى و احساسى خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط داراى یک همسر قانونى باشند، ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى که بى شوهر ماندهاند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
ج) کسانى که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنندو از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشکلى براى آنها ایجاد نمىشود، نیز قدرت بر اجراى کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعى که به وجود مىآید، با فطرت و غرائز و نیازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم اما این مبارزهاى است که پیروزى در آن نیست. به فرض که این طرح عملى بشود، جنبههاى غیر انسانى آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعى باید مورد مطالعه قرار داد. آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مىکنند، کسانى هستند که یک مسئله سه زاویهاى را تنها از یک زاویه نگاه مىکنند، زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دیدهمسر اول، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانى که به عنوان معشوقه مورد بهره بردارى جنسى قرار مىگیرند، نه تأمین دارند و نه آیندهاى. چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها امورى نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم مىماند که هم به خواستههاى فطرى و نیازهاى غریزى زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانى زندگى این دسته از زنان برکنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بیرون برد.
در پایان چند نکته را ذکر مىکنیم:
1- جواز تعدد زوجات با این که در بعضى موارد یک ضرورت اجتماعى است و از احکام مسلم اسلام محسوب مىشود، اما شرایط آن با گذشته تفاوت بسیار کرده است، زیرا زندگى درگذشته، یک شکل ساده داشت و رعایت عدالت بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمىآمد، ولى در زمان ما باید کسانى که مىخواهند از این قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر این کار دارند، چنین اقدامى بنمایند. اساساً اقدام به این کار از روى هوى و هوس نباید باشد.
2- تمایل پارهاى از مردان را به تعدد همسر نمىتوان انکار کرد. این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأیید نیست، اما گاه عقیم بودن زن و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقى مىکند، یا گاهى بر اثر تمایلات شدید جنسى و عدم توانایى همسر اول براى برآوردن خواسته غریزی، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مىبیند. حتى اگر از طریق مشروع انجام نشود، از طریق نامشروع اقدام مىکند. در این گونه موارد نمىتوان منطقى بودن خواسته مرد را انکار کرد.
گاهی مسئله تعدد زوج در یک خانه موجب کینه و دشمنی می شود اما این اشکال برافراد وارد است که دشمنی می ورزند، نه بر اسلام و تعالیمش، زیرا دین قانون تعدد زوجات را به طور وجوبی وضع نکرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام یک قاعده نیست، بلکه یک استثنا است و تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام؛ یعنى براى برخى که مشکلاتى پیش آمده و مجبور به ازدواج مجدد هستند، اجازه داده شده است، چنان که براى آن شرطى گذاشته شده و آن اطمینان مرد به این است که مىتواند میان زنان به عدالت عمل کند، اما اگر مردانى باشند که بدون توجه به این شرط و بدون توجه به سعادت خود و خانواده و فرزندان، در پى ازدواج مجدد باشند ازدواج دوم روا نیست، مثلاً هدفشان شهوت باشد و زن در نظرشان مفهومى جز موجودى که براى لذت و شهوت آفریده شده نباشد. اسلام با این افراد کارى ندارد و ازدواج بیش از یک زن را به آنها اجازه نمىدهد
اما سؤال از این که چرا اسلام این حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهری را اجازه نداده ، زیرا در این نوع زناشویی رابطه پدر با فرزند عملاٌ نا مشخص است، هم چنان که در کمونیسم (اشتراک) جنسی رابطه پدر با فرزندان نامشخص است.
همان طور که کمونیسم نتوانست برای خود جا باز کند، چند شوهری نیز نتوانست مورد پذیرش باشد، زیرا زندگی خانوادگی و ایجاد آشیانه برای نسل آینده و ارتباط قطعی میان نسل گذشته و آینده، خواسته غریزه و طبیعت بشر است. چند شوهری نه تنها با طبیعت انحصار طلبی و فرزند دوستی مرد نا موافق است، که با طبیعت زن نیز مخالفت دارد. تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زن بیش از مرد خواهان تک همسری است.
از جهت دیگر زن از مرد فقط عاملی برای ارضای غریزه جنسی خود نمی خواهد که گفته شود هرچه بیشتر، برای زن بهتر. زن از مرد موجودی می خواهد که قلب او را در اختیار داشته باشد ؛ حامی و مدافع او باشد؛ برای او فداکاری نماید و غمخوار او باشد.
زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و گرایش های زنان. علاوه بر این ، یکی دیگر از مشکلاتی که در صورت چند همسری برای زنان ذکر شده، مشخص نبودن پدر برای فرزند می باشد.
مسئله تعلق فرزند و معین شدن پدر فرزند، اگر چه تحقیقات امروزی و آزمایش های پزشکی آن را مشخص می کند، اما از نظر روانی همچنان مسئله حل نشدنی است؛ زیرا اولاٌ: همان گونه که دانشمندان می گویند: نتایج آزمایشهای تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای اشتباه انسانی یا ... وجود دارد.
ثانیاٌ: مسئله اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند و همین طور پدر و مادر. تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی صورت نگیرد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئنا در صورت تعدد شوهر برای زن ، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی شود.
پی نوشت :
۱- واسه عرفه دوباره هوای کربلا دارم. دعا کنید که این مهم باز هم اتفاق بیفته.
۲- واسه کسایی که گوش به زنگ هستند عرض کنم که ۵۸ روز مونده تا محرم
۳- کسی اطلاعات جامع و کاملی در خصوص MBA:master businessadministration داره به این حقیر ارزانی بداره

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ چهارشنبه 1388/07/29 |
تعدد زوجات
یکی از مسائلی که همواره در حیطه دین اسلام موضوع چالش برانگیزی بوده، مسئله اجازه تعدد زوجات به مردان و حق تک همسری برای زنان است. موضوعی که باعث بحثها و مقالات مختلفی گردیده و نظرات موافق و مخالف بسیاری نیز به همراه داشته است. موضوعی که همیشه در نوک پیکان مخالفان دین اسلام قرار داشته و سوال و جوابهای زیادی در این خصوص مطرح شده است.
متن زیر گزیده ای از کتاب «چهره عریان زن عرب ، نوشته دکتر نوال السعداوی» است که نقل میگردد. لازم به توضیح اینکه مطالب بیان شده الزاما دیدگاه نویسنده این وبلاگ نیست و در جهت اهداف وبلاگ که بررسی همه جانبه موضوعات مختلف اعم از موافق و مخالف به دور از تعصب هست در اینجا عنوان گردیده و باعث ایجاد خط فکری جدید در خصوص تحقیق کاملتر در حیطه دین اسلام (وسایر ادیان) برای اینجانب شده. امید آنکه مطالب این پست مورد استفاده دوستان قرار گیرد.
باتوجه به اینکه این مطالب در نقد مسئله تعدد زوجات مطرح گردیده خیلی دوست دارم کسانی در موافقت با این موضوع نیز نظراتی دارند صحبت کنند و تمامی نظرات الزاما تائید کننده نوشتار ذیل نباشد.
حقی که یک زن در اسلام دارد آن است که هم چون زنان دیگر شوهرش با او رفتار شود. در حالی که این عدالت هم چنان که قرآن بیان کرده است غیر ممکن است (شما اگرهم هرچه کوشش کنید نتوانید که بین زنان خویش به عدالت رفتار کنید.«سوره نساء آیه 128») برخی از اندیشمندان اسلامی به همین خاطر شیوه چند همسری مجاز نمیدانند و معتقدند که ازدواج با بیش از یک زن در اسلام به شرطی که عملا تحقق آن غیر ممکن است، یعنی رفتار کاملا مساوی با زنان مختلف و اجتناب از هر بی عدالتی نسبت به این یا آن یک، مشروط شده است. یک مرد به زن تازه خود بیشتر از زنان خود علاقمند است. در غیر اینصورت او انگیزه ای برای ازدواج مجدد نداشت. عدالت در این مورد باید تساوی در محبت، و یا حداقل فقدان هر گرایشی که به زنی بیش از دیگری علاقه نشان داده شود و در نتیجه مورد ترجیج قرار گیرد معنی شود.
برخی از اندیشمندان اسلامی دو آیه مربوطه به این امر در قرآن را به گونه ای دیگر تفسیر میکنند: (هر تعداد زن که میخواهید بگیرید، دو ، سه ، چهار. اگر ترس از آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، پس به یک زن اکتفا کنید، سوره نساء آیه 3) و ( شما نتوانید با زنان خویش به عدالت رفتار کنید هر چه هم تلاش کنید سوره نساء آیه 29) اینان معتقدند که عدالت در این مورد تنها به معنای آن است که برای زنان امکانات مادی مساوی برای تامین نیازهایشان فراهم شود. وگرنه الزاما به مفهوم تساوی در عشق و محبت شوهر نسبت به زنان نیست. (تفسیر القرطبی)
در هر صورت سوال این است : که کدام یک برای یک زن یا هر بشری که به حیثیت انسانی و شرف خود احترام میگذارد مهمتر است، عدالت در گرفتن چند قروش پول یا عدالت در محبت حقیقی و رفتار انسانی؟ آیا ازدواج تنها یک قرارداد تجارتی است که به موجب آن زن از شوهرش پولی دریافت میکند یا اینکه یک تبادل عمیق احساسات بین یک مرد و یک زن است؟
حتی اگر ما غیرممکن را ممکن بگیریم و موردی را پیش بکشیم که مرد با زنانش به تساوی رفتار میکند امکان دارد که بتوان از این امر بعنوان یک حق یاد کرد، چرا که معیار اولیه و اساسی هر حقی این است که همه افراد بدون تبعیض یا تمایز به تساوی از آن برخوردار باشند. وقتی یک مرد چهار زن اختیار میکند حتی اگر تساوی رفتار با آنان را فرض کنیم ، به معنی آن است که هر زنی به نسبت یک چهارم مرد را برای خود دارد. در حالی که مرد چهار زن برای خود در اختیار گرفته است. زنان در این جا تنها با این مفهوم برابرند که از یک بی عدالتی به طور تساوی رنج میبرند. همچنان که در روزگاران گذشته همه بردگان تحت نظام بردگی با یکدیگر برابر بودند. این به هیچ وجه نمی تواند به عنوان برابری، عدالت و یا حقوق برای زنان شناخته شود.
در خصوص بحث تعدد زوجات نظرهای موافقی نیز وجود دارد که به توضیح و توجیه عقلانی این مسئله می پردازد.
جهت به درازا نکشیدن این مقال ترجیح دادم نظرات موافق در این خصوص را در پست بعدی عنوان کنم.
۱- ثبت نام در لاتاری رو فراموش نکنید.
2- محاسبه ریاضی یک حدیث از پیامبر
۲- واسه اونایی که منتظر محرم هستند شاید این شعر بهترین روزشمار حساب شه
۶۲ شب مانده کمر خم بشود
۷۲ عاشق ز زمین کم بشود
۷۲ میدان بلا در راه است
۶۲ شب مانده محرم بشود.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/07/25 |
تعریف دوستان در سه کلمه
پیرو پست قبلی و طبق قولی که داده بودم در این پست باید دوستان عزیزم رو به صفاتی که شناختم معرفی کنم. بعد از کمی تفکر ترجیح دادم کمی جهت نوشته رو تغییر بدم و اولین سه کلمه ای که از شنیدن اسم دوستان به ذهنم خطور میکنه رو بی پرده بیان کنم و هر آنچه که در ذهنم وجود داره رو به صورت نمایان بر روی صفحه سفید وبلاگ بریزم. چرا که اگر قصد بیان صفات دوستان با اسامی خداوند رو داشته باشم برخی ویژگیهایی که دوست دارم بیان شود از قلم خواهد افتاد.
آیناز: مهربانی ، شیطنت
اعظم جوووووونی : انرژی مثبت، خنده های طولانی ، پست های مبهم
حمید رضای نازنین : مهربان و مهربان ، وقف کار و خانواده و دوستان، عشق من ![]()
هستی : مادری مهربان و همیشه درگیر،معنای آرامش ، سامی
بانوی بیقرار: خشونت در عین لطافت ، دقیق و شیک پوش، اظهار بیقراری در همه جای نت
امید : دوست داشتنی و حساس، بلوند، باقالی پلو با ماهیچه، ورزشکار دودی
سیری عزیز : شوخ طبع و باحال، انرژی مثبت، تصادف و حادثه
مانی : قربانی و قربانگاه، الموت معروف ، اذیت و آزار( مرد هزارچهره به قول مودی)![]()
مودی : جنگ و دعواهای اداری ، لینک دوستان، کله پاچه و سیراب شیردان
سمیه : کم پیدا و فعال، نایب فاطی، نقشه تهران
بهار : شیطنت و شیطنت ، خبرگزاری بلاگفا، بهزاد خان
فاطی: بامرام، کم پیدا، هم دست سابق بهار، به اون پستی که مجبور شده بود شلوارش رو توی دانشگاه در بیاره خیلی خندیدم
عسل بانو : مهربانی محض، رضاجان
، امام رضا، عکسهای زیبا واسه هر پست
مدام : شب زنده دار، پاسبان بلاگفا و دربار در شبهای بلند پائیز و زمستان، دود و دود و دود
هاله جان : اییییییییییششششش، اووووووووووووووووووووووول
، کباب کثیف، موری قشنگه
عموعلی : سیگار و فیلم، باحال ،دریا، کودکی پرماجرا
زابیل : منطقی و نکته بین، توی کامنت هاش همیشه یه چیزی واسه گفتن داره، بعضی پستهاش خیلی خاصه
لبریز: آتیش پاره ، آتیش پاره ، خشونت بی اندازه بر علیه مردان
مداد خاکستری: پستهای عاشقانه توام با روزمرگی، از پستهای عاشقانه وبلاگش چیزی سر در نمیارم
سایه : دوست قدیمی و یار وبلاگ، جناب شاعر، سیاست در زندگی
نوشا : ترجمه های مهربون، دختری با عنوان جالب واسه پستهاش، سوسک و مارمولک و سفارت
مهسا دم بخت : داداش ادمین گفتن هاش ، بابای مهربونش و پستهای بلندش هیچ وقت یادم نمیره
محسن (مرثیه ای برای یک رویا) : ادمين .. برادرم ..سلام، همیشه در خدمت خانواده، جالبترین دوستی که دارم(به واسطه 4-3 دقیقه دیدار پیمان دوستی بستیم)![]()
هدیه : هنرمند بلاگفا، هر وقت به اسمش برمیخورم یاد
می افتم، با خوندن اسمش به یاد این جمله هاله می افتم که میگفت هدیه از خونه تکون نمیخوره و چسبیده به خونه
، فکر میکنم تنها کسی باشد که حمیدرضا رو داداش صدا میکنه
اگه اسم کسی جا افتاده عذرخواهی میکنم. تذکر بدید تا اسم دوستان رو اضافه کنم و نظرم رو صریحا بیان کنم.
به پیشنهاد دوستان خوبی مثل مصطفی حالا نوبت شماست که بنده رو در سه کلمه تعریف نمائید. بشتابید که منتظرم.
پی نوشت :
۱-ثبت نام گرین کارت آمریکا شروع شده. واسه ثبت نام به سایت وزارت امور خارجه امریکا و برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا و اینجا و اینجا مراجعه کنید.
۲-لینک دونی گودری وبلاگ هم راه افتاد. بعد از بلاگ رولینگ اینار نوبت گوگل هست که این وبلاگ رو یاری کنه.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/07/18 |
انی جاعل فی الارض خلیفه
انی جاعل فی الارض خلیفه (من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت) سوره بقره آیه 30
اسماء حسنی خداوند
در آیات كریمه قرآن دلیلی كه دلالت كند برعدد اسماء حسنی و آن را محدود سازد نیست. هر اسمی درعالم باشد كه ازجهت معنا احسن اسماء بوده باشد آن اسم ازآن خداست، پس نمی توان اسماء حسنی را شمرده و به عدد معینی محدود كرد.
آن مقداری كه در خود قرآن آمده صد و بیست و هفت اسم است:
الف – الاه، احد، اول، آخر، اعلی، اكرم، اعلم، ارحم الراحمین، احكم الحاكمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل المغفره، اقرب، ابقی.
ب – باری، باطن، بدیع، بر، بصیر.
ت – تواب.
ج – جبار، جامع.
ح – حكیم، حلیم، حی، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفی.
خ – خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالفاصلین، خیرالحاكمین،خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ – ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمه، ذوالقوه، ذوالجلال و الاكرام، ذوالمعارج.
ر- رحمن، رحیم، رئوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س – سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش – شهید، شاكر، شكور، شدید العقاب، شدید المحال .
ص – صمد.
ظ – ظاهر.
ع – علیم، عزیز، عفو، علی، عظیم، علام الغیوب، عالم الغیب و الشهاده.
غ – غنی، غفور، غالب، غافرالذنب، غفار.
ف – فالق الاصباح، فالق الحب و النوی، فاطر، فتاح.
ق – قوی، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل التوب، قائم علی كل نفس بما كسبت.
ك – كبیر، كریم، كافی.
ل – لطیف.
م – ملك، مومن، مهیمن، متكبر، مصور، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مصیب، متعال، محیی، متین، مقتدر، مستعان، مبدی، مالك الملك.
ن – نصیر، نور.
و – وهاب واحد، ولی، والی، واسع، وكیل، ودود.
ه – هادی.
معانی این اسماء را خدای تعالی به نحو اصالت داراست، و دیگران به تبع او دارا هستند، پس مالك حقیقی این اسماء خداست، و دیگران چیزی ازآن را مالك نیستند مگر آنچه را كه خداوند به ایشان تملیك كرده باشد كه بعد از تملیك هم باز مالك است، واز ملكش بیرون نرفته است.
انسانی که خلیفه خداوند بر روی زمین است بسیاری از صفات ذات اقدس الهی رو به ارث برده و آئینه تمام و کمال این صفات است. یعنی خلیفه خداوند در زمین مجموعه ای از صفات باری تعالی است که در بسیاری مواقع برخی از این صفات چنان در رفتار و کردارش متبلور میگردد که مصداقی برای آن صفت خداوند میگردد.
به عنوان مثال خداوند صفت رحمانیت و رحیمیت خود را در وجود مادران به بهترین نحو قرار داده و برای درک این دو صفت خداوند همیشه مادران شاهد مثال قرار میگیرند و در بیان این صفات اینگونه ابراز میگردد که خداوند 70 بار بیشتر از مادرانی که نسبت به فرزندانشان مهربانند نسبت به بندگان مهربان تر است.
برخی از صفات خداوند در وجود انسانها به صورت برجسته تری متبلور میگردد یعنی صفت بخشندگی و مهربانی و رئوفیت و .... که از اسماء و اوصاف باری تعالی است در برخی افراد چنان به عرضه ظهور میرسد که همگان بر برجستگی آن صفت اذعان میدارند.
و در بسیاری موارد علاوه بر وجود صفتی از اوصاف خداوند در وجود اشخاص صفای باطن و زلالی دل نیز مزید بر علت میگردد و این صفات در چهره اشخاص و ادبیات گفتاری آنها نیز بروز پیدا میکند.
تمام این نوشتار را به این دلیل نوشتم تا عنوان کنم برخی از صفات و اسماء حسنی خداوند در کردار و رفتار و حتی صورت ظاهری برخی دوستانم چنان آشکارا پدیدار است که همگان بر وجود آن صفت متفق القول هستند.
من مهربانی محض را در کلام و گفتار و رفتار و منش .... دوستانی چون حمیدرضای نازنین، عسل بانوی مهربان و هستی عزیز و همسر نازنینم به وضوح مشاهده و لمس کردم و استنباطی که از رفتارشان داشتم این بود که موظف به اشاعه صفت بخشندگی خدا بر زمین هستند.
در پستی جداگانه به بررسی صفات بارزه تمامی دوستانم خواهم پرداخت و اعتراف خواهم کرد که هر کدام از نازنینان را با چه صفتی شناختم.
منبع مورد استفاده و اطلاعات تکمیلی در خصوص اسامی خداوند در انجیل
پی نوشت :
۱-تبریکات ویژه به آبجی بامرام بابت سوار شدن بر شتری که پشت در خونشون نشسته بود.
۲-تبریک به امید عزیز بابت سالروز میلاد وبلاگش. وبلاگی که منشاء دوستی مان شد.
۳-اگر پست جالبی نیست بر بزرگواری تان ببخشید. این روزها ذهنم خالی از هر سوژه و مطلبی تنها مشغول برنامه ریزی جهت انجام انبوهی از کارهایی است که بر سرم آوار شده.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/07/12 |
درسی از کتاب مقدس
تاریخ در حال تکرار شدن است و انسان عاقل باید از تکرار تاریخ و تجربه پیشینیان استفاده نماید. این جمله است که بارها و بارها شنیده ایم.
در واقع تاریخ پژوهش در رخدادها و کارهای ادمی در گذشته است. به طور خلاصه علم و دانشی است در راستای بررسی و بیان چگونگی وقایع علمی و تبیین چرایی وقوع آن وقایع. دانشی است که بر مبنای آن انسان این امکان را پیدا میکند که بگوید اتفاقات تاریخ در یک تداوم زمانی حادث شده است.
واژه تاریخ از واژه ماهروز آمده که این واژه پس از وام گیری از سوی عربی به شکل مورخ درآمده و پس از صرف شدن در دستگاه باب عربی ریشه ارخ و سپس واژه تاریخ از آن مشتق شده است. تاریخ بر اساس زمان و مکان قابل دسته است که اگر بخواهیم وارد آن معقوله گردیم به مباحث آکادمیک و کلاسیک دانشگاهی وارد میشویم که خارج از نیت نویسنده است.
مهمترینی دلیلی که باعث رجوع من به کتب تاریخی شد مجموعه فشارهایی است که طی مدت زمانی خاص از طرف آشنایان و برخی دوستان و سروران (
)در خصوص قبول مسئولیت سنگین و دشوار پدر بودن به بنده وارد شده است. باتوجه به این که هنوز آمادگی قبول این مسئولیت را ندارم و سن پائین رو مهمترین دلیل رد این موضوع میدانم ترجیح دادم کتاب مقدس را در دست بگیرم و خودم به مطالب تاریخی این کتاب آسمانی بسپارم. توصیه میکنم شماهم با من همراه باشید.
اين است شرح پيدايش آدم و نسل او. هنگامي كه خدا خواست انسان را بيافريند، او را شبيه خود آفريد. 2 او انسان را مرد و زن خلق فرموده، آنها را بركت داد و از همان آغاز خلقت، ايشان را «آدم» ناميد.
3و4و5 آدم: وقتي آدم 130 ساله بود، پسرش شيث به دنيا آمد. او شبيه پدرش آدم بود. بعد از تولد شيث، آدم 800 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. آدم در سن 930 سالگي مرد.
6و7و8 شيث: وقتي شيث 105 ساله بود، پسرش انوش به دنيا آمد. بعد از تولد انوش، شيث 807 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. شيث در سن 912 سالگي مرد.
9و10و11 انوش: وقتي انوش نود ساله بود، پسرش قينان به دنيا آمد. بعد از تولد قينان، انوش 815 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. انوش در سن 905 سالگي مرد.
12و13و14 قينان: وقتي قينان هفتاد ساله بود، پسرش مهللئيل به دنيا آمد. بعد از تولد مهللئيل، قينان 840 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. او در سن 910 سالگي مرد.
15و16و17 مهللئيل: وقتي مهللئيل شصت و پنج ساله بود، پسرش يارد به دنيا آمد. پس از تولد يارد، مهللئيل 830 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. او در سن 895 سالگي مرد.
18و19و20 يارد: وقتي يارد 162 ساله بود، پسرش خنوخ به دنيا آمد. بعد از تولد خنوخ، يارد 800 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. يارد در سن 962 سالگي مرد.
24-21 خنوخ: وقتي خنوخ شصت و پنج ساله بود، پسرش متوشالح به دنيا آمد. بعد از تولد متوشالح، خنوخ 300 سال ديگر با خدا زيست.او صاحب پسران و دختراني شد و 365 سال زندگي كرد. خنوخ با خدا ميزيست و خدا او را بحضور خود به بالا برد و ديگر كسي او را نديد.
25و26و27 متوشالح: وقتي متوشالح 187 ساله بود، پسرش لمك به دنيا آمد. بعد از تولد لمك، متوشالح 782 سال ديگر زندگي كرد و صاحب پسران و دختران شد. متوشالح در سن 969 سالگي مرد.
31-28 لمك: وقتي لمك 182 ساله بود، پسرش نوح به دنيا آمد. لمك گفت: «اين پسر، ما را از كار سختِ زراعت كه در اثر لعنت خداوند بر زمين، دامنگير ما شده، آسوده خواهد كرد.» پس لمك اسم او را نوح (يعني «آسودگي») گذاشت. بعد از تولد نوح، لمك 595 سال ديگر عمر كرد و صاحب پسران و دختران شد. او در سن777 سالگي مرد.
32 نوح: نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نامهاي سام، حام و يافث بود.
(کتاب مقدس - سفر پیدایش – از آدم تا نوح)
باخواندن این سطور آرامش یافتم. همانگونه که می بینید تاریخ بهترین معلم بشریت است و تمام کسانی که در سنین بالای 50 صاحب فرزند شده اند عمری بالغ بر 300 سال داشته اند پس تصمیم گرفتم که پای درس این بزرگ معلم بشریت زانو زده و قبول این مسئولیت خطیر رو به آینده دور موکول کنم. باشد که تاریخ چراغ راه گردد.
پی نوشت :
۱- رونوشت به سرکار خانم هستی مهربان و سیری نازنین جهت استحضار
۲- رونوشت به آبجی بامرام در خصوص قولی که بابت این پست داده بودم
۳- به بهانه سالروز میلاد بانوی مهر
چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه حس مبهمی است از آسمان بریدن و زمینی شدن
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز
روز ميلاد بانوی بیقرار
روز از نو شدن بانو
روزی که دربار صاحب باشکوهترین ملکه خود شد
و اینک دوران طلایی دربار به لطف کیاست بانو به اوج شکوه و شکوفایی رسیده است
روز تاجگذاری بانو بر کاخ نشینان امپراطوریش مبارک باد

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/07/05 |