روند زندگی
نمیدونم به روند زندگی در این مدت زمانی که از عمرمون گذشته دقت کردید یا نه؟
به این موضوع توجه کردید که شکل زندگی ما چقدر عوض شده.
نمیدونم مهمون نوشته های عموعلی هستید یا نه. دقت کردید بچگی کردن در اون زمان با بچگی کردن بچه های این دوره و زمانه چه تفاوتهای آشکاری داره.
اگر به گذشته مراجعه کنیم (البته با توجه به اقتضای سنم منظور از گذشته دهه شصت رو میگم) دنیای کودکی بچه ها شامل دیدن روزی یکی دوساعت برنامه کودک تلویزیون دو کاناله صدا و سیما، بازی در کوچه و محله یا حیاطهای بزرگی بود که عمده خونه ها داشتند و خبری از کامپیوتر و کلاس فوق برنامه و ... نبود.
با اینکه متدهای تربیتی اون زمان بیشتر جنبه تجربی داشتند و بار علمی کمی در پشت اونها بود اما همون متدها باعث ایجاد و تقویت اعتماد به نفس و اتکا به خود در بین بچه ها میشد. گذراندن مدتی از طول روز در کوچه و باغ و یا حیاطهای خیلی بزرگ و باصفا در کنار همسن و سالان، تمرین پول درآوردن از طریق فروش فرفره و آب طالبی و شربتی و بامیه و ... از مجموعه کارهای کوچکی بود که بچه ها در اون دوران برای تمرین پول درآوردن انجام می دادند و در اکثر مواقع نه تنها همراه با تشویق والدین بلکه با همکاری و همراهی والدین روبرو بود.
اما امروزه این کارها نه تنها رضایت والدین رو جلب نمیکنه بلکه باعث آبروریزی و کسرشان خانواده و ... به حساب میاد.
امروز شرکت در کلاسهای فوق العاده مثل کلاس زبان و ورزش و ... اگر چه به افزایش بار علمی بچه ها کمک میکنه اما سطح اتکای بچه ها رو به خانواده به شدت افزایش میده و این یکی از مهمترین تفاوتهای سالهای قبل و سالهای امروزه جامعه سردرگم ماست.
یکی از تفاوتهای دیگری که شاید به نوعی هشدار دهنده نیز باشد کم شدن میزان حضور اعضای خانواده در خانه و جمع بودن همه اعضا در کنار یکدیگر است.
در سالهای قبل بسیاری از فرزندان همراه با پدر و مادر در فعالیتهای روزمره و حتی فعالیتهای اقتصادی حضور پیدا میکردند و در کنار فرا گرفتن بسیاری نکات زندگی روابط عاطفی قوی نیز با والدین پیدا میکردند. اما امروزه به دلیل مسائل و مشکلات اقتصادی و متدهای تربیتی رایج شکاف بزرگی بین والدین و فرزندان ایجاد شده. به طوری که در طول مدت شبانه روز ساعات جمع بودن اعضای خانواده بسیار کم است و عمدتا والدین در محل کار و فرزندان در کلاسهای مختلف مشغول گذراندن اواقات خویشند و این خود هشداری بزرگ از جهت فروپاشی عاطفی خانواده های ایرانی است.
به هرحال سرعت تغییرات در زندگی قرن بیست و یکم چنان شتاب گرفته که چاره ای جز همراهی با این روند برایمان باقی نمانده. پس باید فکری بیندیشیم از بابت برقراری ارتباطی صحیح و منطقی بین داشته های غنی فرهنگی مان و روند روبه رشد تکنولوژی در قرن حاضر.
1-عید سعید غدیر بر همه عاشقان حضرت مبارک باشه. امیدوارم زیارت بیت اله محل تولد حضرت و مسجد کوفه محل شهادت حضرت و نجف اشرف مدفن حضرت قسمت عاشقانش بشه.
2-پست قشنگ و زیبای عسل بانوی مهربان رو بخونید و لذت ببرید.
3-خوندن پست نیمه شب،فضای تاریک داخلی اتاق آقای همسر از وبلاگ ماجراهای من و مادر شوهرجان خالی از لطف نیست.
4- علی الحساب پست زیبای هستی رو بخونید. اما بدانید و آگاه باشید من عاشق فاعل این پست هستم ![]()
![]()
5-خدایا سلام از خانم کپی رو فراموش نکنید
۶- بازگشت بانو رو از سفر تبریک عرض نموده و از خداوند خواستار بقای عمر بانوی بلاگفا داریم

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/09/14 |
داستانک
سه شنبه شب وقتی شماره سید روی گوشیم افتاد تعجب کردم! سید با من چکار داشت ؟
مدتها میشد تماس تلفنی باهم نداشتیم. با تعجب به گوشی جواب دادم
سلام
سلام سید
بدون مقدمه گفت هنوز هم پایه ای؟!
گفتم چطور؟ ما که باهم صحبتی نداشتیم.
گفت سعیدآقا به من گفته پیگیر باشم. جواب ندادی هنوز پایه ای یا نه؟
در حالتی بین گیجی و تعجب گفتم تا نیم ساعت دیگه خبرت میکنم. باید با همسرم مشورت کنم. به هر حال انتظار تماس سید و خبری مثل این خبر رو نداشتم. در ثانی در طی هفته گذشته آیناز اعلام مخالفت کرده بود.
با اینکه میدونستم جواب آیناز چیه اما بر طبق اون ضرب المثل که میگه در ناامیدی بسی امید است نگاهی به اون کردم.
سید چی میگفت؟
میگه هنوز پایه ای؟
خب چی جواب دادی؟
دیدی که گفتم باید با همسرم مشورت کنم.
خیلی خب مشورت کن. من در خدمتم.
گفتم خودت شنیدی که. قبلا هم که صحبت کردیم. حالا چه جوابی بدم؟
آیناز در کمال ناباوری من گفت. من حرفی ندارم.
با خوشحالی به سید زنگ زدم و گفتم «هستم داداش»
گفت خیلی خب قرار ما پنجشنبه ساعت 8 شب.
تا چشم به هم زدم خودم رو توی قطار دیدم.
سوار که شدیم بعد از مدت کوتاهی همه خوابیدند. از طول شب جز گرم و سردشدن کوپه چیزی به یاد ندارم.و صبح هم بعد از صرف صبحانه به مقصد رسیدیم. به چشم برهم زدنی 14 ساعت طول مسیر طی شد. و بعد از مدت زمان کوتاهی وسایل در هتل جای گرفت و ما با تمام خستگی که از این سفر به همراه داشتیم راهی شدیم.
تا به خود اومدم خودم رو در لابلای هزاران نفری دیدم که در صحن جامع رضوی حرم امام رضا(ع) مشغول خواندن دعای عرفه بودند.
(اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ ... )
سـتـايـش مخصوص خـدايـى اسـت كـه نـه بـراى قضا و حكمش جلوگيرى و نه براى عطا و بخششش مانعى و نه مانند ساخته اش ساخته هيچ سازنده اى است و او است بخشنده وسعت ده ...
بودن در ساحت قدس رضوی و درک حال و هوای صحن باصفای حریم ثامن الحجج برای منی که نزدیک به دوسال ازش دور بودم حال و هوای دیگه ای داشت. حال و هوایی که حتی سرمای وحشتناک موجود هم مانعی برای عشقبازی محسوب نمیشد.
