تبليغاتX
گزیده خاموشی از دنیای خاکی - تاریخچه نوروز
طبق عقايد زرتشت، ماه فروردين ( اولين ماه تقويم شمسي ايرانيان) به فراوشي (سرزندگي) اشاره دارد كه دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار تحول می کند. بنابراين، زرتشتيان، ده روز را براي اينكه روح نياکان خود را شاد كنند، گرامي می دارند ممكن است اين سنت كه، بعضي‏ها قبل از نوروز به گورستانها مي‏روند، ريشه در اين باور داشته باشد. قصه‏هاي ديگري در مورد مبدا نوروز نقل شده است. يك روايت اين است كه كياخسرو، پسر پرويز بردينا، به تخت سلطنت نشست و ايرانشهر را به اوج شكوفايي خود رساند

روايت ديگر آنكه در اين روز خاص (اول فروردين) ، جمشيد، پادشاه پيشدادي، بر روي تخت طلايي نشسته بود در حالي‏كه مردم او را روي شانه‏هاي خود حمل مي‏كردند. آنها پرتوهاي خورشيد را بر روي پادشاه ديدند و آن روز را جشن گرفتند.

روايتی ديگر به سليمان بر‏مي‏گردد كه حلقه خود را گم كرد و در نتيجه حكومت خود را از دست داد. بعد از اينكه چهل روز به دنبال آن گشت، حلقه خود را يافت و دوباره به حكومت رسيد. از اين رو، مردم در آن روز فرياد برآوردند كه، نوروز (روز نو) آمده است

در زمانهاي قديم، جشن نوروز در اولين روز فروردين (۲۱ ژانويه) شروع مي‏شد، ولي مشخص نيست كه چند روز طول مي‏كشيده ‏است. در بعضي از دربارهاي سلطنتي جشن‏ها يك ماه ادامه داشت. مطابق برخي از اسناد، جشن عمومي نوروز تا پنجمين روز فروردين برپا مي‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شايد بتوان گفت، در طي پنج روز اول فروردين جشن نوروز جنبه ملي و عمومي بود، در حاليكه طي باقيمانده ماه، هنگامي‏كه پادشاهان مردم عادي را به دربار سلطنتي مي‏پذيرفتند جنبه خصوصي و سلطنتي داشت
نوشته شده توسط ادمین در شنبه 1385/12/26 ساعت 14:13 | لينک ثابت | مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin