تبليغاتX
قلمی در دست

روزنامه

از روزنامه های دهه شصت جز روزنامه های کیهان و رسالت و اطلاعات و جمهوری اسلامی و روزنامه سیاه و سفید سلام چیزی بخاطر ندارم. زیرا در بحبوحه جنگ و بعد از آن اطلاع از اوضاع سیاسی کشور رونق چندانی در منزل ما نداشت. و من هم غرق در عوالم کودکانه خود تنها متوجه شکل ظاهری متفاوت روزنامه سلام با دیگر روزنامه ها می شدم. روزنامه ای که در زمان خود از منتقدین دولت محسوب میشد و نوع مطالبش در آن فضای محدود نوعی شاهکار بحساب می آمد. روزنامه سلام با همان خط فکری به فعالیت خود ادامه داد تا که در تیرماه سال 78 توقیف شد.

این دوران گذشت تا در بهمن سال 76 و با تولد روزنامه جامعه به مدیرمسئولی حمید رضا جلایی پور و سردبیری شمس الواعظین قشر روشن فکر جامعه و مخالف سیاست های جاری دولت صاحب روزنامه و خط مستقل فکری شدند و تیراژ این روزنامه نوپا در مدت زمان کوتاهی به حد بالا و قابل قبولی رسید اما با گذشت مدت زمان محدودی اولین قربانی در حیطه روزنامه های اصلاح طلب صورت پذیرفت. و با شکایت دادگستری تهران به عنوان مدعی العموم و ستاد مشترک سپاه و ... به عنوان شاکی خصوصی این روزنامه به اتهام تشویش اذهان عمومی و ... به دستور دادگستری تهران توقیف شد.

در چنین شرایطی روزنامه سلام همچنان مشغول فعالیت چندساله خویش بود اما با توجه به فضای باز سیاسی ایجاد شده توسط دولت اصلاحات و خط فکری سیاستمداران کهنه کارش دیگر جوابگوی ذهن پرسشگر حماسه زان دوم خرداد نبود و خلاء یک روزنامه اصلاح طلب با نیروهای جوان به شدت احساس میشد

در چنین شرایطی روزنامه توس با همان کادر روزنامه جامعه پابه عرصه نهاد و سخنگوی قشر اصلاح طلب شد. یکی از ویژگیهای روزنامه توس معرفی چندین نویسنده و طنزپرداز جوان به عرصه مطبوعات کشور بود. چهره هایی نظیر توکا نیستانی ، نیک آهنگ کوثر و محمد قوچانی و ...

طبق روال آن روزهای مطبوعات کشور پس از چندی این روزنامه هم به سرنوشت جامعه دچار شد و بعد از مدت زمانی نسبتا کوتاه از شروع چاپش توقیف شد.

و به همت شمس الواعظین بلافاصله روزنامه نشاط متولد گردید. ولی باز هم بعد از مدتی به علت زیر سوال بردن اصول اسلام و انتقاد از رهبر توقیف شد.

بعد از بسته شدن روزنامه نشاط عطش قشرعظیمی از افراد جامعه برای خواندن دست نوشته های نویسندگان مطرحی چون اکبر گنجی، شمس الواعظین و هنرمندی افرادی چون نبوی و کوثر فزونی یافت.

در این شرایط جناب شمس الواعظین با تاسیس روزنامه ای جدید و گردهم آوردن تیمی قوی مشتکل از روزنامه نگاران حرفه ای و توانا یکی از ماندگارترین روزنامه های تاریخ مطبوعات ایران به نام عصرآزادگان را به ظهور و تکامل رسانید.

روزنامه های که با مقاله های آتشین اکبر گنجی و عمادالدین باقی در خصوص قتلهای زنجیره ای بسیار صدا پا کرد و صدالبته همکاری روشنفکرانی چون دکتر صادق زیباکلام، مسعود بهنود ، دکتر ابراهیم یزدی و ... به سردبیری شمس الواعظین بر وزین بودن و جذابیت بیش از پیشش افزوده بود. و به علت جمع بودن تمامی این هنرمندان باهم بود که مشتری ثابت این روزنامه بودم و برای اولین بار روز به روز مطالبش رو دنبال میکردم. این روزنامه نیز در اردیبهشت ماه سال 1379 توقف گردید و این روزنامه موفق هم به بایگانی روزنامه های کشور پیوست.

البته در کنار این روزنامه روزنامه های دیگری از طیف اصلاح طلبان نیز در پیشخوان مطبوعات قابل رویت بودند که به سهم خودشان سهمی در آن فضای باز مطبوعاتی داشتند روزنامه های مثل روزنامه آزاد و دنیای اقتصاد و ...

بعد از تعطیلی عصرآزادگان روزنامه ای بنام صبح امروز با مدیرمسئولی مغز متفکر جنبش اصلاحات یعنی سعید حجاریان متولد شد. روزنامه ای که به دلیل شرایط خاص سیاسی آن دوران حتی در ایام تعطیلات نوروز هم به زیر چاپ میرفت تا نقش اطلاع رسانی خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کند.

حجاریان در این روزنامه به افشاگریهایی در خصوص قتلهای زنجیره ای زد که در نهایت در اسفند 78 توسط سعید عسگر در جلوی شهرداری تهران ترور شد و پرونده صبح امروز هم که علاقه خاصی بهش داشتم در همان دوران و یاشاید کمی زودتر از این ترور بسته شد

بعد از صبح امروز عبداله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات مجوز تاسیس روزنامه ای بنام خرداد را گرفت که بعد از مدت زمانی کوتاه از انتشارش توقیف شد. این روزنامه شدیداً مورد انتقاد محافظه کاران که مخالف طرح دیدگاههای نوگرایانه در حوزه های دینی هستند قرار گرفت و نهایتا عبداله نوری به واسطه طرح دیدگاههایی در روزنامه خود که تصویر متفاوت از دین اسلام نسبت به آنچه محافظه کاران سنتی ارائه میکردند به دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شد و پس از چندین جلسه محاکمه و دفاع بنابر اتهامهایی مانند توهین به مقدسات، نشراکاذیب و ... به پنج سال زندان محکوم گردید. وی در دادگاه با قاطعیت از اصلاحات دفاع کرد. دفاعیات وی در کتابی بنام شوکران اصلاحات متشر گردید که با استقبال مردم مواجه شد.

به اعتقاد بنده روزنامه خرداد به نوعی اخرین روزنامه آتشین جبهه اصلاحات محسوب میشد. بعد از خرداد لحن روزنامه های اصلاح طلب به علت ترس از تعطیلی ملایم تر شد.

بعد از تعطیلی خرداد روزنامه بیان به مدیر مسئولی سیدعلی اکبر محتشمی پور پابه عرصه مطبوعات گذاشت که مقالات چاپ شده در آن با ملاحظات بیشتری نوشته میشد و احتیاط سرلوحه کار مدیران آن بود تا به سرنوشت دیگر روزنامه های اصلاح طلب دچار نگردد. اما نهایتا بعد از گذشت مدت زمانی طولانی تر به نسبت سایر روزنامه ها بیان هم تعطیل شد و دوستداران روزنامه های اصلاح طلب حیران و سرگردان ماندند تا زمانی که حیات نو با مدیر مسئولی سیدهادی خامنه ای برادر رهبر ایران مجوز انتشار گرفت. و سعی در پرکردن خلاء روزنامه های جناح دوم خرداد داشت و با توجه به شرایط ایجاد شده تا حدی در این امر موفق بود ولی این روزنامه هم به دلیل انتشار یک کاریکاتور در 22 دی سال 1381 توقیف شد و سید هادی خامنه ای نیز در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه گردید واین پایانی بود بر اشتیاق من برای مطالعه و همراهی جنبش اصلاحات.

بعد از حیات نو مدتی رو به روزنامه های ورزشی آوردم که در نهایت به مدت دوسال به علت ویژه نامه های تخصصی روزنامه جام جم مخصوصا ویژه نامه کلیک مشتری این روزنامه شدم و به نوعی از صحنه درگیریهای سیاسی جناحهای داخل کشور دور شدم و سعی کردم به صحنه فناوریهای نوین نزدیک بشم.

اما روند چاپ روزنامه های اصلاح طلب با چاپ روزنامه هایی نظیر شرق و اعتماد ملی ادامه داشت و دارد اما به گمان من عطش مردم در خصوص مطالعه روزنامه و پیگیری مسائل روزمره از طریق روزنامه ها فروکش کرده و خوانندگان حرفه ای روزنامه ها ترجیح می دهند به جای دل بستن به روزنامه هایی که ممکن است بعد از چندی به تعطیلی کشیده شود از رسانه های نوین تر مثل ماهواره و اینترنت استفاده کنند و از تظرات و مقالاتی که کمتر دچار خودسانسوری میشوند بهره بگیرند.


 پی نوشت :

۱- روندی که نوشتم صرفا تراوشات ذهنی خودم هست و ممکنه در خصوص تقدم و تاخر نام روزنامه ها اشتباه کرده باشم.

۲- در این پست از سایت ویکی پدیا جهت تکمیل مطالب استفاده نمودم.

۳- اینکه ردپای بعضی از دوستان در اینجا هست اما خبری از حضورشان نه بابت کامنت گذاشتن بلکه در خصوص اظهار ادب اینجانب به آنان چی می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/05/10 |    

میرحسین موسوی

حال و هوای این روزها بی شباهت به روزهای انتخاب خاتمی در دوم خرداد نیست.

جوانان سبز پوشی که سعی در تعیین سرنوشت خودشان به دست خویشتن را دارند و فهمیده اند که اگر در عرصه کارزار حضور نداشته باشند سرنوشتشون توسط افراد دیگری رقم خواهد خورد. تجربه تلخی که در ۴ سال پیش به دست اومد و باعث شده که این دوره نقش و حضور و جوانان پر رنگ تر از قبل باشه.

اگر به یاد داشته باشید در حماسه دوم خرداد نیز عزم ملی بر این بود که هیچ کاندید دیگری به جز سید محمد خاتمی عزیز بر مسند ریاست جمهوری این مرز و بوم تکیه نزند و به چشم خویشتن شاهد بودم افرادی که حتی در ۱۲ فروردین سال ۵۸ نیز رای نداده بودند در آن دوره آگاهانه و فعالانه در پای صندوقهای رای حضور به هم رسانیدند تا یک صدا فریاد آزادی خواهی سر دهند و از سردمدار اصلاحات حمایت کنند و نقطه عطفی در روند سیاست داخلی و خارجی حکومت ایجاد کنند.

و امروز باز هم عزم ملی بر انتخاب سیدی تواناست که لیاقت ها و توانایی هایش رو در سالهای سخت جنگ به رخ کشیده است. بر توانایی هاش همین بس که مردم به پشتوانه تجربه و کیاست وی طی دو دوره انتخابات ریاست جمهوری به خاتمی آری گفتند و حالا حمایت خاتمی از وی به تنهایی دلیل بر صلاحیت وی و انتخابش از سوی بسیاری مردم است.

اما سوالی که برای من مطرح است و پاسخی برایش نگرفتم و امیدوارم شما پاسخی برایش داشته باشید این است که :

جناب میرحسین خان موسوی :

به راستی چه نقش و چه وظیفه ای بر عهده داری

چهار سال پیش نیامدی تا احمدی نژاد بر مسند قدرت بنشیند و حالا آمدی تا خاتمی عزیز از صحنه رقابت کنار رود. براستی طبق کدامین سیاست اینگونه با مردم رفتار میکنی. آیا این تناقض رفتار خیانت بر بی آلایشی مردم نیست.

یاحق

 



نوشته شده توسط Admin در تاريخ سه شنبه 1388/03/05 |    

انتخابات

از دیروز مهلت تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری به مدت 20 روز آغاز شده و تمام رسانه های گروهی و صدا و سیما در خدمت این 4 نامزد خواهند بود تا رو در رو با مردم صحبت کنند و برنامه های خود را به مردم ارانه دهند.

اگر نگاهی به آرایش و نحوه انتخاب نامزدهای کاندیدای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان نظری بیندازیم خواهیم دید که سیاستی کاملا محافظه کارانه در کار بوده و به نوعی از همه طیفهای سیاسی و ... در این مجموعه گلچین شده لحاظ گردیده است.

از مجموعه اصلاح طلبان میرحسین موسوی به عنوان نامزد ریاست جمهوری نام نویسی کرد و تائید صلاحیت شد تا جایگزین سیدمحمد خاتمی در طیف اصلاح طلبان گردد. و شورای نگهبان هم با تائید صلاحیت وی اجازه حضور پررنگ این طیف رو در این دوره از انتخابات داد تا شاید مانند دو دوره پیش (حضور بی سابقه مردم در خصوص رای به سیدمحمد خاتمی در هر دو دوره) حضور یک کاندیدای قوی و قابل اتکا از جبهه اصلاحات شور و حرارت خاصی برای حضور در صحنه و پای صندوقهای رای در مردم ایجاد کند.

پس به جرات میتوان میرحسین موسوی را مهمترین سرمایه اصلاح طلبان در این دوره از انتخابات دانست و او را اصلاح طلب تندرو معرفی کرد

از سویی دیگر مهدی کروبی دیگر کاندیدای این دوره از انتخابات در بسیاری موارد خود را نزدیک به جبهه اصلاحات معرفی میکند ولی با سیاست گاهی به نعل گاهی به میخ سعی در متعادل نگاه داشتن دیدگاههای خود در تمامی موارد دارد. وی که بعد از شکست در دوره پیشیین انتخابات ریاست جمهوری تلاش مضاعفی را برای این دوره اغاز نموده بود با انتخاب و فراخوان افرادی مانند ابطحی (مشاور سابق خاتمی) و جمیله کدیور سعی در جذب آراء اصلاح طلبان و قشر جوان جامعه دارد

و به نوعی میتوان او را کاندیدای اصلاح طلب میانه رو معرفی کرد.

دیگر کاندیدای این دوره بسان دوره قبل کسی نیست جز محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام. که مانند دوره قبل خود را نامزد این دوره از انتخابات ریاست جمهوری کرده و با بیان نقطه نظراتی در خصوص اصلاح روشهای موجود و نقد عملکرد دولت و بیان این نکته که بسیاری اهداف دولت فعلی هدفهای خوب و قابل اجرایی است ولی در میدان عمل دچار کاستی ها و نواقصی است خود را یکی از اصولگرایان میانه رو معرفی کرده است.

مهمترین کاندیدای جناح اصولگرا مانند دوره قبل محمود احمدی نژاد رییس فعلی جمهوری اسلامی ایران است که با استفاده از روشهای تبلیغاتی قبلی و شعاری که هنوز به قطعیت اعلام نگردیده اما همه جا به گوش میرسد یعنی اصلاح ساختاری قانون اساسی پا به عرصه انتخابات گذاشته و این انتظار را از مردم دارد که قانون دو دوره ای بودن ریاست جمهوری را همچنان رعایت کنند و بدون هیچ گونه مشکلی وی را دوباره بر مسند ریاست جمهوری بنشانند.

محمود احمدی نژاد که در دوره قبل به شعار عدالت محوری پا به عرصه انتخابات گذاشته بود در عمل با مشکلاتی مواجه شد که وی را گاها فرسنگها از شعارها و وعده های تبلیغاتیش دور ساخت. وی برای جلب آراء قشر عظیمی از جامعه که همانا کارمندان و کارگران و بازنشستگان هستند اقدام به اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارمندان و کارگران کرد تا در آستانه انتخابات رضایت نسبی این دو قشر تاثیر گذار در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی رو به خود جلب کند.

بدون شک احمدی نژاد کاندیدای اصلی اصولگرایان است و وی را میتوان اصولگرای تند رو دانست.

حال باید دید حضور میرحسین موسوی نخست وزیر با کفایت کابینه جنگ و حضور مجدد احمدی نژاد در انتخابات باعث ایجاد شور و هیجان خاصی در انتخابات و حضور پرشور مردم در انتخابات میگردد یا اینکه بی تفاوتی مردم به مسائلی مانند انتخابات همچنان رو به رشد است و تمامی این مسائل تاثیری در انگیزه مردم برای حضور در انتخابات را ندارد.

یا حق

 



نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/03/02 |    

نهضت و نظام

در جامعه شناسی یک اصلی است به این نام : تبدیل موومان (Mouvement یعنی نهضت و حرکت) به انستیتوسیون (Institution یعنی نظام و سازمان). به این معنی که در جامعه، حرکتی بر اساس ایده آل ها و هدفهایی ایجاد میشود و یک فکر، یک گرایش، یک ایمان جوان متحرک است که این نهضت را (به آن معنای حقیقی کلمه، یعنی حرکت و ورزش) ایجاد میکند. یک نهضت عبارت است از روحی و حرکتی که به طرف هدفی روان است، و همه پیروانش ، همه مسائل واحکام و عقاید و اعمال و شعائر و حتی مراسمی که در میان پیروانش وجود دارد، متوجه آن هدفند و همه چیز و همه کس به وسیله هستند. برای تحقق آن هدفی که این نهضت برای نیل به آن هدف به وجود آمده است.

این نهضت یا حرکت در راه رسیدن به آن هدف خود به خود به موانعی که عوامل سد کننده راهش است برمیخورد و در اینجا است که درگیری، مبارزه و کشمکش ایجاد میشود. بنابراین از خصوصیات نهضت، حرکت و روشن بودن هدف است و همه چیز وسیله و مقدمه برای رسیدن به آن هدف. دیگر اینکه در مسیر این حرکت و سرگذشت آن، تلاش و درگیری و مبارزه جبری است. یک مکتبیک مذهب و یک ایدئولوژی اجتماعی، دینی، طبقاتی، ملی در آغاز کارش برای پاسخ گفتن به نیاز زمان، یا طبقه یا قوم بوجود می آید و برای تحقق بخشیدن به آن ایده ال و شعارش، پیروان خودش را به حرکت در می آورد.

این نهضت در مسیر خودش حرکت میکند. یک حرکت مدعی زمان و تغییر دهنده نظام موجود که میخواهد ویران کند و با یک حالت انتقادی شدید نسبت به هرچه که وضع موجود را نشان میدهد و یا می سازد وضع دیگری را پیش آورد و شرایط نوی را بیافریند.

همه چیز را تغییر میدهد نهضت به هدف میرسد. یا بی آنکه به هدف برسد به اوج قدرتش میرسد. اما بدانجا که رسید، درگیری و مبارزه اش از بین میرود، سد و مانعی دیگر در برابرش نیست بقدرتش که رسید حالتش عوض میشود. می ایستد! متوقف میشود! حالت متحرک و انقلابیش را از دست میدهد و حالت محافظه کاری میگیرد. چون اول میخواست دشمن را خلع سلاح کند و نظام را عوض کند حالا خودش قدرتمند و حاکم است و میخواهد خودش را حفظ کند و نگهدارد. لذا حالت ضد انقلابی پیدا میکند، چون خودش روی کار آمده انقلاب های بعدی را شورش و خیانت یا ضد انقلاب می خواند.

در اینجا از نظر جامعه شناسی که مطلب را بررسی می کنیم می بینیم آن واقعیت که در اول نهضت بود و موومان حالا در قدرت خودش تبدیل گردیده به انستیتوسیون یا نهاد، و یک پایه ثابت اجتماعی شده است، و به صورت خیمه ای درآمده بر روی جامعه، و یک قدرت سازمان یافته دولتی شده که در ظاهر به اوج قدرت رسیده است اما در روح به توقف و رکود افتاده است.

در تاریخ از این نمونه ها بسیار داریم، مثلا مذهب زرتشت که در دوره اشکانی در حال مبارزه با اشکانیان بود و در حال کشمکش با نظام حاکم، در دوره سیاسی حاکم بر سرنوشت جامعه و بر همه قدرتها، حتی قدرت سیاسی می شود، به نهایت قدرتش میرسد و در اوج شکوه و عظمتش می درخشد، معابد در منتهای زیبایی و در نهایت آزادی و رواج در این ایران پشت سر هم بنا می شود و آتشهای مقدس در سراسر ایران برافروخته میشود واین مذهب که به صورت یک ایمان و حرکت بود به صورت قدرت حاکم محافظه کار در می آید و دیگر نیاز مردم را که میخواد همیشه حرکت کنند و نیاز نسل جدید را که  در حرکت نهفته است و همواره خواهان تحول و نو شدن است برآورده نمی کند! بلکه در برابر این نیاز و حرکت می ایستد.