پس از پایان دعا بر خلاف بسیاری که بعد از اتمام دعا و نماز راهی منزل بودند، به سمت مرکز ثقل این جمعیت روان شدم و خودم را به دست سیل خروشان جمعیت سپردم و این جمعیت ما رو برد تا به نزدیکی ضریح باصفا و نورانی حضرت رسانید. با دیدن ضریح به یاد پدر و مادر و همسر و ... و صد البته دوستان خوب افتادم و دست دعا برای همه شان به سوی درگاه خداوند کریم با واسطه امامی رئوف به سوی آسمان بردم.
این سیل خروشانی که مرا به سمت ضریح رهنمون ساخته بود از سوئی دیگر مرا از حرم خارج نمود و اینچنین بود که زیارت بدون سلام و زیارتنامه من به اتمام رسید.
با رسیدن نیمه شب و حاکم شدن سکوتی سنگین به جای هیاهوی شهر مجددا راهی حرم شدم و این بار در آرامش حاکم بر فضا و در کنار جمعیت کمی که از استراحتشان گذشته بودند دست توسل به ساحت نورانی آن امام همام زدم و روح خویشتن رو تسلی بخشیدم.
با طلوع خورشید و نو شدن روز مهلت زمانی بودن ما در این فضای نورانی نیز به اتمام رسید و بار سفر بستیم و راهی دیارمان شدیم و اینگونه بود که برای نزدیک به 20 ساعت بودن در مشهدالرضا سفری 28 ساعته رو به جان خریدیم.
پی نوشت :
۱-چندی پیش به توصیه گلپر به وبلاگی سر زدم که مقاله ای در خصوص فارسی 1 نوشته بود. بعد از مدت کوتاهی مسحور نوشته های زیبا و پرمحتوای استادی بی نظیر شدم که بانوشتن پستهاش ادم رو به عمق ماجراها و پستهای وبلاگش میکشه. خوندن وبلاگ میوانه رو از دست ندید.
۲-پست گیلاس بافنده رو هم بخونید

یاحق و التماس دعا
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1388/09/09 |
سهم اسلام در توجه به مسئله عشق، جنسیت و روابط بین زن و مرد
باتوجه به دو پست قبلی که نوعا حمله به یهودیت محسوب میشد. بد ندیدم سری هم به دین خودمون یعنی اسلام بزنم و با نگاه انتقادی به این دین نگاه کنم. و سراغ بحثی رفتم که قطعا یکی از مسائلی است که همواره از آن به عنوان نقطه ضعف اسلام نام برده چرا که همواره بحث زنان است و عشق و ... جزو خطوط قرمز این دین محسوب میشود.
سوال اینجاست که حد و حدود این مسائل که هنوز هم بسیاری از ما درگیر اونیم کجاست؟ آیا تمامی رفتارهایی که با زنان در جامعه امروز ما صورت میگیره خواسته های دین جهان شمول اسلامه؟ آیا حبس زنان در خانه، عدم شرکت در اجتماع و یا افشا شدن نام زنان و مسائلی از این دست از خواسته های این آئین آسمانی است؟ اگر خواسته های این دین محسوب میشه که بسیار ناعادلانه است و اگر جزئی از خواسته های اسلام نیست پس چرا به اسم قوانین اسلامی همه ما اونها رو رعایت میکنیم.
(توضیح : در نوشتار این پست از کتاب «چهره عریان زن عرب» نوشته دکتر نوال سعداوی کمک گرفته شده)
سهم اسلام در توجه به مسئله عشق، جنسیت و روابط بین زن و مرد تا آنجا که من میدانم هیچگاه به درستی ارزیابی نشده و دقت لازم را کسب نکرده است. در عین حال ، وجوه ضد و نقیض بجامانده در جامعه اسلامی، در یک گرایش کاملا متضاد دیگر انعکاس یافته است که در سراسر تعلیمات اسلامی به چشم میخورد و خود ادامه منطق خشک، ارتجاعی و محافظه کارانه ای است که بر مفاهیم و تجربه یهودی گری و مسیحیت در مقولات مربوط به جنسیت حاکم بوده است.
اسلام وارث آن تصویر قدیمی حوا و زنانی است که به عنوان پیروان نزدیک شیطان وابزار فعل او شناخته شده اند- بدن زن در واقع قلمرو حکومت شیطان است- یک ضرب المثل معروف عربی میگوید «هرگاه زن و مردی به هم رسند سومی آنها شیطان است» پیامبر اسلام (ص) علیرغم درک و محبتی که نسبت به زنان دارد اخطار میکند که «پس از آنکه از میان شما بروم بزرگترین خطری که امت مرا تهدید میکند و ممکن است آن را به هرج و مرج بکشاند، زنانند»
این برخورد نسبت به زنان در سراسر تفکر اسلامی برجسته است. و زن به دلیل قدرت جاذبه یا فتنه اش همواره به عنوان منبع خطری برای مرد و جامعه شناخته شده است. و در برابر این دلفریبی زنان ، مرد به صورت یک موجود بی دفاع خالی از امکانات مقاومت و موضعگیری مستقل تصویر شده است. گرچه این اندیشه نوی در اسلام نبود ولی با ورود به فرهنگ اسلامی ابعاد تازه ای یافت و به وسیله بسیاری احادیث تحکیم شد. به این صورت زن در نزد عربان به عنوان یک منبع خطر برای مرد و جامعه شناخته شد. و تنها راه احتراز از این خطر این بود که او را در خانه بنشاند تا با این یا آن یک تماس نداشته باشد.
به این ترتیب اسلام تلقی یهودیت را درباره حوا، به عنوانی زنی که خدا را نافرمانی کرد و درباره جنسیت به عنوان چیزی که اساسا به زنان و شیطان مربوط میشود به ارث گرفته است. از سوی دیگر مرد گرچه از احساس جنسی فوق العاده ای برخوردار است جز در صورتی که به وسیله شیطنت و دلفریبی زن تحریک نشود مرتکب گناهی نمیشود. به این دلیل برای او مقرر شده که زن بگیرد و به این وسیله خود را از شر شیطان و وسوسه های جادویی زنان حفظ کند.
اسلام علیرغم آنکه وجود غریزه جنسی هم در زن و هم در مرد را می پذیرد اما تمام محدودیت های جنسی را بر دوش زنان میگذارد. و فراموش میکند که تمایلات جنسی زنان نیز به همان اندازه قوی است. اسلام هیچگاه احساس جنسی عمیق مردان را نایده نگرفته است و بنابراین راه حلی را پیشنهاد کرده که ارضای آن را تامین کرده است.
سوال اجتناب ناپذیری که در برابر این واقعیت قرار میگیرد این است که چرا مذهب تا این حد در برابر مرد انعطاف پذیر بوده است؟
چرا مذهب با اینکه پذیرفته است که تمایلات جنسی زن اگر نه بیشتر که در حد تمایلات جنسی مرد است، علیرغم آن که از زن خواسته تا خود را به یک شوهر محدود کند از مرد نخواسته که خود را به یک زن محدود کند؟ چرا مذهب تا آن حد نیازهای مردان را درک کرده و به آنها پاسخ مثبت داده است که منافع خانواده، زنان و حتی کودکان را فدا کرده است تا تمایلات آنان را ارضا کند.؟ چرا بعکس تا آن حد نسبت به زنان خشونت به خرج داده که اگز زنی به مردی جز شوهرش نظر داشته باشد بتواند به مرگ محکوم شود؟
اما براستی اگر به سنت نبوی رجوع کنیم چه خواهیم دید؟ خواهیم دید که این دیدگاه هیچگاه دیدگاه رسول مکرم اسلام نبوده و حضرت رسول همواره از حضور زنان در اجتماع استقبال میکردند. به طوری که بسیاری مواقع از عایشه با نام حمیرا در جمع یاد میکردند و از حضور وی در میان یارانش هیچگاه ناخشنود نمیگردید. پس براستی چه اتفاقی بر ما رخ داده که حتی از بردن نام همسرانم نیز عبا داریم و از حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی جلوگیری میکنیم.
آیا زمان آن نرسیده که با نگرشی نو و به دور از تعصبات به اسلام نگاه تازه ای با تفسیر تازه ای داشته باشیم.
پی نوشت :
1- روز اول ذالحجه الحرام ، روز ولنتاین اسلامی به همه عاشقان و زوجهای جوان (مدیونید فکر کنید مانی هم توی این دسته قرار میگیره) مبارک باشه
۲-با خواندن پست های زابیل علی الخصوص این پست ، از زیبایی های ظاهری و باطنیش لذت وافر ببرید
۳-باز هم مطابق معمول پستی زیبا و فوق العاده از هستی رو بخونید و لذت ببرید
۴- پست زیبای آلما رو بخونید و لذت ببرید
۵-روز جمعه 6 آذر که مصادف با 9 ذالحجه هست. روز عزیزی حساب میشه. هر کی سیمش به اون بالاها وصل شد ما رو یادش نره.
۶-دوستان وبلاگ نویسم حتما و حتما مطلب امنیت در وبلاگ نویسی رو مطالعه کنند
۷- شغل دوم سیدجد کمر زده رو اینجا بخونید
۸-همسران عزیز جان مادرتون قبل از بچه دار شدن یکم به این نکات فک کنین:
الف : بچه چسب رازی نیس که بیاد استحکام زندگیتونو زیاد کنه!
ب : بچه دلقک نیس که بیاد زندگیه شمارو از سوتو کوری دربیاره!
ج: بچه تراول و چک سفید امضا نیس که بیاد به زندگیه شما برکت بده!
چ: بچه قند و شکر لادن نیس که بیاد زندگیتونو شیرین کنه!
د : بچه پلی استیشن و پازل 1000تیکه نیس که بیاد شمارو سرگرم کنه!
ذ: بچه اثر هنری نیس که شما برای به وجود آوردنش مورد تمجید قرار بگیرید یا پز بدین!
پست کامل این نوشته رو در وبلاگ خط خطی های آتیش پاره بخونید

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/09/01 |
ذائقه و عادات غذایی
یکی از مهمترین نیازهای بشری نیاز به غذا و تغذیه مناسب است. به طوری که یکی از مهمترین بحثها و دغده های اندیشمندان در خصوص سلامتی دهکده جهانی، بحث امنیت غذایی یا Safty Food است. نیاز به غذا نیازی است اساسی که در دسته نیازهای غریزی طبقه بندی میگردد.
امنیت غذایی بحث فوق العاده مهمی است که برای داشتن جامعه ای سالم و پویا نیاز به تحلیل و تفسیر و بررسی و دقت نظر بیشتری در خصوص مواد خام سالم جهت تغذیه دارد. همان بحثی که منجر به صحبتهایی پیرامون برنجهای وارداتی در ماههای اخیر گردید و در نهایت با رایزنی و همکاری مسئولین دخیل در این امر مشکل این برنجها طی چند روز به طور کامل حل و فصل گردید. اما براستی در پس پرده این هیاهو چه مسئله ای نهفته بود؟
همانگونه که میدانیم برنجهای ذکرشده جزو محصولات نوین یا تراریخته(هیبرید) دسته بندی میگردند. محصولاتی که به واسطه علم ژنتیک دچار تغییراتی شده و گاه خواصی از سایر محصولات و یا حتی گیاهان بدان اضافه گردیده. مانند انتقال ژن مقاومت به سرما (از بدن نوعی ماهی که در اعماق اقیانوس زندگی میکند) به نوعی گندم که در مناطق سردسیری کشت میشود. اما مسئله اینجاست که مضرات محصولات هیبرید هنوز بر انسانها به طور کامل مشخص نگردیده است. طبق دستورالعمل اتحادیه اروپا کلیه محصولات تراریخته باید با برچسب مشخص به بازار عرضه گردد تا مردم با علم و آگاهی نسبت به خریدشان اقدام کنند.
یکی از معایب برنجهای ذکر شده که به اثبات رسیده بزرگ شدن بیش از حد شکم برای مصرف کنندگان آن است که به وضوح در جامعه ایرانی قابل مشاهده است. اما براستی این مضرات با چندین جلسه و رایزنی به راحتی حل گردید و مجددا پیام آور شادی و سلامت برایمان خواهد بود و یا اهداف و اغراض دیگری در پشت آن نهفته است. (به دلیل سیاسی شدن بحث و قولی که به هستی بانو دادم از ادامه آن خودداری میکنم)
از بحث امنیت غذایی که بگذریم به عادات غذایی و ذائقه مردمان میرسیم.
همانگونه که میدانید عادات غذایی مردمان مختلف بسته به نوع آب و هوا و محصولات کشاورزی منطفه با یکدیگر متفاوت است. و به لطف آب و هوای فوق العاده ایران و تنوع اقلیم و محصولات کشاورزی این تنوع در عادات غذایی بسیار بالاست. به عنوان مثال استفاده از برنج به صورتهای مختلف در وعده های غذایی مردمان شمال کشور و استفاده از انواع ماهی در غذاهای مناطق جنوبی نشین و استفاده از انواع کبابها در مناطق غربی (خصوصا مناطق لر نشین) گواه این مدعاست.
آیا ذائقه قابلیت تربیت پذیری دارد یا خیر؟
به طور قطع ذائقه تربیت پذیر است و ذائقه همه ما طی سالیان گذشته طی یک فرآیند نرم به طور محسوسی تغییر پیدا کرده. جایگزینی انواع فست فودها و نوشابه های به جای غذاها و نوشیدنی های سنتی گواه این مدعاست.
حال اگر هریک از ما در کشوری مانند چین و یا کره متولد میشدیم آیا باز هم نسبت به خوردن انواع سوسک و عقرب و ... بی میل بودیم. و یا اگر تغییر در مکان زندگیمان صورت پذیرد همچنان بر ذائقه حاکم بر منطقه قبلیمان خواهیم ماند.
به طور قطع پاسخ خیر است و ذائقه ما علاوه بر سلیقه شخصی تا حدی تابع محیط اطراف است و با تغییر محیط دست کم بخش محیطی ذائقه نیز به مرور با ذائقه حاکم بر محیط هماهنگ خواهد شد.
هجوم بی رویه مردم جهت استفاده از انواع فست فودها و نوشابه ها باعث شده ذائقه افراد جامعه به سمتی در حرکت باشه که سلامتی عمومی جامعه در مفهوم عام به سمت مصرف مواد ناسالم تغییر کرده و با این سرعت و پیشرفت سلامت جامعه آینده ایرانی در خطر بزرگی است. حال که پذیرفتیم ذائقه تغییر پذیر و تربیت پذیر است بهتر نیست به فکر اصلاح ذائقه و تغییر عادات ناپسند غذاییمان باشیم و به داشتن جامعه ای سالم کمک کنیم.
اگر از عادات غذایی منطقه محل سکونتتان اطلاعی در دست دارید حتما بیان کنید تا با عادات غذایی نقاط مختلف ایران بیشتر اشنا گردیم.
