تبليغاتX
قلمی در دست - انی جاعل فی الارض خلیفه

انی جاعل فی الارض خلیفه

انی جاعل فی الارض خلیفه (من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت) سوره بقره آیه 30

اسماء حسنی خداوند

در آیات كریمه قرآن دلیلی كه دلالت كند برعدد اسماء حسنی و آن را محدود سازد نیست. هر اسمی درعالم باشد كه ازجهت معنا احسن اسماء بوده باشد آن اسم ازآن خداست، پس نمی توان اسماء حسنی را شمرده و به عدد معینی محدود كرد.

آن مقداری كه در خود قرآن آمده صد و بیست و هفت اسم است:

الف – الاه، احد، اول، آخر، اعلی، اكرم، اعلم، ارحم الراحمین، احكم الحاكمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل المغفره، اقرب، ابقی.

ب – باری، باطن، بدیع، بر، بصیر.

ت – تواب.

ج – جبار، جامع.

ح – حكیم، حلیم، حی، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفی.

خ – خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالفاصلین، خیرالحاكمین،خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.

ذ – ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمه، ذوالقوه، ذوالجلال و الاكرام، ذوالمعارج.

ر- رحمن، رحیم، رئوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.

س – سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.

ش – شهید، شاكر، شكور، شدید العقاب، شدید المحال .

ص – صمد.

ظ – ظاهر.

ع – علیم، عزیز، عفو، علی، عظیم، علام الغیوب، عالم الغیب و الشهاده.

غ – غنی، غفور، غالب، غافرالذنب، غفار.

ف – فالق الاصباح، فالق الحب و النوی، فاطر، فتاح.

ق – قوی، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل التوب، قائم علی كل نفس بما كسبت.

ك – كبیر، كریم، كافی.

ل – لطیف.

م – ملك، مومن، مهیمن، متكبر، مصور، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مصیب، متعال، محیی، متین، مقتدر، مستعان، مبدی، مالك الملك.

ن – نصیر، نور.

و – وهاب واحد، ولی، والی، واسع، وكیل، ودود.

ه – هادی.

معانی این اسماء را خدای تعالی به نحو اصالت داراست، و دیگران به تبع او دارا هستند، پس مالك حقیقی این اسماء خداست، و دیگران چیزی ازآن را مالك نیستند مگر آنچه را كه خداوند به ایشان تملیك كرده باشد كه بعد از تملیك هم باز مالك است، واز ملكش بیرون نرفته است.

انسانی که خلیفه خداوند بر روی زمین است بسیاری از صفات ذات اقدس الهی رو به ارث برده و آئینه تمام و کمال این صفات است. یعنی خلیفه خداوند در زمین مجموعه ای از صفات باری تعالی است که در بسیاری مواقع برخی از این صفات چنان در رفتار و کردارش متبلور میگردد که مصداقی برای آن صفت خداوند میگردد.

به عنوان مثال خداوند صفت رحمانیت و رحیمیت خود را در وجود مادران به بهترین نحو قرار داده و برای درک این دو صفت خداوند همیشه مادران شاهد مثال قرار میگیرند و در بیان این صفات اینگونه ابراز میگردد که خداوند 70 بار بیشتر از مادرانی که نسبت به فرزندانشان مهربانند نسبت به بندگان مهربان تر است.

برخی از صفات خداوند در وجود انسانها به صورت برجسته تری متبلور میگردد یعنی صفت بخشندگی و مهربانی و رئوفیت و .... که از اسماء و اوصاف باری تعالی است در برخی افراد چنان به عرضه ظهور میرسد که همگان بر برجستگی آن صفت اذعان میدارند.

و در بسیاری موارد علاوه بر وجود  صفتی از اوصاف خداوند در وجود اشخاص صفای باطن و زلالی دل نیز مزید بر علت میگردد و این صفات در چهره اشخاص و ادبیات گفتاری آنها نیز بروز پیدا میکند.

تمام این نوشتار را به این دلیل نوشتم تا عنوان کنم برخی از صفات و اسماء حسنی خداوند در کردار و رفتار و حتی صورت ظاهری برخی دوستانم چنان آشکارا پدیدار است که همگان بر وجود آن صفت متفق القول هستند.

من مهربانی محض را در کلام و گفتار و رفتار و منش .... دوستانی چون حمیدرضای نازنین، عسل بانوی مهربان و هستی عزیز و همسر نازنینم به وضوح مشاهده و لمس کردم و استنباطی که از رفتارشان داشتم این بود که موظف به اشاعه صفت بخشندگی خدا بر زمین هستند.

در پستی جداگانه به بررسی صفات بارزه تمامی دوستانم خواهم پرداخت و اعتراف خواهم کرد که هر کدام از نازنینان را با چه صفتی شناختم.

منبع مورد استفاده و اطلاعات تکمیلی در خصوص اسامی خداوند در انجیل


پی نوشت :

۱-تبریکات ویژه به آبجی بامرام بابت سوار شدن بر شتری که پشت در خونشون نشسته بود.

۲-تبریک به امید عزیز بابت سالروز میلاد وبلاگش. وبلاگی که منشاء دوستی مان شد.

۳-اگر پست جالبی نیست بر بزرگواری تان ببخشید. این روزها ذهنم خالی از هر سوژه و مطلبی تنها مشغول برنامه ریزی جهت انجام انبوهی از کارهایی است که بر سرم آوار شده.

التماس دعا و یاحق



نوشته شده توسط Admin در تاريخ یکشنبه 1388/07/12 |