فارسی 1

این روزها در بین کانالهای فارسی زبان ماهواره، پدیده نوظهوری پابه عرصه گذاشته که به سرعت هرچه تمامتر در میان خانواده های ایرانی جا بازکرده و روز به روز بر محبوبیتش افزوده میشه.
شبکه ای که با شناخت بسیار قوی از فرهنگ و سلیقه مخاطبانش و با انتخاب موضوعات و سریالهایی که با ذائقه بسیاری از فارسی زبانان سازگار است میهمان هرشب بسیاری از خانواده ها است.
انتخاب موضوعاتی بسیار جالب و مهیج که برای جامعه سنتی ایران و نسل جوان بسیار نو و شیرین جلوه میکند. باعث شده این شبکه نوظهور در مدت زمان کوتاهی به محبوبیتی فراتر از حد انتظار دست پیدا کند.
برای مردمانی که سالیان سال ذائقه شان با سریال ها مختلف آشنا شده پخش هر شب سریالهای جذاب با موضوعاتی که به طور قطع و یقین قابل پخش از تلویزیون دولتی ایران نیست باعث شده که حتی دوبله ضعیف برنامه ها نیز به چشم بینندگان نیاید و روز به روز بر مخاطبان این شبکه افزوده شود.
اما براستی در پشت پرده پخش این همه سریال های جالب و زیبا که عمدتا از محدوده خطوط قرمز جامعه ما فراتر میرود چه اهدافی نهفته است؟
انتخاب موضوعاتی که به عنوان تابو در جامعه ما مطرح است و بیان عریان مسائلی در خصوص روابط اعضای خانواده نسبت به یکدیگر که همواره در هاله ای از حجب و حیا مطرح میگشت (مثل صحنه های هم آغوشی زن و شوهر ، اعتراض کودکان به والدین و روابط عاطفی پدر و مادر در خانواده و ...) نشان دهنده آن است که این شبکه نوظهور با وسواسی صد چندان کانون خانواده ایرانی را هدف گرفته و برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده شان صبر را سرلوحه کار خویش قرار داده اند و اعتقادی به زودبازده بودن فعالیتشان ندارند.
به واقع میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که سرمایه گذاری عمده این شبکه بر روی نسل جوان ، نوجوان و نونهال جامعه لجام گسیخته ایرانی صورت گرفته تا این طیف سنی را از سنین پائین با مسائلی از این دست درگیر نماید. تا به حدی که اینگونه مسائل در آینده صورت مسئله عادی جلوه نماید
اگرچه سریالها این شبکه از میان سریالهای روز دنیا و اروپا انتخاب شده اما با دقت در موضوعات و محتوای برنامه هایش و تحلیل محتوایی آنها میتوان نتیچه گرفت که این انتخابها با وسواس بسیار زیادی گلچین شده تا به نوعی خطوط قرمز اخلاقی جامعه ایرانی رو تغییر دهد. موضوعاتی که در تضاد مستقیم با اصول اعتقادی و فرهنگ ریشه دار ایرانی است. .
عادی جلوه دادن خیانت در روابط زناشویی، عادی کردن روابط زنان میانسال و پسران جوان، لازمه استفاده از مشروبات الکلی جهت برقراری روابط جنس ی و ... مواردی هستند که هر شب شاهد اشاعه آنها در فارسی 1 هستیم.
نمونه هایی از مسائلی که در برنامه های این شبکه به خورد ببیندگان آن داده میشود رو میتوان اینگونه بیان کرد:
سریال سامسون: یکی از راهکارهای ارائه شده در این سریال،باردار شدن دختر جهت رهایی از بن بست ایجاد شده توسط خانواده ها در خصوص ازدواج
سریال دارما و گریک : تاکید بر عدم ازدواج پدر و مادر دارما بعد از چهل سال زندگی مشترک، و داشتن فرزندی حاصل از این زندگی مسالمت آمیز
سریال خانه مد : خیانت لنس به میشل، باج گیری ویلیام چمبر از ماریا به صورت جنس ی ، ارتباط نامشروع لنس و منشی دفتر و ارتباط میشل و پسر ماریا و ...
سریال ویکتوریا : ارتباط عاطفی و جنس ی انریکه و تاتیانا قبل از ازدواج، ارتباط عاطفی و جنس ی جرنیمو و ویکتوریا قبل از ازدواج با یکدیگر یا قبل از طلاق ویکتوریا، ارتباط جنس ی سانتیاگو با کامیلا، بارداری قبل از ازدواج پائولا و ....
به عقیده نگارنده فارسی 1 مصداق عینی هجمه فرهنگی به سمت جامعه ایرانی است که مستقیما بنیان خانواده و فرهنگ ایرانی را مورد تاخت و تاز قرار داده و اگر توجهی به نام دست اندرکاران این شبکه که در راس آن یک یهودی استرالیایی بنام روبرت مرداک که از عوامل ذی نفوذ در شبکه خبری فاکس نیوز امریکاست توجه نمائیم پی به اهداف بلند مدت دشمنان این مرز و بوم در خصوص نابودی ایران به وسیله پوچ کردن اعتقادات و ارزشهای نسل جوان پی خواهیم برد.
منابع بیشتر برای مطالعه اینجا و اینجا
پی نوشت :
۱- میلاد امام رضا(ع) رو به تمام دوستداران حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم و آرزو میکنم که هرچه زودتر زیارت حضرت قسمت عاشقانش شود.
۲- سالروز تولد مانی عزیز رو صمیمانه تبریک میگم. امیدوارم سال بعد پست زیبای کوکب در خصوص تولد مانی رو بخونیم و لذت ببریم.
۳- به نظر شما در روز ۸/۸/۸۸ که مصادف با سالروز میلاد امام هشتم شیعیان است سری نهفته ؟
۴- پست بسیار زیبای آلما در خصوص چگونگی ایجاد یک الگو را حتما مطالعه کنید
۵- در برنامه مسافران حرف قشنگی از بهرام شنیدم که بد نیست باشما در میون بذارم
موقع ارسال گزارش به کنفدراسیون راه شیری اعلام کرد مردان زمینی چون حرفهاشون رو توی دلشون نگه میدارند و بیرون نمی ریزند اغلب با هم گلاویز میشند و کار به درگیری فیزیکی کشیده میشه. ولی چون زنها همه حرفها رو میزنند و حرف ناگفته ای باقی نمیذارند نهایتا کارشون به بحث و جرو بحث کشیده میشه. نظر شما چیه؟
۶- محاسبه ریاضی یک حدیث از پیامبر رو اینجا مطالعه کنید (دو پست قبل گذاشتم اما خیلی ها ندیدند تا بخوندند)

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/08/09 |
تعدد زوجات- قسمت سوم
ولی سوالی که از پست قبل باقی ماند و پاسخی برای آن نیافتم این بود که
چرا با توجه به همه مخالفتهایی که از جانب بانوان به صورت های مختلف اعلام گردید و با توجه به تمام ادله مطرح شده چرا باز هم زنانی هستند که با علم به اینکه همسر اول نیستند باز هم تن به ازدواج میدهند و حاضر به زن دوم بودن میشوند.
نوشته شده توسط Admin در تاريخ دوشنبه 1388/08/04 |
تعدد زوجات
یکی از مسائلی که همواره در حیطه دین اسلام موضوع چالش برانگیزی بوده، مسئله اجازه تعدد زوجات به مردان و حق تک همسری برای زنان است. موضوعی که باعث بحثها و مقالات مختلفی گردیده و نظرات موافق و مخالف بسیاری نیز به همراه داشته است. موضوعی که همیشه در نوک پیکان مخالفان دین اسلام قرار داشته و سوال و جوابهای زیادی در این خصوص مطرح شده است.
متن زیر گزیده ای از کتاب «چهره عریان زن عرب ، نوشته دکتر نوال السعداوی» است که نقل میگردد. لازم به توضیح اینکه مطالب بیان شده الزاما دیدگاه نویسنده این وبلاگ نیست و در جهت اهداف وبلاگ که بررسی همه جانبه موضوعات مختلف اعم از موافق و مخالف به دور از تعصب هست در اینجا عنوان گردیده و باعث ایجاد خط فکری جدید در خصوص تحقیق کاملتر در حیطه دین اسلام (وسایر ادیان) برای اینجانب شده. امید آنکه مطالب این پست مورد استفاده دوستان قرار گیرد.
باتوجه به اینکه این مطالب در نقد مسئله تعدد زوجات مطرح گردیده خیلی دوست دارم کسانی در موافقت با این موضوع نیز نظراتی دارند صحبت کنند و تمامی نظرات الزاما تائید کننده نوشتار ذیل نباشد.
حقی که یک زن در اسلام دارد آن است که هم چون زنان دیگر شوهرش با او رفتار شود. در حالی که این عدالت هم چنان که قرآن بیان کرده است غیر ممکن است (شما اگرهم هرچه کوشش کنید نتوانید که بین زنان خویش به عدالت رفتار کنید.«سوره نساء آیه 128») برخی از اندیشمندان اسلامی به همین خاطر شیوه چند همسری مجاز نمیدانند و معتقدند که ازدواج با بیش از یک زن در اسلام به شرطی که عملا تحقق آن غیر ممکن است، یعنی رفتار کاملا مساوی با زنان مختلف و اجتناب از هر بی عدالتی نسبت به این یا آن یک، مشروط شده است. یک مرد به زن تازه خود بیشتر از زنان خود علاقمند است. در غیر اینصورت او انگیزه ای برای ازدواج مجدد نداشت. عدالت در این مورد باید تساوی در محبت، و یا حداقل فقدان هر گرایشی که به زنی بیش از دیگری علاقه نشان داده شود و در نتیجه مورد ترجیج قرار گیرد معنی شود.
برخی از اندیشمندان اسلامی دو آیه مربوطه به این امر در قرآن را به گونه ای دیگر تفسیر میکنند: (هر تعداد زن که میخواهید بگیرید، دو ، سه ، چهار. اگر ترس از آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، پس به یک زن اکتفا کنید، سوره نساء آیه 3) و ( شما نتوانید با زنان خویش به عدالت رفتار کنید هر چه هم تلاش کنید سوره نساء آیه 29) اینان معتقدند که عدالت در این مورد تنها به معنای آن است که برای زنان امکانات مادی مساوی برای تامین نیازهایشان فراهم شود. وگرنه الزاما به مفهوم تساوی در عشق و محبت شوهر نسبت به زنان نیست. (تفسیر القرطبی)
در هر صورت سوال این است : که کدام یک برای یک زن یا هر بشری که به حیثیت انسانی و شرف خود احترام میگذارد مهمتر است، عدالت در گرفتن چند قروش پول یا عدالت در محبت حقیقی و رفتار انسانی؟ آیا ازدواج تنها یک قرارداد تجارتی است که به موجب آن زن از شوهرش پولی دریافت میکند یا اینکه یک تبادل عمیق احساسات بین یک مرد و یک زن است؟
حتی اگر ما غیرممکن را ممکن بگیریم و موردی را پیش بکشیم که مرد با زنانش به تساوی رفتار میکند امکان دارد که بتوان از این امر بعنوان یک حق یاد کرد، چرا که معیار اولیه و اساسی هر حقی این است که همه افراد بدون تبعیض یا تمایز به تساوی از آن برخوردار باشند. وقتی یک مرد چهار زن اختیار میکند حتی اگر تساوی رفتار با آنان را فرض کنیم ، به معنی آن است که هر زنی به نسبت یک چهارم مرد را برای خود دارد. در حالی که مرد چهار زن برای خود در اختیار گرفته است. زنان در این جا تنها با این مفهوم برابرند که از یک بی عدالتی به طور تساوی رنج میبرند. همچنان که در روزگاران گذشته همه بردگان تحت نظام بردگی با یکدیگر برابر بودند. این به هیچ وجه نمی تواند به عنوان برابری، عدالت و یا حقوق برای زنان شناخته شود.
در خصوص بحث تعدد زوجات نظرهای موافقی نیز وجود دارد که به توضیح و توجیه عقلانی این مسئله می پردازد.
جهت به درازا نکشیدن این مقال ترجیح دادم نظرات موافق در این خصوص را در پست بعدی عنوان کنم.
۱- ثبت نام در لاتاری رو فراموش نکنید.
2- محاسبه ریاضی یک حدیث از پیامبر
۲- واسه اونایی که منتظر محرم هستند شاید این شعر بهترین روزشمار حساب شه
۶۲ شب مانده کمر خم بشود
۷۲ عاشق ز زمین کم بشود
۷۲ میدان بلا در راه است
۶۲ شب مانده محرم بشود.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/07/25 |
زبان پارسی منطقه ای
همه ما میدانیم که زبان فارسی زبان رایج سرزمین باستانی ماست و علاوه بر این قندپارسی زبانهای بومی و محلی نیز در این سرزمین رایج و مصطلح است. زبانهایی نظیر ترکی، کردی، گیلکی، بلوچی و بختیاری و ... که بسیاری از هموطنان ما از این زبانها برای گفتگوهای روزمره شان استفاده میکنند که عمده این زبانها قلمرو و محدوده مشخص و خاصی دارد.
اما اگر در حیطه فارسی زبانان و پارسی گویان نظری بیندازیم خواهیم دید که بسیاری از مردم فارسی را با لهجه های مختلفی صحبت میکنند که اگرچه پایه زبانشان فارسی است ولی گاه این زبان فارسی از منطقه ای به منطقه ای و از شهری به شهر دیگر کاملا متفاوت است.و صد البته محدوده و قلمرو این لهجه ها به مراتب کوچکتر از محدوده زبانهای بومی و محلی است.
قطعا پویایی اقوام و ملل و پاسداشت تاریخ هر مرز و بوم در گرو حفظ میراث فرهنگی ای همچون زبان ها و لهجه های بومی و محلی است که امروزه در خطر حذف از جامعه یکدست جهانی قرار گرفته است.
شیرینی و طراوت این لهجه ها به قدری زیبا و والاست که حتی سازمان جهانی یونسکو نیز نسبت به حذف زبانها و لهجه های رایج بومی و محلی هشدار داده و این وظیفه مهم را به عهده مردمان هر دیار گذاشته تا نسبت به حفظ و پاسداشت زبانها و لهجه های سنتی خویش اهتمام بورزند.
در این مقال بد ندیدم گذری هرچند کوتاه به لهجه شیرین مردمان سرزمین کاسپین یا همان قزوین داشته باشم. که فارسی را با لهجه ای خاص و شیرین بیان میکنند که متاسفانه به دلیل همجواری این شهر با استانهای ترک نشین در طی سالهای طولانی این شائبه در ذهن اکثریت مردم خطور گردیده که مردمان قزوین نیز به زبان ترکی تکلم میکنند. در صورتی که این تصور اشتباه بزرگی است که در خصوص بسیاری از شهرهای دیگر هم صورت می پذیرد. (مثل عرب پنداشتن مردمان اهواز و ...)
در این پست سعی خواهم کرد برخی لغات قزوینی رو برایتان بازگو نمایم اما نکته ای که قابل ذکر است نحوه تلفظ لغات به همان لهجه رایج است که قطعا در هنگام نوشتن بازگو نمیگردد و شیرینی انرا به صورت کامل منتقل نمیکند.
تکل (Takal)= تایر
جیله (Jileh)= ریزه و کوچک
المبه (Alambe)= دراز، به بلندی تیر
زرتینه (Zertine) = ییهو
بیدملقی (Bid malaghi)= بید مجنون
آخوره (Akhoore) = آبخوره، زیرزمین
جرماغ (Jermagh) = چنگ زدن
وندر (Vender) = زشت
کوته ننگ (Koote nang)= کم عقل ، شیرین عقل
سگه سیل (Saga sil) = فامیل چترباز
غلاق (Ghallagh)= کلاغ
چرپاندن (Cherpandan)= به زور جا دادن
اسکلیدن (Sklidan) = پاره شدن
زفکنه (Zefkene) = اردنگی
قیش (Gheysh) = کمربند
زمرقه (Zomorgha) = مشت
نیم ازگیل (Nim az gil) = در نیمه باز
ببم (Baban) = پسرم
سماق بالان (Somagh balan) = آبکش
گه گربه مالیدن (Go gorba malidan) = آرایش کردن
وخمیات (Vakhmiyat) = قبرستان
تس باغه (Tes bagha) = بچه پر رو
دندک (Dondok) = نوک پرنده
قیماق (Gheymagh) = سرشیر
هوشتک (Hooshtak) = سوت
سرعقب کردن= دنبال کردن
تخیدن = خوردن
تس انبله (Tes ambala) = ادم شل و ول
ویدل (Veydel) = ادم بد غذا
فرتق (Fertegh) = آب دماغ
خرتلاق (Khertelagh) = گلو
سرتق (Sertegh) = پر رو
سانجو (Sanjoo) = ادم سرطان، دل درد
چرت گوز = ادم مدعی
کش پنتور = کرمک (وسیله ای در دوچرخه)
در انتها نیز به ذکر یک مثل قزوینی اکتفا میکنم: ««بند دلش زرتینه اسکلید»» به معنی بند دلش پاره شد
حال نوبت شما دوستان عزیز است که در خصوص لهجه و زبان سنتی و محلی خودتان کمی صحبت کنید. و به سهم خودتان در پاسداشتش تلاش نمائید.
پی نوشت :
۱-به اندازه توان و عمق حافظه ای که داشتم برای تمامی دوستانی خوبی که از طریق صفحات سفید وبلاگ باهاشون اشنا شدم در شبهای قشنگ قدر و در اماکن مقدس و متبرکی که بودم دعا کردم و طلب حاجت داشتم. امیدوارم که اون دعاها به هدف استجابت برسه و به زودی شاهد به ثمر رسیدن آرزوهای قشنگتون باشید. (اگر هم اتفاقی نیفتاد مشکل از فرستنده بوده به گیرنده شکی نداشته باشید)
۲-یکی از خاطرات زیبای ماه رمضون امسال من میهمان شدن بر سفره دوستی عزیز با قلبی مملو از مهربانی بود که همیشه و همه جا محبت و معرفتش رو اثبات کرده و این بار بذرمحبتش به همراه جمعی صمیمی از دوستان چنان بر قلبم رخنه کرده که هر لحظه و هرساعت لحظات شیرین و دلچسب محفل انس دوستان رو مرور میکنم و غرق در شادی و سرور میشم. سپاس امید دوست داشتنی و عزیز

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/06/31 |
سر اعداد- عدد 40
شاید اولین کلمه ای که بعد از شنیدن عدد 40 به ذهن خطور کند چله نشینی های معروف عرفا باشه که در عالم عرفان به آن بسیار بسیار بها داده میشود
همچنین طبق بررسی های صورت گرفته شده بسیاری از پیامبران در سن 40 سالگی که سن پختگی و کمال انسان نامیده میشود به رسالت مبعوث شدند. رموز بسیاری در این عدد نهفته است که اگر به جستجو در تعاریف این عدد بپردازیم گاه به تعاریف صرفا متافیزیکی و گاه به تعاریف صرفا عرفانی و مذهبی میرسیم.
بد نیست ابتدا با سر این عدد اشنا شویم بعد به بررسی آن در ادیان بپردازیم
این عدد نیز دارای رازهای بسیاری است ، که یکی از این رازها پاک بودن آن است . به طور کلی ، انرژی های این عدد باعث می گردد تا ناپاکی ها به دور ریخته شود و به جای آن پاکی بر سطح غالب گردد .
عدد 40 ، از سوی 4 ستاره در 4 کهکشان متفاوت ساطع می گردد . این عدد رابطه ی مستقیم با اعمال انسانها دارد . برای مثال ، چنانچه فردی 40 روز تمام روزه گرفته و یا نوعی چله نشینی را انجام دهد ، نشان دهنده ی پاک شدن بدن شخص از تمامی سموم و ناپاکی هاست . همچنین ، پس از گذشت 40 روز ، این فرد می تواند با انرژیهای سطوح دیگر تماس برقرار نماید . عدد 40 از سوی 4 ستاره در 4 کهکشان مختلف به شکل فوق بر زمین ساطع می گردد . این انرژیهای ساطع شده ، می توانند از سوی چنین فردی که به مدت 40 روز یک عمل خاصی را تکرار نموده ، جذب گردند . این انرژی مبرا از ناپاکی بوده و هم چنین دارای انرژی شفابخشی می باشد .
کلیه ی انسانها باید در چنین سنینی ، به الهامات الهی و ذهنی خویش توجه داشته و از آنها در جهات مثبت استفاده نمایند .
دیگر آن که ، اگر فصلی را از ابتدای آن بشمارید و چهلمین روز آن فصل را بنگرید ، روزی است که اغلب بر روی مردم اثرات منفی دارد . همچنین ، در این روز ، ماه دارای نوری مهتابی است که همین نور مهتابی ماه و حتی اختلالات جزئی در مدارات درونی هسته ی زمین ، موجب می گردد تا اغلب دچار افسردگی ، عصبانیت و اختلالات روانی و عصبی گردند که این امر طبیعی است .
همچنین ، 40 رموز آفرینش و خلقت موجود در زمین نیز ، در 40 روز زمینی طول کشیده است .
عدد چهل در اسلام : اسرار عدد چهل در قران وروایات بیان شده که به عدد چهل زیاد پردازش شده که با بکار بستن آن , امور به نتیجه می رسند .
امام صادق فرمودند: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ خداوند در فردای قیامت عالم فقیه مبعوث می کند و او را عذاب نمی کند.
حضرت رسول خدا (ص) فرمود : هر بنده ای که چهل صباحبا خلوص نیت وعمل بدرگاه خداوند برود،چشمه های حکمت (وعقل وفهم ومعرفت واحکام دین ) از قلب او بزبانش جاری شود .
حضرت باقر (ع) هیچ بنده ای چهل روز ایمان خود را برای خدا خالص ننمود مگر اینکه خدا او را به مقام زهد رسانید ودر دنیا ودرد ودرمانش را به او نشان داد وحکمت را در قلبش ثابت وبه زبانش جاری ساخت .
اسلام را عقیده بر این است که عمل مخلصانه جان را حیاتی روحانی می بخشد ونور عرفان وصفا را در اعماق جان می درخشاند وهر گاه که انسان خویش را چهل روز برای خدا خالص گردانده چشمه های بر وبرکت نور وحکمت از عمق جان او می جوشد واز آبشار زبان بردامن دشت دلها می ریزد .
رسول خدا فرمود کسی که چهل سال عمر کند از سه نوع بلا سالم می شود:دیوانگی خوره پیسی سخت گیری فرشتگان برچهل سالگان امام صادق (ع) فرمود : به راستی بنده ی خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسید خداوند به دو فرشته وی وحی کند که من به بنده خود عمر بیش دادم براوسختی وشدت کنید واو را خوب بپائید وکم وبیش وکوچک وبزرگ کارهایش را بنویسید .
ارتکاب چهل گناه کبیره
حدیث از امام صادق که امیر المومنین (ع) فرمود : هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف وتوفیق از ناحیه ی خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود زمانیکه چهل گناه کبیره کرد
پرده ها و الطاف خدا برداشته شود خدا به ملائکه وحی فرماید با بال وپر خود بنده مرا بپوشانید (واورا حفظ کنید ) پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند ، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف وگفتگو نمایند ملائکه گویند خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد وما از اعمال او حیا می کنیم پس خداوند به آنها وحی نماید بالهای خود را بردارید واز او کنار روید.
مسیحیت :. عدد 40 که بارها در کتابمقدس بکار رفته است٬نشانگر آزمون است.موسی 40 روز بر فراز کوه سینا بود(خروج18:24) بنی اسرائیل در غیاب او در آزمون رد شدند و گوساله ی طلایی را یافتند(خروج1:32-4)بنی اسرائیل به مدت 40سال در بیابان بودند و آنها در ازمون رد شدند زیرا تقریبا هیچ یک از آنها نجات نیافتند(عبرانیان17:3).عیسی40روز وشب توسط شیطان آزموده شد(متی1:2-4 و لوقا 1:4-2)فوق العاده است که او در آزمون رد نشد(متی3:4-11 و لوقا3:4-14)بنابراین اگر عدد 40 دارای هرگونه معنای نمادین یا روحانی باشد به آزمون اشاره ای دارد.
لِنت به ایام چهلروزۀ عبادت و روزه اطلاق میشود که برخی از فرقههای مسیحی از جمله کاتولیک، پروتستان و برخی از کلیساهای اسقفی این مراسم را بهجا میآورند. این تاریخ چهل روز قبل از قیام مسیح میباشد، البته کلیساهای مختلف در نحوه و تاریخ دقیق این مراسم توافقنظر ندارند اما در یک چیز با هم همعقیده هستند و آن اینکه ایام لنت زمان آمادگی برای ورود به ایام مبارک قیام است. در این ایام کار مسیح بر روی صلیب را بهیاد میآوریم و در ذهن خود مرور میکنیم که چقدر گناهکار بودیم اما مسیح با محبت خود ما را از مرگ به حیات آورده است. شاید برای بعضیها این ایام به معنی نخوردن خوراکیها و یا عدم استعمال دخانیات باشد ولی برای عده زیادی معنی و مفهوم آن بسی فراتر و عمیقتر است
زرتشت و ایران باستان : شب چله، يلدا، ميلاد مهر، خورشيد شکستناپذير١، يا هر آنچه آن را بناميد، آخرين شب پاييز و ديرپاترين شب سال است. ساکنان فلات ايران، از چندين هزار سال پيش اين شب را گرامی داشتهاند. درحالیکه در هيچ دورهای از تاريخ کشورمان، هيچ حکومتی اصراری به گرامیداشت اين شب نداشته است، اما همچنان ايرانيان اين شب را پاس میدارند و در زنده نگهداشتن اين آيين میکوشند. تداوم ديرگاه اين جشن، سخن از کهنسالی و قدمت آن دارد.
روايات مختلفی در باب نامگذاری و چگونگی پيدايش اين آيينها آمده است. برخی معتقدند که مردم باستان، اين شب را شب تولد خورشيد میپنداشتند و گروهی بر اين باورند که ظهور يا تولد مهر (ميترا) در اين شب صورت پذيرفته است. بعضی ديگر اين شب را مصادف با ميلاد عيسی مسيح (ع) میدانند، درحالیکه برخی میگويند پس از گرويدن پيروان آيين مهر به مسيحيت، اين شب که جزو مهمترين اعياد آيين مهر است، بهعمد روز ميلاد مسيح ناميده شد تا اربابان کليسا با استفاده از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری در ميان مردم داشته باشند.
عدد چهل از گذشتههای دور جايگاه ويژهای در فرهنگ ما داشته است. ايرانيان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه تقسيم کردهاند: «چلهی بزرگ» و «چلهی کوچک». شب آخر آذر از آن جهت چله ناميده شده است که آغاز چلهی بزرگ و آمدن سرمای زمستان را هشدار میدهد. درست چهل روز بعد از شب چله، جشن سده به پايان رسيدن چلهی بزرگ زمستان را ندا میدهد. در چهل روز دوم سرمای زمستان کمتر است و آسيب کمتری میرساند و از آن جهت آن را چلهی کوچک مینامند.
مردم دوران کهن با طبيعت و تضادهای آن خو داشتند و از آنجا که به دامداری يا کشاورزی مشغول بودند گردونهی زندگی خود را بر چرخهی طبيعت استوار ساختند. چرا که تغيير فصول و بلندی يا کوتاهی شب و روز تأثيری مستقيم بر زندگی آنها داشته است. گرما، نور و بلندی روزها نشانههايی نيک و پسنديده بودند و در مقابل سرما، زمستان و تاريکی شب پديدههايی نه چندان مطلوب
يلدا در ادبيات کهن
در فرهنگ عاميانهی مردم، شب يلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و کارهای خيريه است. مردم ايران که اکثراً کشاورز يا دامدار بودهاند، آموختهاند تا سرمای زمستان را بهانهای برای دورهم جمعشدن و جشن به پايان رساندن يک سال زراعی بدانند. ليکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، يلدا اغلب چهرهی تاريک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاريک بودن يلدا استعارهايست برای فراق جانکاه معشوق، تنهايی و انتظار وصال و گاه گيسوی سياه و بلند يار.
پی نوشت :
1- وقتی این پست رو خوندم دیدم که واسه کامنت گذاشتن جای مانور چندانی نداره. پس اگه دوست داشتید محبت کنید نیاز نیست حتما در مورد این پست باشه.
2- امید عزیز، دوست خوب و عزیزم. سالروز هبوطت از آسمان به جمع زمینیان رو تبریک میگم. امیدوارم سالیان سال شاد و سلامت در کنار خانواده و دوستان روزگار بگذرونی.
3- اگه پست جالبی از کار درنیومد به حساب بی حوصلگی های ماه خدا بگذارید
4- خدای مهربانم، خودت میدونی که چقدر منتظر ماه رمضون و شبهای قشنگش واسه مناجات بودم. ولی هنوز حسرت به دلم. پس چرا راهگشایی نمی کنی. چرا راهم نمی دی. خدا به لطف و کرمت همه جوره راهگشایی کن...
5- در این شبها و روزهای عزیز ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید.

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/06/08 |
سرّ اعداد
شاید تابحال به اسرار نهفته در اعداد توجه کافی نکرده باشیم ولی بد نیست نگاهی هرچند گذرا به این معقوله مهم داشته باشیم.در ادیان و ملل مختلف نگرشهای خاصی بر بعضی اعداد وجود دارد که با بررسی همگی انها به وجه اشتراک همه ادیان و ملل در اعداد 7 و 40 میرسیم.
اگر بخواهیم به پیشینه تقدس و رموز این اعداد رجوع کنیم بهترین منابع کتب اسمانی و فرهنگ ملل مختلف است.
سعی و تلاش خواهم نمود در این پست و پست بعدی به خواص این دو عدد به طور خلاصه اشاراتی نمایم . پیشاپیش از طولانی شدن پست عذرخواهی میکنم![]()
عدد هفت :
اسلام : عدد هفت در عبادات اسلامي بيشتر به چشم ميخورد نخست اينكه ميخوانيم آسمانها هفت طبقه هستند و سوره حمد كه در نمازهاي يوميّه خوانده ميشود به اتّفاق همه مفسّرين هفت آيه دارد و اركان نماز هفت است سجده موقعي صحيح است كه هفت عضو بدن با زمين تماسّ داشته باشد.
بزرگترين عبادات در اسلام شركت در كنگره عظيم حجّ است و در اين مرحله عدد هفت بيشتر به چشم ميخورد، اصولاً مناسك حجّ هفت تا است:
1- احرام 2- طواف 3- سعي 4- عرفات 5- مني 6- رمي 7- ذبح
قرآن مشتمل بر هفت موضوع است: وعد- وعيد- وعظ- قصص- امر- نهي- ادعيه
یهود : تورات «اسفار خمسه عهد عتيق» نيز هفت را عدد كامل ميداند. گروهي از محقّقين و دانشمندان اروپا معتقدند كه نسخه تورات اصلي پس از وفات حضرت موسي در صندوق شهادت بوده علماء بني اسرائيل برحسب وصيّت حضرت موسي در هر هفت سال يك بار آنرا بيرون ميآوردند و بر بني اسرائيل ميخواندند. (تاريخ تمدن ويل دورانت )
هفت مرحله پیدایش و خلقت زمین و آسمان در كتاب مقدّس عهد عتيق «سفر پيدايش باب اوّل» اینگونه بیان شده:
1. در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد
2. خدا فلك را بساخت
3. علف و نباتات را بيافريد
4. ماه و ستارگان را بيافريد
5. جانوران و پرندگان و خزندگان را بيافريد
6. آدم را بيافريد تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و بر تمامي زمين و حشراتي كه بر زمين ميخزند حكومت نمايد.
7. روز هفتم خدا از همه كار خود كه ساخته بود فارغ شد پس خدا روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود. در مذهب يهود حضرت موسي در فرامين دهگانهاش منع كار را در روز هفتم هر هفته ميدهد.
-زن حايض 7روز نجس ميشود وبراي تطهير كفّاره هم لازم دارد
-اگر در كنار فردي كسي بميرد آن شخص تا 7روز نجس ميشود
مسيحيت : نيز هفت را گرامي ميدارد و آئين مسيح هفت معجزه از سي و سه معجزه را در انجيل يوحنّا ذكر ميكند. انجيل متي نيز ما را به شگفتي وا ميدارد، در انجيل متي از هفت روح پليد سخن رانده است به نظر فرقه كاتوليك هفت گناه اصلي و هفت نوع توبه و هفت نوع آداب هفت نوع شادي و هفت نوع غسل تعميد وجود دارد
كليساي كاتوليك مقدّسات را هفت ميشمارد و آنها را امور مقدّسه گويند و عبارتند از:
1. تعميد كه حضرت عيسي خود آن را دستور فرموده « متي28-19 »
2. تأئيد ميثاق
3. عشاء ربّاني
4. اعتراف به گناهان و كسب مغفرت انفرادي ولي اين عمل نزد كليساي پروتستان معمول نيست
5. سازمان روحاني كليسا از مقام پاپ اعظم و كاردينالهاي او گرفته تا ادني مرتبه پيشوايان مذهبي و كشيشهاي ساده سه درجه دارند: شمّاس- كشیش- اسقف هرعيسوي بايد به اين سلسله مراتب مقدّسه اعتقاد داشته باشد
6. ازدواج كه مراسم آن بايد به ترتيب مخصوص در كليسا و در حضور كشيش انجام گيرد
7. مسح محتضر كه اين عمل نيز فقط نزد كاتوليك ها معمول است و عبارت ازآن است كه شخص مشرف به موت را با روغن زيتون مقدّس تدهين ميكنند و اسقف بر او دعائي مخصوص ميخواند.
زرتشت : زرتشتيان اعتقاد خاصّي به هفت امشاسپندان دارند هفت فرشتگاني كه هر كدام نشانهاي از خوبي و رستگاري هستند. ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ )
1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد
2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب
3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک
4 ) شیر : منسوب مشتری , نماد آتش
5 ) پارسا : منسوب به قمر
6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح
7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل بیشتر
هفت باور نیک ایرانیان باستان
1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا
2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی
3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند
4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )
5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان
6 ) برگزاری جشنهای ملی و مذهبی
7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت
از دیگر 7 های معروف دنیا : می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) عجایب هفتگانه و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.
اطلاعات بیشتر در خصوص پاسداشت عدد هفت در ایران باستان را در ادامه مطلب دنبال کنید
پیرامون سر عدد 40 در پست بعدی به تفضیل سخن خواهیم راند
بعدا نوشت :
یکی از هفت های معروف هم هفتمین روز شهریوره که تاریخ تولد امید بلاگفاست.
از دیگر هفتهای معروف ائتلاف ضد مانی که شامل : من، هاله جان، بانوی بیقرار، سمیه، فاطی، بهار و مودی
هفت دیگر معروف در بلاگفا ، میهمانی بزرگ و باشکوه به همت هفتمین نفر . که بعد از میهمانی مودی، آرش، رستوران نایب ، بانوی بیقرار، ادمین و مانی نوبت اوست که هفت در هفت را تکمیل کند و امید آن داریم باشکوه ترینش باشد. ![]()
رسوم قبیله ای
این رسوم که به طور معمول تعصبات زیادی در پشت آنها قرار دارد بازگشت به گذشته و تاریخ یک قوم یا منطقه ای دارد. و افراد با سماجت و تلاش فراوان سعی در حفظ آنها به هر نحو ممکن دارند.
اگر نگاهی دقیق و منطقی به این رسوم داشته باشیم خواهیم دید که این رسوم بسته به حال و هوا و طرز تفکر مردمان آن زمان ابداع شده و هیچ تناسبی با زمانه فعلی ندارد و تنها اضطرار و اجبار برای حفظ رسوم باعث اجرا شدن آن میشود.
بد نیست به بعضی از رسوم این مرز و بوم نظری بیفکنیم و قضاوت را به عهده خودتان بگذاریم:
اولین مورد را با رسمی از شهر خودم آغاز میکنم که رسمی با نام آستانه بوسان که صبح روز عروسی بجا آورده میشود. بدین نحو که صبح روز عروسی جناب داماد به همراه ساقدوش های محترم و بزرگترهای فامیل جهت صرف صبحانه به منزل عروس خانم تشریف فرما میشوند و صبحانه مفصلی نوش جان میکنند. برای این مراسم رسومی وجود دارد منجمله خوردن چای دو رنگ توسط داماد که از شکر اشباع است و برای هم نزدن و یا چگونه به هم زدنش تفاسیر گوناگون وجود دارد به طوری که هنگام چای خوردن همه چشمها به سمت وی دوخته میشود.
رسم دیگر این مراسم دزدیدن کفشهای داماد توسط اقوام عروس برای پول گرفتن از داماد و حفظ آنها توسط ساقدوشهاست. به طوری که گاهی اوقات از ترس دزدیده شدن ، کفش ها بر سفره در کنار داماد مشاهده میشود.
رسومی مانند جهازچینان و جهاز بینان توسط زنان فامیل ( که عمدتاً احساس فضولی بالایی دارند) از رسوم دیگر جاری در اینجاست که توسط خانواده های معتقد صورت میگیرد و نتایج خانمان براندازی در پی دارد. چرا که این رسوم منجر به چشم و هم چشمی به طریق وحشتناک گشته و بسیاری خانواده ها از بابت حفظ آبرو در این دو مراسم زیر بارخرجهای سنگین می روند. شاهد مثال این قضیه هم یکی از همکارانم است که بابت تهیه جهیزیه آبرومند برای دخترش و ارائه در دو مراسم فوق الذکر مجبور به بازخرید شدن گردید.
از رسوم دیگر که از آنها شنیدم که احتمال خطا در شنیده ها وجود داره مواردی است که ذکر خواهم کرد:
در دزفول که به نوعی مهد اینگونه رسوم است در سال اول و در اعیاد مختلف خانواده داماد برای عروس و در سال دوم بالعکس این رسم انجام میشود.
در مناطق غرب و جنوب غرب تیراندازی در هنگام بردن عروس همچنان پابرجاست. به طوری که اطلاعیه نیروی انتظامی در خصوص عدم تیراندازی و حضور پلیس در مراسمات اندیشمک رو به چشم دیدم
رسم دیگر رسمی است به اسم بله بوران که در آن مراسم بر سر قیمت دختر مد نظر چانه زنی میکنند و گاهی چنان بحث بالا میگیرد که گوئی جلسه ای در خصوص خرید و فروش کالایی.
رسم دیگر گردانیدن عروس و داماد در سطح شهر در ساعات پایانی شهر همراه با سرو صدای زیاد است که از این کار با نام رسوم شب عروسی نام برده میشود.
رسوم دیگری که به شکر خدا در حال منسوخ شدن است رسوم چندش آوری مانند فالگوش ایستادن پشت در اتاق عروس و داماد بیچاره توسط یکی از اقوام عروس یا داماد و انتظار دیدن دستمال خونی و رقصیدن با دستمال فوق. و صدها رسم این چنینی که برخی از انها در حال منسوخ شدن کامل است.
حرفهایی بسیاری در این خصوص داشتم که ترجیح میدم سکوت پیشه کنم و از زبان شما دیگر رسوم رایج در گوشه و کنار این مرز و بوم رو بشنوم. رسوم شهرهای آذربایجان، رسوم شهرهای شمال، رسوم جنوبی ها و کردها و ... قطعا بسیار جالب و شنیدنی خواهد بود.
از هر دوستی دست کم انتظار بیان یک رسم جالب و شنیدنی رو دارم
پی نوشت :
1- دوستان علاقمند به سیاوش قمیشی میتونند اینجا تمامی اشعار سیاوش رو مشاهده کنند
2- پیرو پست مصطفی ودر جهت تنویر افکار عمومی از تمام کسانی که سمت آبجی بودن بنده (با هماهنگی قبلی) را دارا میباشند خواهشمندم در این مکان اعلام حضور نموده و بر شایعات رایج پایان دهند.
3- سرکار خانم سیرترشی متاهل لطفا به هر طریق ممکن به انتظار بازگشت بانو هستی خاتمه دهید و سریعتر او را به خطه بلاگفا بازگردانید. الطاف خفیه و ظهریه سرکار مزید امتنان میباشد.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/05/27 |
رسم و رسومات
به طور کلی رسم و رسومات پایبندی به اصولی است که ریشه در تاریخ و فرهنگ یک قوم، ملت و یا امتی داشته و بسته به خاستگاهی که داراست سعی در حفظ اصولی دارد که پیشینیان آنرا ایجاد و به یادگار گذاشته اند و گاه باعث تقویت جوامع انسانی شده و گاهاً در تعارض مستقیم با عقل و منطق قرار گرفته و جامعه را دچار مشکلات عدیده می نماید.
اگر بخواهیم کمی دقیقتر به این معقوله دقت نظری بیفکنیم خواهیم دید که به طور کلی 3 خاستگاه برای رسومات قابل بررسی است:
1- رسم و رسومات باستانی و ملی
2- رسم و رسومات مذهبی
3- رسم و رسومات محلی و منطقه ای و یا قبیله ای
رسومات باستانی :
اصولا رسومات باستانی جزو افتخارات هر ملتی بخصوص ملت باستانی ایران محسوب میشود و در پس هر کدام از این رسومات فلسفه ای جالب و جذاب نهفته است. رسوماتی مانند شب یلدا و هندوانه معروفش، رسم عید نوروز و عیدی دادنش، جشن مهرگان و آماده شدن برای سختی های پیش و رو و .... که اگر خوب دقت شود خواهیم دید که بسیاری از این رسوم در جهت تقویت بنیان خانواده و ایجاد آمادگی جهت حضور در جمعی بزگتر مثل اجتماع است و هدفش اشاعه مهرورزی از سوی بزرگترها و انتقال به کوچکترهایی است که در لوای این خانواده و فامیل در حال رشد و درس آموزی هستند و وظیفه پاسداشت این رسوم در آینده ای نه چندان دور بر عهده آنها خواهد بود.
رسومات مذهبی :
از رسومات مذهبی در جامعه امروز ما بنام سنت و مستحبات نام برده میشود. و بسته به نوع اعتقاد افراد شدت و ضعف دارد. اعمالی مانند ناخن گرفتن در روز جمعه، شروع غذا خوردن با نام خدا، مهرالسنت در تعیین میزان مهریه، افطاری دادن به روزه داران، که از سنت های پیامبر نامیده میشود و در حیطه امور مستحبی جای میگیرد. اما متاسفانه این رسومات در پاره ای مسائل با خرافات گره خورده و معجونی ایجاد کرده که افراد را به بیراهه های خطرناکی هدایت میکند.
به عنوان مثال خرافاتی از قبیل قمه زنی و ... که در عزاداری امام حسین (ع) وارد شده و گاها چنان در عمق اعتقادات و جان مردمان نفوذ کرده که وقتی دستور منع این قبیل کارها از مصادری همچون مراجع تقلید که راهبران امت اسلام هستند صادر گردید نیز وقعی ننهادند و همچنان بر این اعتقادات مختلط با خرافه پافشاری می نمایند.
همچنین رسم و رسوماتی نیز به صورت عادی در جامعه در جریان است که با نظرات و اعتقادات نسل جوان در تعارض بوده و به مرور با حاکم شدن این نسل بر جامعه محو خواهد گردید. رسوماتی از قبیل چراغانی کردن منزل شخصی که از سفر زیارتی بازمیگردد، عدم اصلاح و آرایش پس از فوت بستگان به مدت 40 روز، پوشیدن لباس تیره و سیاه در مراسمات عزاداری و .... که نسل جدید اعتقاد چندانی به پاسداشت آنها ندارد.
رسومات قومی و قبیله ای و یا منطقه ای :
به دلیل به دراز کشیده شدن این مقال ، در پست بعدی به بررسی این رسومات خواهیم پرداخت.
پی نوشت :
۱-خواندن بعدا نوشت هستی به شدت متحیرم کرد. باور نبود بانوی مهربان و قلب تپنده بلاگفا خیلی سخت و غم انگیزه.کاش دوستانی که قصد غیبت کوتاه مدت و یا حتی طولانی مدت دارند دست کم شیوه حمید رضای نازنین رو پیش بگیرند و حرفی از رفتن و خداحافظی نزنند و به غیبتشان بسنده کنند تا ما هم دلخوش به بازگشتشان باشیم.
۲-مانی عزیز بابت همه مهربانیها و زحماتی که در بزم دوستانه ارزانی داشتی سپاسگذار و ممنونم.
۳- مطلب جالب و عجیب جابجایی کره زمین رو حتما مطالعه کنید.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/05/20 |
روزنامه
از روزنامه های دهه شصت جز روزنامه های کیهان و رسالت و اطلاعات و جمهوری اسلامی و روزنامه سیاه و سفید سلام چیزی بخاطر ندارم. زیرا در بحبوحه جنگ و بعد از آن اطلاع از اوضاع سیاسی کشور رونق چندانی در منزل ما نداشت. و من هم غرق در عوالم کودکانه خود تنها متوجه شکل ظاهری متفاوت روزنامه سلام با دیگر روزنامه ها می شدم. روزنامه ای که در زمان خود از منتقدین دولت محسوب میشد و نوع مطالبش در آن فضای محدود نوعی شاهکار بحساب می آمد. روزنامه سلام با همان خط فکری به فعالیت خود ادامه داد تا که در تیرماه سال 78 توقیف شد.

این دوران گذشت تا در بهمن سال 76 و با تولد روزنامه جامعه به مدیرمسئولی حمید رضا جلایی پور و سردبیری شمس الواعظین قشر روشن فکر جامعه و مخالف سیاست های جاری دولت صاحب روزنامه و خط مستقل فکری شدند و تیراژ این روزنامه نوپا در مدت زمان کوتاهی به حد بالا و قابل قبولی رسید اما با گذشت مدت زمان محدودی اولین قربانی در حیطه روزنامه های اصلاح طلب صورت پذیرفت. و با شکایت دادگستری تهران به عنوان مدعی العموم و ستاد مشترک سپاه و ... به عنوان شاکی خصوصی این روزنامه به اتهام تشویش اذهان عمومی و ... به دستور دادگستری تهران توقیف شد.
در چنین شرایطی روزنامه سلام همچنان مشغول فعالیت چندساله خویش بود اما با توجه به فضای باز سیاسی ایجاد شده توسط دولت اصلاحات و خط فکری سیاستمداران کهنه کارش دیگر جوابگوی ذهن پرسشگر حماسه زان دوم خرداد نبود و خلاء یک روزنامه اصلاح طلب با نیروهای جوان به شدت احساس میشد
در چنین شرایطی روزنامه توس با همان کادر روزنامه جامعه پابه عرصه نهاد و سخنگوی قشر اصلاح طلب شد. یکی از ویژگیهای روزنامه توس معرفی چندین نویسنده و طنزپرداز جوان به عرصه مطبوعات کشور بود. چهره هایی نظیر توکا نیستانی ، نیک آهنگ کوثر و محمد قوچانی و ...
طبق روال آن روزهای مطبوعات کشور پس از چندی این روزنامه هم به سرنوشت جامعه دچار شد و بعد از مدت زمانی نسبتا کوتاه از شروع چاپش توقیف شد.
و به همت شمس الواعظین بلافاصله روزنامه نشاط متولد گردید. ولی باز هم بعد از مدتی به علت زیر سوال بردن اصول اسلام و انتقاد از رهبر توقیف شد.
بعد از بسته شدن روزنامه نشاط عطش قشرعظیمی از افراد جامعه برای خواندن دست نوشته های نویسندگان مطرحی چون اکبر گنجی، شمس الواعظین و هنرمندی افرادی چون نبوی و کوثر فزونی یافت.
در این شرایط جناب شمس الواعظین با تاسیس روزنامه ای جدید و گردهم آوردن تیمی قوی مشتکل از روزنامه نگاران حرفه ای و توانا یکی از ماندگارترین روزنامه های تاریخ مطبوعات ایران به نام عصرآزادگان را به ظهور و تکامل رسانید.

روزنامه های که با مقاله های آتشین اکبر گنجی و عمادالدین باقی در خصوص قتلهای زنجیره ای بسیار صدا پا کرد و صدالبته همکاری روشنفکرانی چون دکتر صادق زیباکلام، مسعود بهنود ، دکتر ابراهیم یزدی و ... به سردبیری شمس الواعظین بر وزین بودن و جذابیت بیش از پیشش افزوده بود. و به علت جمع بودن تمامی این هنرمندان باهم بود که مشتری ثابت این روزنامه بودم و برای اولین بار روز به روز مطالبش رو دنبال میکردم. این روزنامه نیز در اردیبهشت ماه سال 1379 توقف گردید و این روزنامه موفق هم به بایگانی روزنامه های کشور پیوست.
البته در کنار این روزنامه روزنامه های دیگری از طیف اصلاح طلبان نیز در پیشخوان مطبوعات قابل رویت بودند که به سهم خودشان سهمی در آن فضای باز مطبوعاتی داشتند روزنامه های مثل روزنامه آزاد و دنیای اقتصاد و ...
بعد از تعطیلی عصرآزادگان روزنامه ای بنام صبح امروز با مدیرمسئولی مغز متفکر جنبش اصلاحات یعنی سعید حجاریان متولد شد. روزنامه ای که به دلیل شرایط خاص سیاسی آن دوران حتی در ایام تعطیلات نوروز هم به زیر چاپ میرفت تا نقش اطلاع رسانی خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کند.

حجاریان در این روزنامه به افشاگریهایی در خصوص قتلهای زنجیره ای زد که در نهایت در اسفند 78 توسط سعید عسگر در جلوی شهرداری تهران ترور شد و پرونده صبح امروز هم که علاقه خاصی بهش داشتم در همان دوران و یاشاید کمی زودتر از این ترور بسته شد
بعد از صبح امروز عبداله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات مجوز تاسیس روزنامه ای بنام خرداد را گرفت که بعد از مدت زمانی کوتاه از انتشارش توقیف شد. این روزنامه شدیداً مورد انتقاد محافظه کاران که مخالف طرح دیدگاههای نوگرایانه در حوزه های دینی هستند قرار گرفت و نهایتا عبداله نوری به واسطه طرح دیدگاههایی در روزنامه خود که تصویر متفاوت از دین اسلام نسبت به آنچه محافظه کاران سنتی ارائه میکردند به دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شد و پس از چندین جلسه محاکمه و دفاع بنابر اتهامهایی مانند توهین به مقدسات، نشراکاذیب و ... به پنج سال زندان محکوم گردید. وی در دادگاه با قاطعیت از اصلاحات دفاع کرد. دفاعیات وی در کتابی بنام شوکران اصلاحات متشر گردید که با استقبال مردم مواجه شد.
به اعتقاد بنده روزنامه خرداد به نوعی اخرین روزنامه آتشین جبهه اصلاحات محسوب میشد. بعد از خرداد لحن روزنامه های اصلاح طلب به علت ترس از تعطیلی ملایم تر شد.
بعد از تعطیلی خرداد روزنامه بیان به مدیر مسئولی سیدعلی اکبر محتشمی پور پابه عرصه مطبوعات گذاشت که مقالات چاپ شده در آن با ملاحظات بیشتری نوشته میشد و احتیاط سرلوحه کار مدیران آن بود تا به سرنوشت دیگر روزنامه های اصلاح طلب دچار نگردد. اما نهایتا بعد از گذشت مدت زمانی طولانی تر به نسبت سایر روزنامه ها بیان هم تعطیل شد و دوستداران روزنامه های اصلاح طلب حیران و سرگردان ماندند تا زمانی که حیات نو با مدیر مسئولی سیدهادی خامنه ای برادر رهبر ایران مجوز انتشار گرفت. و سعی در پرکردن خلاء روزنامه های جناح دوم خرداد داشت و با توجه به شرایط ایجاد شده تا حدی در این امر موفق بود ولی این روزنامه هم به دلیل انتشار یک کاریکاتور در 22 دی سال 1381 توقیف شد و سید هادی خامنه ای نیز در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه گردید واین پایانی بود بر اشتیاق من برای مطالعه و همراهی جنبش اصلاحات.
بعد از حیات نو مدتی رو به روزنامه های ورزشی آوردم که در نهایت به مدت دوسال به علت ویژه نامه های تخصصی روزنامه جام جم مخصوصا ویژه نامه کلیک مشتری این روزنامه شدم و به نوعی از صحنه درگیریهای سیاسی جناحهای داخل کشور دور شدم و سعی کردم به صحنه فناوریهای نوین نزدیک بشم.
اما روند چاپ روزنامه های اصلاح طلب با چاپ روزنامه هایی نظیر شرق و اعتماد ملی ادامه داشت و دارد اما به گمان من عطش مردم در خصوص مطالعه روزنامه و پیگیری مسائل روزمره از طریق روزنامه ها فروکش کرده و خوانندگان حرفه ای روزنامه ها ترجیح می دهند به جای دل بستن به روزنامه هایی که ممکن است بعد از چندی به تعطیلی کشیده شود از رسانه های نوین تر مثل ماهواره و اینترنت استفاده کنند و از تظرات و مقالاتی که کمتر دچار خودسانسوری میشوند بهره بگیرند.
پی نوشت :
۱- روندی که نوشتم صرفا تراوشات ذهنی خودم هست و ممکنه در خصوص تقدم و تاخر نام روزنامه ها اشتباه کرده باشم.
۲- در این پست از سایت ویکی پدیا جهت تکمیل مطالب استفاده نمودم.
۳- اینکه ردپای بعضی از دوستان در اینجا هست اما خبری از حضورشان نه بابت کامنت گذاشتن بلکه در خصوص اظهار ادب اینجانب به آنان چی می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/05/10 |
نهضت و نظام
در جامعه شناسی یک اصلی است به این نام : تبدیل موومان (Mouvement یعنی نهضت و حرکت) به انستیتوسیون (Institution یعنی نظام و سازمان). به این معنی که در جامعه، حرکتی بر اساس ایده آل ها و هدفهایی ایجاد میشود و یک فکر، یک گرایش، یک ایمان جوان متحرک است که این نهضت را (به آن معنای حقیقی کلمه، یعنی حرکت و ورزش) ایجاد میکند. یک نهضت عبارت است از روحی و حرکتی که به طرف هدفی روان است، و همه پیروانش ، همه مسائل واحکام و عقاید و اعمال و شعائر و حتی مراسمی که در میان پیروانش وجود دارد، متوجه آن هدفند و همه چیز و همه کس به وسیله هستند. برای تحقق آن هدفی که این نهضت برای نیل به آن هدف به وجود آمده است.
این نهضت یا حرکت در راه رسیدن به آن هدف خود به خود به موانعی که عوامل سد کننده راهش است برمیخورد و در اینجا است که درگیری، مبارزه و کشمکش ایجاد میشود. بنابراین از خصوصیات نهضت، حرکت و روشن بودن هدف است و همه چیز وسیله و مقدمه برای رسیدن به آن هدف. دیگر اینکه در مسیر این حرکت و سرگذشت آن، تلاش و درگیری و مبارزه جبری است. یک مکتبیک مذهب و یک ایدئولوژی اجتماعی، دینی، طبقاتی، ملی در آغاز کارش برای پاسخ گفتن به نیاز زمان، یا طبقه یا قوم بوجود می آید و برای تحقق بخشیدن به آن ایده ال و شعارش، پیروان خودش را به حرکت در می آورد.
این نهضت در مسیر خودش حرکت میکند. یک حرکت مدعی زمان و تغییر دهنده نظام موجود که میخواهد ویران کند و با یک حالت انتقادی شدید نسبت به هرچه که وضع موجود را نشان میدهد و یا می سازد وضع دیگری را پیش آورد و شرایط نوی را بیافریند.
همه چیز را تغییر میدهد نهضت به هدف میرسد. یا بی آنکه به هدف برسد به اوج قدرتش میرسد. اما بدانجا که رسید، درگیری و مبارزه اش از بین میرود، سد و مانعی دیگر در برابرش نیست بقدرتش که رسید حالتش عوض میشود. می ایستد! متوقف میشود! حالت متحرک و انقلابیش را از دست میدهد و حالت محافظه کاری میگیرد. چون اول میخواست دشمن را خلع سلاح کند و نظام را عوض کند حالا خودش قدرتمند و حاکم است و میخواهد خودش را حفظ کند و نگهدارد. لذا حالت ضد انقلابی پیدا میکند، چون خودش روی کار آمده انقلاب های بعدی را شورش و خیانت یا ضد انقلاب می خواند.
در اینجا از نظر جامعه شناسی که مطلب را بررسی می کنیم می بینیم آن واقعیت که در اول نهضت بود و موومان حالا در قدرت خودش تبدیل گردیده به انستیتوسیون یا نهاد، و یک پایه ثابت اجتماعی شده است، و به صورت خیمه ای درآمده بر روی جامعه، و یک قدرت سازمان یافته دولتی شده که در ظاهر به اوج قدرت رسیده است اما در روح به توقف و رکود افتاده است.
در تاریخ از این نمونه ها بسیار داریم، مثلا مذهب زرتشت که در دوره اشکانی در حال مبارزه با اشکانیان بود و در حال کشمکش با نظام حاکم، در دوره سیاسی حاکم بر سرنوشت جامعه و بر همه قدرتها، حتی قدرت سیاسی می شود، به نهایت قدرتش میرسد و در اوج شکوه و عظمتش می درخشد، معابد در منتهای زیبایی و در نهایت آزادی و رواج در این ایران پشت سر هم بنا می شود و آتشهای مقدس در سراسر ایران برافروخته میشود واین مذهب که به صورت یک ایمان و حرکت بود به صورت قدرت حاکم محافظه کار در می آید و دیگر نیاز مردم را که میخواد همیشه حرکت کنند و نیاز نسل جدید را که در حرکت نهفته است و همواره خواهان تحول و نو شدن است برآورده نمی کند! بلکه در برابر این نیاز و حرکت می ایستد.
این است که چون این مذهب حالا بر سرها حکومت میکند و بر ظاهر زندگی، نه بر دلها و آرمانها، دیگر نمی تواند پاسخگوی نیاز زمان خودش باشد و خود بخود زمینه و زمانه نیازمند یک نهضت دیگری میشود.
با چنین تحلیلی این تناقض تاریخی را میتوان حل کرد که می بینیم مذهب زرتشت در دوره ساسانی و بخصوص عصر انوشیروان، به اوج شکوه و قدرت و استقرارش میرسد و با این همه در همین هنگام است که مانی و مزدک ظهور می نمایند و آن همه نفوذ پیدا میکنند و ندای اینها پاسخ لبیک از متن مردم، بخصوص از جانب نیروی جوان و روشن می شنود به طوریکه میتوان از تاریخ استنباط کرد به اصطلاح امروز، انتلکتوئل های جامعه ایرانی و متفکران و تحصیلکرده ها و جوانان نو اندیش به سوی مانی و توده ها به شدت به سوی مزدک روی آوردند و این تناقض – شکست در پیروزی- نشان دهنده این واقعیت است که این مذهب، در قله عظمت و حکومتش متوقف شد! یعنی حرکتش تبدیل به انستیتوسیون یا نظام شده و ایستاد. و آنوقت در برابرش نهضت های مذهبی و اجتماعی ضد زرتشتی به وجود آمدند.
حال با این پیش زمینه که گفته شد نگاهی اجمالی به شیعه می اندازیم
تشیع دارای دو دوره کاملا منفک و جدا از هم است یکی دوره ای از قرن اول – که خود تعبیری از اسلام حرکت است در برابر اسلام نظام (= تسنن) تا اوائل صفویه، دوره نهضت و حرکت شیعه است ویکی دوره ای از زمان صفویه تا کنون که، دوره تبدیل شدن شیعه حرکت است به شیعه نظام.
شیعه در زمان پیشین اقلیتی بود محکوم و بی قدرت که نمی توانست به آزادی به کربلا برود نمی توانست نام حسین را بر زبان بیاورد و حتی نمی توانست اعمال مذهبی خودش را در معرض چشمها انجام بدهد همیشه تحت تعقیب بود و همیشه در شکنجه و زندان و پنهان در تقیه. حالا همان شیعه تبدیل شده به یک قدرت بزرگ حاکم بر کشور که بزرگترین نیروهای رسمی از او حمایت میکند...
همان علماء و روحانیون شیعه که همواره جبهه پیشتاز مبارزه با حکومت ها بودند و پیوسته سپر و آماج تیرهای نظام حاکم، همانها عزیزترین و مجلل ترین و مرفه ترین شرایط زندگی میکنند و دوش به دوش حاکم می نشینند ودر حکومت مورد مشورت قدرت سیاسی حاکم قرار میگرند و حتی حاکم قدرت خودش را به عنوان قدرتی تلقی میکند که به نیابت امام از روحانیون شیعه که نائب امام زمان اند و حاکم شرع، گرفته و اینها هم به وکالت از امان به او تفویض کرده اند.! پیروزی بزرگ.
شیعه درست از همین موقع که همه پیروزیها را به دست آورد شکست خورد و از زمانی که همه موانع انجام اعمال مذهبیش و مشکلات ابراز احساسات شیعه برطرف شد و از هنگامی که عوامل قدرتهای کوبنده او به تشویقش پرداختند و با او همگام شدند از حرکت ایستاد و به یک نهاد اجتماعی قدرتمند حاکم تبدیل شد.
این قانون تبدیل حرکت به نظام است که بدین صورت یک ایمان جوشان که همه ابعاد جامعه را به هیجان و حرکت دگرگونی انقلابی می آورد. و تبدیل میشود به یک انتیتوسیون.
تشیع علوی و تشیع صفوی
دکتر علی شریعتی
حال خودتان سیر تبدیل موومان نظام مستقر به انستیتوسیون را بررسی کنید.
یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/02/26 |