پی نوشت :
۱-بیست و اندی سال پیش در روز 22 آبان صاحب خواهر مهربانی شدم که امروز در سالروز میلادش به شادی مشغولم و بهترین آرزوها را برای داشتن آینده ای روشن برای این خواهر مهربانم دارم.
۲-تا پایان لاتاری گرین کارت مهلت چندانی باقی نمانده. کسانی که هنوز اقدامی نکردند سریعتر به فکر باشند.
۳-کسی از پیوند آسمانی مانی و کوکب خبری داره که ما رو هم به واسطه تائید این خبر غرق در شادی و سرور کنه و میزبان بعدی رو مشخص ![]()
۴- از خواندن این پست پر از طراوت و زیبایی غافل نشوید
۵- پیرو این پست سیری خانم، منم مدتیه ذکری خوشایند ورد لبم شده. که از گفتنش تابحال (حدود دوماه)خسته نشدم
6- 40 مورد از کم هزینه ترین لذت های دنیا

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/08/24 |
خودتان قضاوت کنید!
از کودکی تصوری که در خصوص اسلام و قوانین و قواعدش داشتم به علاوه تمام تجربیاتم شنیداریم حاکی از این بود که دین سختگیری است و بسیاری از افرادی را که از سختگیری های این دین آسمانی ناراحت و شاکی بودند رو به چشم مشاهده کردم. حال که بررسی و تحقیق در خصوص ادیان رو آغاز کردم به نتایجی مخالف تصوراتم دست پیدا کردم. که بد ندیدم برخی از اونها رو با شما در میان بذارم.
به هر حال یکی از راههای شناخت ادیان مقایسه آنها با یکدیگر در خصوص مسائل مختلف در حیطه اجتماع و مسائل شخصی و ... است .فعلا این مقایسه بین دو دین اسلام و بهود (و مسیحیت) رو مطالعه کنید تا به مرور با مسائل دیگر نیز آشنا گردیم.
توضیح ضروری : (از آنجایی که حضرت مسیح (ع) شریعت نداشت و به نوعی تکمیل کننده و اشاعه دهنده دین حضرت موسی (ع) بر پایه مهرورزی و محبت بود قوانین ذکر شده در نوشتار ذیل ، به نوعی احکام مسیحیت نیز محسوب میگردد)
قسمتی از احکام دین یهود : کتاب مقدس – عهد عتیق - کتاب لاویان آیه 15
خداوند به موسي و هارون فرمود كه اين دستورات را نيز به قوم اسرائيل بدهند: هرگاه از بدن مردي مايعي ترشح شود، او شرعاً نجساست. 3 اين مايع، چه از بدنش به بيرون ترشح كند و چه نكند، او را نجس ميسازد. 4 هر رختخوابي كه او در آن بخوابد و هر چيزي كه روي آن بنشيند نجس خواهد شد. 5 هركس به رختخواب او دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 6 هر كس روي جايي بنشيند كه آن مرد هنگام آلودگي روي آن نشسته بود، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 7 هركس به آن مرد دست بزند، بايد همين دستورات را اجرا كند. 8 به هركس آب دهان بياندازد، آن شخص شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 9 روي هر زيني كه بنشيند، آن زين نجس خواهد بود. 10 اگر كسي چيزي را كه زير اين مرد بوده است بردارد يا به آن دست بزند، شرعاً تا غروب نجس خواهد بود و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. 11 اگر اين مرد نجس بيآنكه اول دستهاي خود را بشويد، به كسي دست بزند، آن شخص بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 12 اگر مرد نجس به يك ظرف سفالين دست بزند، آن ظرف بايد شكسته شود؛ ولي اگر به ظرفي چوبي دست بزند آن ظرف را بايد شست.
13 وقتي ترشح او قطع شود، بايد هفت روز صبر كند و بعد لباسهايش را بشويد و در آب روان غسل نمايد تا شرعاً طاهر شود. 14 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در خيمه عبادت به حضور خداوند بياورد و آنها را به كاهن بدهد. 15كاهن بايد يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند. به اين ترتيب كاهن در حضور خداوند براي آن مرد بسبب ترشحي كه داشته است كفاره مينمايد.
16هر وقت از مردي مني خارج شود بايد خود را كاملا بشويد؛ او تا غروب نجس خواهد بود. 17 هر پارچه يا چرمي كه مني روي آن ريخته باشد بايد شسته شود و آن پارچه يا چرم تا غروب نجس خواهد بود. 18 زن و مرد بعد از نزديكي بايد غسل كنند و تا غروب شرعاً نجس خواهند بود.
19زن تا هفت روز بعد از عادت ماهانهاش شرعاً نجس خواهد بود. در آن مدت هر كس به او دست بزند، تا غروب نجس خواهد شد، 20 و او روي هر چيزي بخوابد يا بنشيند، آن چيز نجس خواهد شد. 21و22و23 اگر كسي به رختخواب آن زن يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند بايد لباس خود را بشويد و غسل كند و شرعاً تا غروب نجس خواهد بود. 24 مردي كه در اين مدت با او نزديكي كند، شرعاً تا هفت روز نجس خواهد بود و هر رختخوابي كه او روي آن بخوابد نجس خواهد بود.
25اگر خونريزي عادت ماهانه بيش از حد معمول جريان داشته باشد يا در طول ماه، بيموقع عادت ماهانه او شروع شود، همان دستورات بالا بايد اجرا گردد. 26 بنابراين در آن مدت او روي هر چيزي كه بخوابد يا بنشيند، درست مثل دوره عادت ماهانه عادي نجس خواهد بود. 27 هر كس به رختخواب او يا به چيزي كه او روي آن نشسته باشد دست بزند نجس خواهد شد و بايد لباس خود را بشويد و غسل كند. او تا غروب شرعاً نجس خواهد بود. 28 هفت روز بعد از تمام شدن عادت ماهانه، او ديگر نجس نيست. 29 روز هشتم بايد دو قمري يا دو جوجه كبوتر دم در عبادتگاه پيش كاهن بياورد 30 و كاهن يكي را براي قرباني گناه و ديگري را براي قرباني سوختني ذبح كند و در حضور خداوند براي نجاست عادت ماهانه آن زن كفاره نمايد. 31 به اين طريق قوم اسرائيل را از ناپاكيهايشان طاهر كنيد مبادا بخاطر آلوده كردن خيمه عبادت من كه در ميان ايشان است بميرند.
32اين مقررات براي مردي كه بسبب ترشح مايع يا خارج شدن مني نجس شود 33 و همچنين براي دوره عادت ماهانه زن و در مورد هر شخصي است كه با آن زن قبل از طهارت وي نزديكي كند.
قسمتی از احکام دین اسلام : رساله آیت اله سیستانی – احکام جنابت و حائض.
351 - به دو چيز انسان جنب مى شود.
اول : جماع .
دوم : بـيرون آمدن منى , در خواب باشد يا بيدارى , كم باشد يا زياد , با شهوت باشد يا بى شهوت , با اختيار باشد يا بى اختيار.
352 - اگـر رطـوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اينها , چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن بدن سست شده , آن رطوبت حكم منى را دارد , و اگر هيچ يك از اين سـه نـشـانـه يا بعضى از اينها را نداشته باشد , حكم منى را ندارد , ولى در مريض لازم نيست آن رطوبت با جـسـتن بيرون آمده باشد و در موقع بيرون آمدن بدن سست شود , بلكه اگر با شهوت بيرون آيد در حكم منى است .
353 - اگـر از مردى كه مريض نيست آبى بيرون آيد كه يكى از سه نشانه اى كه در مساله پيش گفته شد داشـته باشد , و نداند نشانه هاى ديگر را داشته يا نه , چنانچه پيش از بيرون آمدن آب , وضو داشته مى تواند به همان وضو اكتفا كند , و اگر وضو نداشته كافى است فقط وضو بگيرد , و غسل بر او لازم نيست .
چيزهايى كه بر جنب حرام است
361 - پنج چيز بر جنب حرام است : اول : رساندن جايى از بدن خود به خط قرآن , يا به اسم خدا به هر لغت كه باشد و بهتر آن است كه به اسماء پيغمبران و امامان و حضرت زهراء عليهم السلام نيز نرساند.
دوم : رفـتـن در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم اگر چه از يك در داخل و از در ديگر خارج شود.
سـوم : تـوقـف در مساجد ديگر , و همچنين بنابر احتياط واجب در حرم امامان عليهم السلام , ولى اگر از مسجد عبور كند مثل اينكه از يك در مسجد داخل و از در ديگر خارج شود , مانعى ندارد.
چهارم : داخل شدن در مسجد براى برداشتن چيزى و همچنين گذاشتن چيزى در آن بنابر احتياط لازم .
پـنـجـم : خـواندن هر يك از آيات سجده واجب و آن در چهار سوره است : اول : سوره سى و دوم قرآن الم تنزيل دوم : سوره چهل و يكم حم سجده سوم : سوره پنجاه و سوم والنجم چهارم : سوره نود و ششم اقرا.
456 - چـنـد چيز بر حائض حرام است : اول عبادتهايى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود , ولى بجا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست , مانند نماز ميت مانعى ندارد . دوم تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سـوم جـماع كردن در فرج , كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن , اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شـود و مـنى هم بيرون نيايد , بلكه احتياط واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنه گاه را هم داخل نكند و بنابر احتياط وطى زن در دبر چه حائض باشد چه نباشد ننمايد.
457 - جـمـاع كردن در روزهايى هم كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا بايد براى خود حيض قرار دهد حـرام است , پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مى بيند و بايد به دستورى كه بعدا گفته مى شود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد , شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزديكى نمايد.
شاید مقایسه خیلی کامل و جامعی نباشه اما باز هم میشه سختگیریهای کتاب مقدس در این خصوص رو کاملا متوجه شد.
پی نوشت :
۱- طبق شنیده ها عده ای از دوستان خوب و نازنین جزو برترین های جشنواره بانوان وبلاگ نویس بوده اند. ولی من موفق به رویت لیست کامل اسامی نشدم. کسی میتونه لینک اسامی کامل رو که موفق به دریافت لوح و جایزه شدند رو به من بده.
۲- طبق مشاهدات اگر تعداد وبلاگهای بانوان محترم در دنیای مجازی از آقایان بیشتر نباشه به طور قطع و یقین کمتر نیست، اما سوال اینجاست که چرا هرساله جشنواره جداگانه ای برای بانوان برگزار میشه ولی خبری از جشنواره مختص اقایان وبلاگ نویس نیست.
۳- تشکر ویژه از دوستان بابت اظهار نظر در پست قبل و عذرخواهی در خصوص عدم پاسخگویی. چرا که علاوه بر کمبود زمان احساس کردم زاویه دید نوشتار با برداشت برخی دوستان متفاوت بود و همچنین بحث در حیطه نوشتار ره به جایی نمی برد.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/08/16 |
فارسی 1

این روزها در بین کانالهای فارسی زبان ماهواره، پدیده نوظهوری پابه عرصه گذاشته که به سرعت هرچه تمامتر در میان خانواده های ایرانی جا بازکرده و روز به روز بر محبوبیتش افزوده میشه.
شبکه ای که با شناخت بسیار قوی از فرهنگ و سلیقه مخاطبانش و با انتخاب موضوعات و سریالهایی که با ذائقه بسیاری از فارسی زبانان سازگار است میهمان هرشب بسیاری از خانواده ها است.
انتخاب موضوعاتی بسیار جالب و مهیج که برای جامعه سنتی ایران و نسل جوان بسیار نو و شیرین جلوه میکند. باعث شده این شبکه نوظهور در مدت زمان کوتاهی به محبوبیتی فراتر از حد انتظار دست پیدا کند.
برای مردمانی که سالیان سال ذائقه شان با سریال ها مختلف آشنا شده پخش هر شب سریالهای جذاب با موضوعاتی که به طور قطع و یقین قابل پخش از تلویزیون دولتی ایران نیست باعث شده که حتی دوبله ضعیف برنامه ها نیز به چشم بینندگان نیاید و روز به روز بر مخاطبان این شبکه افزوده شود.
اما براستی در پشت پرده پخش این همه سریال های جالب و زیبا که عمدتا از محدوده خطوط قرمز جامعه ما فراتر میرود چه اهدافی نهفته است؟
انتخاب موضوعاتی که به عنوان تابو در جامعه ما مطرح است و بیان عریان مسائلی در خصوص روابط اعضای خانواده نسبت به یکدیگر که همواره در هاله ای از حجب و حیا مطرح میگشت (مثل صحنه های هم آغوشی زن و شوهر ، اعتراض کودکان به والدین و روابط عاطفی پدر و مادر در خانواده و ...) نشان دهنده آن است که این شبکه نوظهور با وسواسی صد چندان کانون خانواده ایرانی را هدف گرفته و برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده شان صبر را سرلوحه کار خویش قرار داده اند و اعتقادی به زودبازده بودن فعالیتشان ندارند.
به واقع میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که سرمایه گذاری عمده این شبکه بر روی نسل جوان ، نوجوان و نونهال جامعه لجام گسیخته ایرانی صورت گرفته تا این طیف سنی را از سنین پائین با مسائلی از این دست درگیر نماید. تا به حدی که اینگونه مسائل در آینده صورت مسئله عادی جلوه نماید
اگرچه سریالها این شبکه از میان سریالهای روز دنیا و اروپا انتخاب شده اما با دقت در موضوعات و محتوای برنامه هایش و تحلیل محتوایی آنها میتوان نتیچه گرفت که این انتخابها با وسواس بسیار زیادی گلچین شده تا به نوعی خطوط قرمز اخلاقی جامعه ایرانی رو تغییر دهد. موضوعاتی که در تضاد مستقیم با اصول اعتقادی و فرهنگ ریشه دار ایرانی است. .
عادی جلوه دادن خیانت در روابط زناشویی، عادی کردن روابط زنان میانسال و پسران جوان، لازمه استفاده از مشروبات الکلی جهت برقراری روابط جنس ی و ... مواردی هستند که هر شب شاهد اشاعه آنها در فارسی 1 هستیم.
نمونه هایی از مسائلی که در برنامه های این شبکه به خورد ببیندگان آن داده میشود رو میتوان اینگونه بیان کرد:
سریال سامسون: یکی از راهکارهای ارائه شده در این سریال،باردار شدن دختر جهت رهایی از بن بست ایجاد شده توسط خانواده ها در خصوص ازدواج
سریال دارما و گریک : تاکید بر عدم ازدواج پدر و مادر دارما بعد از چهل سال زندگی مشترک، و داشتن فرزندی حاصل از این زندگی مسالمت آمیز
سریال خانه مد : خیانت لنس به میشل، باج گیری ویلیام چمبر از ماریا به صورت جنس ی ، ارتباط نامشروع لنس و منشی دفتر و ارتباط میشل و پسر ماریا و ...
سریال ویکتوریا : ارتباط عاطفی و جنس ی انریکه و تاتیانا قبل از ازدواج، ارتباط عاطفی و جنس ی جرنیمو و ویکتوریا قبل از ازدواج با یکدیگر یا قبل از طلاق ویکتوریا، ارتباط جنس ی سانتیاگو با کامیلا، بارداری قبل از ازدواج پائولا و ....
به عقیده نگارنده فارسی 1 مصداق عینی هجمه فرهنگی به سمت جامعه ایرانی است که مستقیما بنیان خانواده و فرهنگ ایرانی را مورد تاخت و تاز قرار داده و اگر توجهی به نام دست اندرکاران این شبکه که در راس آن یک یهودی استرالیایی بنام روبرت مرداک که از عوامل ذی نفوذ در شبکه خبری فاکس نیوز امریکاست توجه نمائیم پی به اهداف بلند مدت دشمنان این مرز و بوم در خصوص نابودی ایران به وسیله پوچ کردن اعتقادات و ارزشهای نسل جوان پی خواهیم برد.
منابع بیشتر برای مطالعه اینجا و اینجا
پی نوشت :
۱- میلاد امام رضا(ع) رو به تمام دوستداران حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم و آرزو میکنم که هرچه زودتر زیارت حضرت قسمت عاشقانش شود.
۲- سالروز تولد مانی عزیز رو صمیمانه تبریک میگم. امیدوارم سال بعد پست زیبای کوکب در خصوص تولد مانی رو بخونیم و لذت ببریم.
۳- به نظر شما در روز ۸/۸/۸۸ که مصادف با سالروز میلاد امام هشتم شیعیان است سری نهفته ؟
۴- پست بسیار زیبای آلما در خصوص چگونگی ایجاد یک الگو را حتما مطالعه کنید
۵- در برنامه مسافران حرف قشنگی از بهرام شنیدم که بد نیست باشما در میون بذارم
موقع ارسال گزارش به کنفدراسیون راه شیری اعلام کرد مردان زمینی چون حرفهاشون رو توی دلشون نگه میدارند و بیرون نمی ریزند اغلب با هم گلاویز میشند و کار به درگیری فیزیکی کشیده میشه. ولی چون زنها همه حرفها رو میزنند و حرف ناگفته ای باقی نمیذارند نهایتا کارشون به بحث و جرو بحث کشیده میشه. نظر شما چیه؟
۶- محاسبه ریاضی یک حدیث از پیامبر رو اینجا مطالعه کنید (دو پست قبل گذاشتم اما خیلی ها ندیدند تا بخوندند)

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/08/09 |
تعدد زوجات- قسمت سوم
ولی سوالی که از پست قبل باقی ماند و پاسخی برای آن نیافتم این بود که
چرا با توجه به همه مخالفتهایی که از جانب بانوان به صورت های مختلف اعلام گردید و با توجه به تمام ادله مطرح شده چرا باز هم زنانی هستند که با علم به اینکه همسر اول نیستند باز هم تن به ازدواج میدهند و حاضر به زن دوم بودن میشوند.
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1388/08/04 |
تعدد زوجات - قسمت دوم
فلسفه تعدد زوجات چیست؟ایا این مسئله باعث بروز اختلافات بین زنان نمی شود؟چرا زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟
رسم تعدد زوجات در اعصار پیش از اسلام هم در میان ملتها و هم در ادیان مختلف وجود داشته است مثلا در عراق قدیم قانون حمورابی ازدواج دوم را برای زوج در صورت بیماری زوجه روا می دانست . آشوریان نیز با تعدد زوجات آشنا بوده اند. در دیگر تمدنهای بزرگ از جمله در ایران و مصر و چین و هند هم تعدد زوجات رواج داشته
بر این اساس همچنانکه برخی مستشرقان گفته اند (لوبون ص 496 دورانت ج 1 ص 50) این تصور در اروپای قرون وسطا که تعدد زوجات از نوآوریهای اسلام و پیامبر اکرم است نادرست است .تعدد زوجات در ادیان آسمانی پیشین نیز امری معهود و مقبول بوده است . در دین یهود تعدد زوجات تا حد توانایی زوج مباح شمرده می شده هر چند نصوص تلمود برای عامة مردم تنها چهار همسر را جایز دانسته است (محمودعبدالحمید محمد ص 150ـ151). در انجیلهای کنونی نیز در بارة منع تعدد زوجات نصی دیده نمی شود و حتی تعبیر برخی نامه های پولس به جواز آن اشعار دارد ( رجوع کنید به باجوری ج 1 ص 142 144 عبدالغنی عبود ص 144ـ 145 محمودعبدالحمید محمد ص 151ـ157). در جهان مسیحیت نیز تعدد زوجات دست کم تا قرن یازدهم / هفدهم رسما وجود داشت و پادشاهان بسیاری در اروپا همسران متعدد داشتند. بعدها نظام جدید کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرد. (یعنی قانون الهی پروردگار را به سلیقه شخصی ممنوع کردند) برای این تحریم انگیزه های مختلفی بیان شده که هیچیک جنبة دینی ندارد ( رجوع کنید به باجوری ج 1 ص 144ـ145 وافی ص 56 کبیسی ص 82 ـ83 عبدالغنی عبود ص 145ـ146). تعدد زوجات در سیرة برخی انبیای پیشین از جمله حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت داود و حضرت سلیمان علیهم السلام هم گزارش شده است ( رجوع کنید به بالیسانی ص 40 باجوری ج 1 ص 142).
اسلام تعدد زوجات را بدون قید و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسى وضع محیطهاى مختلف قبل از اسلام به این نتیجه مىرسیم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادى بوده و قبل از اسلام جریان داشته؛ تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نیست، بلکه دین آن را در چارچوب ضرورتهاى زندگى انسان محدود ساخته و براى آن قید و شرایط سنگین قرار داده است.
قوانین اسلام براساس نیازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زیرا ممکن است هر زنى از آمدن رقیب (در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن مىشود. هیچ کس نمىتواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگى، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر، قربانیان اصلى را آنها تشکیل مىدهند.
نیز نمىتوان انکار کرد که بقاى غریزه جنسى مردان از زنان طولانىتر است، زیرا زنان در سن معینى، آمادگى جنسى خود را از دست مىدهند، در حالى که در مردان چنین نیست.
هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتى از دوران حاملگى، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالى که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانى هستند که به علل گوناگونى همسران خود را از دست مىدهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید براى همیشه بدون همسر باقى بمانند.
با درنظر گرفتن این واقعیتها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم مىخورد) ناچاریم یکى از سه راه ذیل را انتخاب کنیم.
أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نیازهاى فطرى و خواستههاى درونى و احساسى خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط داراى یک همسر قانونى باشند، ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى که بى شوهر ماندهاند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
ج) کسانى که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنندو از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشکلى براى آنها ایجاد نمىشود، نیز قدرت بر اجراى کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعى که به وجود مىآید، با فطرت و غرائز و نیازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم اما این مبارزهاى است که پیروزى در آن نیست. به فرض که این طرح عملى بشود، جنبههاى غیر انسانى آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعى باید مورد مطالعه قرار داد. آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مىکنند، کسانى هستند که یک مسئله سه زاویهاى را تنها از یک زاویه نگاه مىکنند، زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دیدهمسر اول، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانى که به عنوان معشوقه مورد بهره بردارى جنسى قرار مىگیرند، نه تأمین دارند و نه آیندهاى. چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها امورى نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم مىماند که هم به خواستههاى فطرى و نیازهاى غریزى زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانى زندگى این دسته از زنان برکنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بیرون برد.
در پایان چند نکته را ذکر مىکنیم:
1- جواز تعدد زوجات با این که در بعضى موارد یک ضرورت اجتماعى است و از احکام مسلم اسلام محسوب مىشود، اما شرایط آن با گذشته تفاوت بسیار کرده است، زیرا زندگى درگذشته، یک شکل ساده داشت و رعایت عدالت بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمىآمد، ولى در زمان ما باید کسانى که مىخواهند از این قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر این کار دارند، چنین اقدامى بنمایند. اساساً اقدام به این کار از روى هوى و هوس نباید باشد.
2- تمایل پارهاى از مردان را به تعدد همسر نمىتوان انکار کرد. این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأیید نیست، اما گاه عقیم بودن زن و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقى مىکند، یا گاهى بر اثر تمایلات شدید جنسى و عدم توانایى همسر اول براى برآوردن خواسته غریزی، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مىبیند. حتى اگر از طریق مشروع انجام نشود، از طریق نامشروع اقدام مىکند. در این گونه موارد نمىتوان منطقى بودن خواسته مرد را انکار کرد.
گاهی مسئله تعدد زوج در یک خانه موجب کینه و دشمنی می شود اما این اشکال برافراد وارد است که دشمنی می ورزند، نه بر اسلام و تعالیمش، زیرا دین قانون تعدد زوجات را به طور وجوبی وضع نکرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام یک قاعده نیست، بلکه یک استثنا است و تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام؛ یعنى براى برخى که مشکلاتى پیش آمده و مجبور به ازدواج مجدد هستند، اجازه داده شده است، چنان که براى آن شرطى گذاشته شده و آن اطمینان مرد به این است که مىتواند میان زنان به عدالت عمل کند، اما اگر مردانى باشند که بدون توجه به این شرط و بدون توجه به سعادت خود و خانواده و فرزندان، در پى ازدواج مجدد باشند ازدواج دوم روا نیست، مثلاً هدفشان شهوت باشد و زن در نظرشان مفهومى جز موجودى که براى لذت و شهوت آفریده شده نباشد. اسلام با این افراد کارى ندارد و ازدواج بیش از یک زن را به آنها اجازه نمىدهد
اما سؤال از این که چرا اسلام این حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهری را اجازه نداده ، زیرا در این نوع زناشویی رابطه پدر با فرزند عملاٌ نا مشخص است، هم چنان که در کمونیسم (اشتراک) جنسی رابطه پدر با فرزندان نامشخص است.
همان طور که کمونیسم نتوانست برای خود جا باز کند، چند شوهری نیز نتوانست مورد پذیرش باشد، زیرا زندگی خانوادگی و ایجاد آشیانه برای نسل آینده و ارتباط قطعی میان نسل گذشته و آینده، خواسته غریزه و طبیعت بشر است. چند شوهری نه تنها با طبیعت انحصار طلبی و فرزند دوستی مرد نا موافق است، که با طبیعت زن نیز مخالفت دارد. تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زن بیش از مرد خواهان تک همسری است.
از جهت دیگر زن از مرد فقط عاملی برای ارضای غریزه جنسی خود نمی خواهد که گفته شود هرچه بیشتر، برای زن بهتر. زن از مرد موجودی می خواهد که قلب او را در اختیار داشته باشد ؛ حامی و مدافع او باشد؛ برای او فداکاری نماید و غمخوار او باشد.
زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و گرایش های زنان. علاوه بر این ، یکی دیگر از مشکلاتی که در صورت چند همسری برای زنان ذکر شده، مشخص نبودن پدر برای فرزند می باشد.
مسئله تعلق فرزند و معین شدن پدر فرزند، اگر چه تحقیقات امروزی و آزمایش های پزشکی آن را مشخص می کند، اما از نظر روانی همچنان مسئله حل نشدنی است؛ زیرا اولاٌ: همان گونه که دانشمندان می گویند: نتایج آزمایشهای تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای اشتباه انسانی یا ... وجود دارد.
ثانیاٌ: مسئله اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند و همین طور پدر و مادر. تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی صورت نگیرد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئنا در صورت تعدد شوهر برای زن ، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی شود.
پی نوشت :
۱- واسه عرفه دوباره هوای کربلا دارم. دعا کنید که این مهم باز هم اتفاق بیفته.
۲- واسه کسایی که گوش به زنگ هستند عرض کنم که ۵۸ روز مونده تا محرم
۳- کسی اطلاعات جامع و کاملی در خصوص MBA:master businessadministration داره به این حقیر ارزانی بداره

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ چهارشنبه 1388/07/29 |
تعدد زوجات
یکی از مسائلی که همواره در حیطه دین اسلام موضوع چالش برانگیزی بوده، مسئله اجازه تعدد زوجات به مردان و حق تک همسری برای زنان است. موضوعی که باعث بحثها و مقالات مختلفی گردیده و نظرات موافق و مخالف بسیاری نیز به همراه داشته است. موضوعی که همیشه در نوک پیکان مخالفان دین اسلام قرار داشته و سوال و جوابهای زیادی در این خصوص مطرح شده است.
متن زیر گزیده ای از کتاب «چهره عریان زن عرب ، نوشته دکتر نوال السعداوی» است که نقل میگردد. لازم به توضیح اینکه مطالب بیان شده الزاما دیدگاه نویسنده این وبلاگ نیست و در جهت اهداف وبلاگ که بررسی همه جانبه موضوعات مختلف اعم از موافق و مخالف به دور از تعصب هست در اینجا عنوان گردیده و باعث ایجاد خط فکری جدید در خصوص تحقیق کاملتر در حیطه دین اسلام (وسایر ادیان) برای اینجانب شده. امید آنکه مطالب این پست مورد استفاده دوستان قرار گیرد.
باتوجه به اینکه این مطالب در نقد مسئله تعدد زوجات مطرح گردیده خیلی دوست دارم کسانی در موافقت با این موضوع نیز نظراتی دارند صحبت کنند و تمامی نظرات الزاما تائید کننده نوشتار ذیل نباشد.
حقی که یک زن در اسلام دارد آن است که هم چون زنان دیگر شوهرش با او رفتار شود. در حالی که این عدالت هم چنان که قرآن بیان کرده است غیر ممکن است (شما اگرهم هرچه کوشش کنید نتوانید که بین زنان خویش به عدالت رفتار کنید.«سوره نساء آیه 128») برخی از اندیشمندان اسلامی به همین خاطر شیوه چند همسری مجاز نمیدانند و معتقدند که ازدواج با بیش از یک زن در اسلام به شرطی که عملا تحقق آن غیر ممکن است، یعنی رفتار کاملا مساوی با زنان مختلف و اجتناب از هر بی عدالتی نسبت به این یا آن یک، مشروط شده است. یک مرد به زن تازه خود بیشتر از زنان خود علاقمند است. در غیر اینصورت او انگیزه ای برای ازدواج مجدد نداشت. عدالت در این مورد باید تساوی در محبت، و یا حداقل فقدان هر گرایشی که به زنی بیش از دیگری علاقه نشان داده شود و در نتیجه مورد ترجیج قرار گیرد معنی شود.
برخی از اندیشمندان اسلامی دو آیه مربوطه به این امر در قرآن را به گونه ای دیگر تفسیر میکنند: (هر تعداد زن که میخواهید بگیرید، دو ، سه ، چهار. اگر ترس از آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، پس به یک زن اکتفا کنید، سوره نساء آیه 3) و ( شما نتوانید با زنان خویش به عدالت رفتار کنید هر چه هم تلاش کنید سوره نساء آیه 29) اینان معتقدند که عدالت در این مورد تنها به معنای آن است که برای زنان امکانات مادی مساوی برای تامین نیازهایشان فراهم شود. وگرنه الزاما به مفهوم تساوی در عشق و محبت شوهر نسبت به زنان نیست. (تفسیر القرطبی)
در هر صورت سوال این است : که کدام یک برای یک زن یا هر بشری که به حیثیت انسانی و شرف خود احترام میگذارد مهمتر است، عدالت در گرفتن چند قروش پول یا عدالت در محبت حقیقی و رفتار انسانی؟ آیا ازدواج تنها یک قرارداد تجارتی است که به موجب آن زن از شوهرش پولی دریافت میکند یا اینکه یک تبادل عمیق احساسات بین یک مرد و یک زن است؟
حتی اگر ما غیرممکن را ممکن بگیریم و موردی را پیش بکشیم که مرد با زنانش به تساوی رفتار میکند امکان دارد که بتوان از این امر بعنوان یک حق یاد کرد، چرا که معیار اولیه و اساسی هر حقی این است که همه افراد بدون تبعیض یا تمایز به تساوی از آن برخوردار باشند. وقتی یک مرد چهار زن اختیار میکند حتی اگر تساوی رفتار با آنان را فرض کنیم ، به معنی آن است که هر زنی به نسبت یک چهارم مرد را برای خود دارد. در حالی که مرد چهار زن برای خود در اختیار گرفته است. زنان در این جا تنها با این مفهوم برابرند که از یک بی عدالتی به طور تساوی رنج میبرند. همچنان که در روزگاران گذشته همه بردگان تحت نظام بردگی با یکدیگر برابر بودند. این به هیچ وجه نمی تواند به عنوان برابری، عدالت و یا حقوق برای زنان شناخته شود.
در خصوص بحث تعدد زوجات نظرهای موافقی نیز وجود دارد که به توضیح و توجیه عقلانی این مسئله می پردازد.
جهت به درازا نکشیدن این مقال ترجیح دادم نظرات موافق در این خصوص را در پست بعدی عنوان کنم.
۱- ثبت نام در لاتاری رو فراموش نکنید.
2- محاسبه ریاضی یک حدیث از پیامبر
۲- واسه اونایی که منتظر محرم هستند شاید این شعر بهترین روزشمار حساب شه
۶۲ شب مانده کمر خم بشود
۷۲ عاشق ز زمین کم بشود
۷۲ میدان بلا در راه است
۶۲ شب مانده محرم بشود.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/07/25 |
تعریف دوستان در سه کلمه
پیرو پست قبلی و طبق قولی که داده بودم در این پست باید دوستان عزیزم رو به صفاتی که شناختم معرفی کنم. بعد از کمی تفکر ترجیح دادم کمی جهت نوشته رو تغییر بدم و اولین سه کلمه ای که از شنیدن اسم دوستان به ذهنم خطور میکنه رو بی پرده بیان کنم و هر آنچه که در ذهنم وجود داره رو به صورت نمایان بر روی صفحه سفید وبلاگ بریزم. چرا که اگر قصد بیان صفات دوستان با اسامی خداوند رو داشته باشم برخی ویژگیهایی که دوست دارم بیان شود از قلم خواهد افتاد.
آیناز: مهربانی ، شیطنت
اعظم جوووووونی : انرژی مثبت، خنده های طولانی ، پست های مبهم
حمید رضای نازنین : مهربان و مهربان ، وقف کار و خانواده و دوستان، عشق من ![]()
هستی : مادری مهربان و همیشه درگیر،معنای آرامش ، سامی
بانوی بیقرار: خشونت در عین لطافت ، دقیق و شیک پوش، اظهار بیقراری در همه جای نت
امید : دوست داشتنی و حساس، بلوند، باقالی پلو با ماهیچه، ورزشکار دودی
سیری عزیز : شوخ طبع و باحال، انرژی مثبت، تصادف و حادثه
مانی : قربانی و قربانگاه، الموت معروف ، اذیت و آزار( مرد هزارچهره به قول مودی)![]()
مودی : جنگ و دعواهای اداری ، لینک دوستان، کله پاچه و سیراب شیردان
سمیه : کم پیدا و فعال، نایب فاطی، نقشه تهران
بهار : شیطنت و شیطنت ، خبرگزاری بلاگفا، بهزاد خان
فاطی: بامرام، کم پیدا، هم دست سابق بهار، به اون پستی که مجبور شده بود شلوارش رو توی دانشگاه در بیاره خیلی خندیدم
عسل بانو : مهربانی محض، رضاجان
، امام رضا، عکسهای زیبا واسه هر پست
مدام : شب زنده دار، پاسبان بلاگفا و دربار در شبهای بلند پائیز و زمستان، دود و دود و دود
هاله جان : اییییییییییششششش، اووووووووووووووووووووووول
، کباب کثیف، موری قشنگه
عموعلی : سیگار و فیلم، باحال ،دریا، کودکی پرماجرا
زابیل : منطقی و نکته بین، توی کامنت هاش همیشه یه چیزی واسه گفتن داره، بعضی پستهاش خیلی خاصه
لبریز: آتیش پاره ، آتیش پاره ، خشونت بی اندازه بر علیه مردان
مداد خاکستری: پستهای عاشقانه توام با روزمرگی، از پستهای عاشقانه وبلاگش چیزی سر در نمیارم
سایه : دوست قدیمی و یار وبلاگ، جناب شاعر، سیاست در زندگی
نوشا : ترجمه های مهربون، دختری با عنوان جالب واسه پستهاش، سوسک و مارمولک و سفارت
مهسا دم بخت : داداش ادمین گفتن هاش ، بابای مهربونش و پستهای بلندش هیچ وقت یادم نمیره
محسن (مرثیه ای برای یک رویا) : ادمين .. برادرم ..سلام، همیشه در خدمت خانواده، جالبترین دوستی که دارم(به واسطه 4-3 دقیقه دیدار پیمان دوستی بستیم)![]()
هدیه : هنرمند بلاگفا، هر وقت به اسمش برمیخورم یاد
می افتم، با خوندن اسمش به یاد این جمله هاله می افتم که میگفت هدیه از خونه تکون نمیخوره و چسبیده به خونه
، فکر میکنم تنها کسی باشد که حمیدرضا رو داداش صدا میکنه
اگه اسم کسی جا افتاده عذرخواهی میکنم. تذکر بدید تا اسم دوستان رو اضافه کنم و نظرم رو صریحا بیان کنم.
به پیشنهاد دوستان خوبی مثل مصطفی حالا نوبت شماست که بنده رو در سه کلمه تعریف نمائید. بشتابید که منتظرم.
پی نوشت :
۱-ثبت نام گرین کارت آمریکا شروع شده. واسه ثبت نام به سایت وزارت امور خارجه امریکا و برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا و اینجا و اینجا مراجعه کنید.
۲-لینک دونی گودری وبلاگ هم راه افتاد. بعد از بلاگ رولینگ اینار نوبت گوگل هست که این وبلاگ رو یاری کنه.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/07/18 |