کربلای عشق
كربلا رفتن عشق مي خواهد و هر كس در اين زمانه عاشق نميشود ....

بنام خدایی که کربلا را آفرید تا ما وطن داشته باشیم
نه کسی بی انکه بشنود، میگوید و نه قلمی بی آنکه آداب نثرش بداند می نویسد....
لیک نه این گوش را ادعایی است در شنیدن ملکوتی آوای قدسیان و نه این قلم را توان جعل معنا در چینش هنرمندانه واژگان...
بلکه باور آن است که آنچه از لطف هدیه داده اند برای شنیدن ماست...
اگر نشنیدید ایراد از وجودمان است...
در دیار عشق همه چیز در سکوت رقم میخورد
این همه هیاهو برای رفتنم درچیست نمی دانم !
هرچه ما را از ناامنی کربلا بترسانند
بازهم برای ما جز کربلا نقطه امنی نیست
میدانی چرا امام (ع) فرمود امان از شام
آخر ... کربلا امن بود! حرم که ناامن نمی شود...
وکربلا اگر ناامن بود یک تن از یزیدیان زنده نمی ماند
و سفیه آنکه در حرم امن کربلا از مرگ بهراسد
کربلا شهر مرگ نیست
هرچه هست فقط زندگی است و
سوال اینجاست که کربلا اگر نبود
زمین آیا باز هم جاذبه داشت ؟
و اینک
فراق پایان گرفت و قرار است به بهشت بازگردانده شویم
ولی نه آن بهشت که ادم از ان رانده شد
بهشتی که ادم از آن زاده شد
و توی ای صاحب کربلا
برای ما که از کنار دیوار عشق تو گذشته ایم
گرمای این شهر را حرارتی نیست
و اینجا هر اندازه هم گرم باشد
از عشق تو بیشتر نیست
.
پس تو ای دوست خوب من
حسین را هم اگر نمی شناسی
بشتاب! که او تو را میشناسد
و کربلایی باش حتی اگر کربلا نرفته ای
چرا که
آرزویی را در وجود ما نهاده اند که تا به کربلا نروی بدان نرسی
پس بشتاب که او منتظر است.
اگر فرصت دیدار میسر نشد حلالم کنید
۱-اگه قول بدید شبهای قشنگ قدر منو فراموش نکنید شاید یه کاری واستون کردم ![]()

التماس دعا و یاحق
نوشته شده توسط Admin در تاريخ شنبه 1388/06/14 |