این است که چون این مذهب حالا بر سرها حکومت میکند و بر ظاهر زندگی، نه بر دلها و آرمانها، دیگر نمی تواند پاسخگوی نیاز زمان خودش باشد و خود بخود زمینه و زمانه نیازمند یک نهضت دیگری میشود.

با چنین تحلیلی این تناقض تاریخی را میتوان حل کرد که می بینیم مذهب زرتشت در دوره ساسانی و بخصوص عصر انوشیروان، به اوج شکوه و قدرت و استقرارش میرسد و با این همه در همین هنگام است که مانی و مزدک ظهور می نمایند و آن همه نفوذ پیدا میکنند و ندای اینها پاسخ لبیک از متن مردم، بخصوص از جانب نیروی جوان و روشن می شنود به طوریکه میتوان از تاریخ استنباط کرد به اصطلاح امروز، انتلکتوئل های جامعه ایرانی و متفکران و تحصیلکرده ها و جوانان نو اندیش به سوی مانی و توده ها به شدت به سوی مزدک روی آوردند و این تناقض – شکست در پیروزی- نشان دهنده این واقعیت است که این مذهب، در قله عظمت و حکومتش متوقف شد! یعنی حرکتش تبدیل به انستیتوسیون یا نظام شده و ایستاد. و آنوقت در برابرش نهضت های مذهبی و اجتماعی ضد زرتشتی به وجود آمدند.

حال با این پیش زمینه که گفته شد نگاهی اجمالی به شیعه می اندازیم

تشیع دارای دو دوره کاملا منفک و جدا از هم است یکی دوره ای از قرن اول – که خود تعبیری از اسلام حرکت است در برابر اسلام نظام (= تسنن) تا اوائل صفویه، دوره نهضت و حرکت شیعه است ویکی دوره ای از زمان صفویه تا کنون که، دوره تبدیل شدن شیعه حرکت است به شیعه نظام.

شیعه در زمان پیشین اقلیتی بود محکوم و بی قدرت که نمی توانست به آزادی به کربلا برود نمی توانست نام حسین را بر زبان بیاورد و حتی نمی توانست اعمال مذهبی خودش را در معرض چشمها انجام بدهد همیشه تحت تعقیب بود و همیشه در شکنجه و زندان و پنهان در تقیه. حالا همان شیعه تبدیل شده به یک قدرت بزرگ حاکم بر کشور که بزرگترین نیروهای رسمی از او حمایت میکند...

همان علماء و روحانیون شیعه که همواره جبهه پیشتاز مبارزه با حکومت ها بودند و پیوسته سپر و آماج تیرهای نظام حاکم، همانها عزیزترین و مجلل ترین و مرفه ترین شرایط زندگی میکنند و دوش به دوش حاکم می نشینند ودر حکومت مورد مشورت قدرت سیاسی حاکم قرار میگرند و حتی حاکم قدرت خودش را به عنوان قدرتی تلقی میکند که به نیابت امام از روحانیون شیعه که نائب امام زمان اند و حاکم شرع، گرفته و اینها هم به وکالت از امان به او تفویض کرده اند.! پیروزی بزرگ.

شیعه درست از همین موقع که همه پیروزیها را به دست آورد شکست خورد و از زمانی که همه موانع انجام اعمال مذهبیش و مشکلات ابراز احساسات شیعه برطرف شد و از هنگامی که عوامل قدرتهای کوبنده او به تشویقش پرداختند و با او همگام شدند از حرکت ایستاد و به یک نهاد اجتماعی قدرتمند حاکم تبدیل شد.

این قانون تبدیل حرکت به نظام است که بدین صورت یک ایمان جوشان که همه ابعاد جامعه را به هیجان و حرکت دگرگونی انقلابی می آورد. و تبدیل میشود به یک انتیتوسیون.

 تشیع علوی و تشیع صفوی

                                                                                             دکتر علی شریعتی

حال خودتان سیر تبدیل موومان نظام مستقر به انستیتوسیون را بررسی کنید.

یاحق

 



نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/02/26 |